پوستر فیلم یک‌بار دیگر لیلا

عشق به لیلا در هر روایتی جز مرگ به‌همراه ندارد

یک‌بار دیگر لیلا
Leyla Once Again
Yeniden Leyla
محصول ۲۰۲۰ – ترکیه
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

داستان «اوموت» و لیلا در این روایت شاید داستان بسیاری باشد؛ فردی که درون ذهن به شخصی علاقه دارد و هر بار قبل از خواب با او زندگی می‌کند و هر صبح که از خواب برمی‌خیزد جز تنهایی اطراف خود نمی‌بیند. «باریش حانجی اووللاری» در اولین تجربه‌ی بلند داستانی خود سعی دارد روایتی تودرتو از ماجرایی عاشقانه تصویر کند. کاراکتر اصلی او در این روایت جوانی با نام «اوموت» است.
کارگردان ترک در بخش اول روایت خود بی‌هیچ ترسی روایت را به درون فیلمی می‌برد که در آن اوموت یک فرد لال است و همراه با مادر مجرد خود زندگی می‌کند. اوموت در این بخش همچون فردی کنجکاو و خاموش فقط یادداشت می‌کند. او زمانی که پی به ملاقات مادر و معشوق‌اش می‌برد به‌نوعی عنان از کف می‌دهد. اوموت مادر را همچون آخرین سنگر خود می‌پندارد، اما توان او در همین حد است که خانه را ترک کند. کارگردان در بخش اول روایت داستان اوموت و مادر را با قتل اوموت توسط پدری که سال‌ها آن‌ها را رها کرده بود به پایان می‌رساند.
در بخش دوم، روایت با اوموت تنها در زندگی واقعی ادامه پیدا می‌کند. کارگردان جوان ترک نشان می‌دهد که اوموت در زندگی واقعی هم شیفته‌‌ی لیلاست. او تبدیل به تعقیب‌کننده‌ی شبانه‌روزی لیلا می‌شود و هر بار به‌نوعی سعی دارد خود را به نزدیکی او برساند یا وسایلی از این زن را همراه داشته باشد و بتواند از طریق آن‌ها او را استشمام می‌کند. این جنون گویی از درون فیلم به زندگی واقعی اوموت رسوخ کرده و حتی اوموت هم برای آن چاره‌ای ندارد. آنچه کارگردان به ما نشان می‌دهد رضایت اوموت از زندگی پر از رنج مجنونی لیلاست.
آنچه در این روایت کمی گنگ است رابطه‌‌ی پدر و پسری بین اوموت و پدرش است. کارگردان از همان ابتدا قصد دارد پدر را تبدیل به ضلع سوم این ماجرا کند و تمام تلاش او برای منحرف کردن ذهن مخاطب از پدر و غافلگیر شدن در انتهای ماجرا بی‌فایده است. زیرا روایت او جز اوموت و لیلا کاراکتر دیگری ندارد و این پدر است که در همان دیالوگ کوتاه با اوموت باعث شکل‌گیری اتفاق پایانی در ذهن مخاطب می‌شود. کارگردان جوان ترک به‌راحتی می‌توانست این روایت را تبدیل به یک نئونوآر ساده و زیبا کند. او هم زن اغواگر را در اختیار دارد و هم روایت‌اش به‌گونه‌ای پیش می‌رود که مرد اغواشده‌ی ساده‌لوح حاضر به انجام هر کاری‌ برای رسیدن به کابین آن زن است. اما او در عوض روایت را تبدیل به درامی سردرگم می‌کند که فرنکشتاین ژانری می‌شود و قابلیت عرضه کردن خود به‌عنوان یک درام را ندارد. در هر حال برای کشوری مانند ترکیه که جز سینمای جشنواره‌ای محصولی قابل اعتنا در سینما ندارد، این آثار در کنار آثار بزرگانی چون فاتح آکین (آکین را دیگر باید سینماگر آلمانی دانست) و بیلگه جیلان طی این سال‌ها قصد دارند سینمای ترکیه را پالایش کنند و باید گفت موفق بوده‌اند. اثر ابتدایی کارگردان جوان ترک را نیز به‌حساب آزمون‌و‌خطای سینمایی او برای قرار گرفتن در مسیر درست می‌گذاریم و به‌انتظار آثار بعدی او خواهیم نشست. سینمای ترکیه با برگزاری انبوهی از جشنواره‌های فیلم مستقل باعث شده سینماگران و مخاطبان جوان در معرض سینمای روز دنیا قرار بگیرند و بتوانند ایده‌های ذهنی خود را تصویر کنند. در نتیجه‌ی این مواجهه‌ها با آثار بزرگ و تجربی دنیای سینما، سینماگران جوان ترکیه هر ساله سعی می‌کنند در میان خیابان‌های شهری و جاده‌های روستایی در پی ایده‌های خود باشند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟