برخی روایتها از همان نماهای ابتدایی راه خود را از کمدیهای میانهی هالیوودی جدا میکنند. اولین اثر بلند سینمایی «مت اسماکلر» قدم در مسیری میگذارد که مخاطب را به درون زندگی پر فراز و نشیب دختری نوجوان میبرد. کارگردان در ابتدا «بی» را در حال دویدن نشان میدهد و پس از جان گرفتن موسیقی متن و ترانه با برشی ناگهانی او را روی تخت بیمارستان و در کما تصویر میکند. همهی کاراکترهای تأثیرگذار اثر در چند نما بالای سر او حاضر میشوند و از میان دیالوگهای نقش خود را در زندگی بی به مخاطب نشان میدهند؛ از خاله و شوهرخاله تا مادربزرگها و در نهایت پدر و مادر. پس از این نماهای کوتاه روایت به درون ذهن در خلسه و کمای بی میرود و حال با یک زندگی کامل از او مواجه میشویم.
کارگردان بدون هیچ واهمهای به قبل از تولد بی میرود و تصویر پدر و مادر ناتوان ذهنی این دختر نوجوان را در دوران جوانی مقابل مخاطب قرار میدهد. اسماکلر سعی دارد این ناتوانی و معلولیت را تبدیل به درونمایهی اثر خود کند و از دل آن دختری با نام بی را متولد کند. بی در میان دستان این پدر و مادر قد میکشد و کمکم اوست که به مراقبت از این دو میپردازد. کارگردان برای اینکه مخاطب دچار مونوتون نشود با پارهای از نماها سعی میکند زمان حال و گذشته را به یکدیگر گره بزند. در نتیجهی این انتخاب هوشمندانه با روایتی مواجه هستیم که همهی ابعاد زندگی بی را از منظر دیگر افراد نزدیک به او تصویر میکند.
بی در این اثر میتوانست کاملاً با نوجوانانی که در جهان واقعی زیست میکنند شباهت داشته باشد، اما کارگردان در برخی از سکانسها روی ریل کمدیهای تینیجری میانه میافتد. شاید با این حجم از بازیگران قدرتمند که روایت را به خوبی در آغوش گرفتهاند نیازی هر چند اندک به این سکانسهای انتقامی نبود. اما آقای اسماکلر تصمیم گرفته که روایت را با ترکیب این سکانسها مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
کمدی اثر و موتیفهای کلامی کاراکترها همان نقطهقوتی است که روایت را برای مخاطب گاه همچون جاری شدن اشک و گاه همچون خندهای روی چهره تصویر میکند. این تعادل بین اشک و لبخند باعث جان گرفتن روایت در نظر مخاطب میشود. شاید سینمای تینیجری خیلی بیشتر از اینها به چنین آثاری نیاز دارد تا دنیای پر تلاطم نوجوانی را بهصورت یک داستان سینمایی در برابر مخاطب نوجوان خود قرار دهد؛ مخاطب نوجوانی که در محاصرهی رنگارنگهای بی سر و ته سینمای میانه قرار دارد و هیچ درک درستی از دورهای که در آن زیست میکند ندارد. بی در این روایت یکی از همان هزاران نوجوانی است که دنیای رنگارنگ پیرامون را فدای مراقبت از والدین خود میکند. آقای اسماکلر در این اثر سعی میکند همهی انتخابها را در برابر کاراکتر نوجوان خود قرار دهد تا پس از آزمونوخطاهای مختلف انتخاب نهایی او را تصویر کند. روایت بی و خانوادهاش قصهای شیرین از تولد تا نوجوانی دختری است که جبر را تبدیل به شیرینترین آزادی انتخاب میکند. اسماکلر با این قریحهی زیبا ما را چشمانتظار آثار بعدی خود نگاه میدارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.