لتریه آمد و تکانی کوچک به خمودگی داستان داد، اما در نهایت همچنان در حصار ماند
فرنچایز طولانی «سریع و خشن» سالها بود که با محتوای تینیجری روی پرده میرفت. کاراکترها کمکم تبدیل به بزرگسال شدند و انتظار میرفت روایت نیز دچار این بلوغ شود. سازندگان با تمام قوا همهی کاراکترهای اصلی را کنار یکدیگر نگاه میداشتند، اما نیمی از این تلاش را برای بهبود روایت نمیکردند. در نهایت با فرنچایزی روبهرو شدیم که تبدیل به ماجراجویی چند کاراکتر با ماشینهای اسباببازی و رنگارنگ میشد. در فیلم نهم این فرنچایز که حدود ۲ سال پیش به مرور آن پرداختیم سعی شد با تزریق بازیگران مشهورتر به درون این روایت خموده کمی سرگرمی را در آن بیشتر کنند. اما حتی حضور «شارلیز ثرون» هم نتوانست اثر را از آن فلاکت نجات دهد. در عوض اسپینآف زوج-بازیگری این اثر با حضور «جیسن استیتم» و «دواین جانسون» از کل فرنچایز پیشی گرفت و جذابیت بیشتری را رو کرد. حال در اثر جدیدی از این فرنچایز با تغییر کارگردان عاریهای مواجه هستیم و «لویی لتریه» سکان هدایت این فیلم را بر عهده گرفته است. لتریه پیش از این و با فیلم «هالک» هم سعی داشت به درون دنیای متحجر سوگلیهای هالیوود نفوذ کند و از بازیگران نامتعارف همچون «ادوارد نورتون» استفاده کند تا بلکه روایت را بهسوی یک نئونوآر ابرقهرمانی ببرد. اما همانطور که همیشه میدانیم این استودیو است که حرف اول را میزند و کارگردان در این لیست جز یک اپراتور نیست.
حضور لتریه در این اثر بسیار پررنگ است. در اثر جدید کمی اکشن قابل تحمل و حذف برشهای احمقانهی آثار قبلی را شاهد هستیم. تنوع شهری هم در این اثر بیشتر از آثار دیگر است. اما یکی از اشتباهات لتریه این است که بیش از حد ظریفت روایت از بازیگران نامآشنا استفاده کرده است. او در این سری شارلیز ثرون را حذف نکرده و در عوض او را بهطور غیر مستقیم وارد جبههی خیر روایت کرده و در عوض از «جیسون موموآ» بهعنوان شرور قصه بهره میبرد. بازیگران اصلی هم به کار خود مشغول هستند و گویی حضور لتریه حتی آنها را وادار با تغییر رویهی غلط گذشتهاشان نکرده است. «ون دیزل» با همان ابرو بالا انداختن و نخندیدن قرار است کاراکتر همهچیزدان ماجرا باشد و «میشل رودریگز» هم همچون نوچهای وفادار فقط تأییدکنندهی اوست. سه کاراکتر دیگر ماجرا هم حتی آن ملیح بودن قبلی را ندارند و گویی تکرار خود را نیز فراموش کردهاند.
ون دیزل بازیگر بدی نیست و این را در آثار مختلف ثابت کرده است. نگاهی به ماجراجوییهای او در دههی ۱۹۹۰ بیندازید و ببینید این مرد جوان چگونه تلاش میکرد در کنار همردههای خود مانند بن افلک، جانی دپ، دیکاپریو، فینیکس و دیگران جایی باز کند. برای درک قدرت این بازیگر فیلم کوتاه «چندچهره» محصول ۱۹۹۵ او را تماشا کنید. دیزل تا قبل از سال ۲۰۰۰ هم این فیلم و هم یک اثر بلند را بهعنوان کارگردان روی پرده برد و نشان داد تلاش او چگونه میتواند باعث تحسین فیلم سازانی چون اسکورسیزی و اسپیلبرگ شود. اما دوران افول این بازیگر از لحظهی شروع سریع و خشن در سال ۲۰۰۱ بود که باعث شد حضور عریض او در ژانرهای مختلف سینمایی کمرنگوکمرنگتر شود. حال و در سال ۲۰۲۳، افلک، دیکاپریو، دپ، فینیکس و دیگران با دو جین اثر ماندگار و در قالب کاراکترهایی ماندگارتر در ذهن مخاطب نقش بستهاند و دیزل همچنان همان حلقهای مشکی را بر تن میکند و ابرو بالا میاندازد و انتظار پایان تیتراژ فیلمی دیگر از فرنچایز سریع و خشن را میکشد.
لتریه در این اثر چیز جدیدی جز همان اسباببازیهای سریهای قبل نشان نداده است. او با زیرکی روایت را پایان نمیدهد و در انتها با با دو نما از دواین جانسون و گیل گدوت مخاطب را در انتظار فیلم یازدهم میگذارد. باید دید لتریه میتواند در روایت بعدی حداقل کمی از خمیازههای کسالتبار را در طول فیلم کم کند؟
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.