این روایت به واقعیت نزدیک هم نبود
«مانوئل» ۱۶ ساله از دوران کودکی با «فلیپ» دوست است. آنها نوجوانانی سرخوش هستند که با تشکیل یک گروه موسیقی راک سعی کردهاند علاقهاشان را دنبال کنند. مانوئل دوست دختری با نام «آزول» دارد، اما علاقهاش به فلیپ آنقدر زیاد است که نمیتواند رابطهای خاص با آزول برقرار کند. مانوئل رفتهرفته در مسیر دوستی خود با آزول و سپس حسادتاش به فلیپ و دوستدخترش متوجه یک حقیقت دربارهی خود میشود.
فقط از زمانی که کانال «یک فیلم، یک زندگی» کار مرور فیلمهای روز سینمای جهان را آغاز کرد، آنقدر فیلم دربارهی دگرباشان و گروه الجیبیتی ساخته شده که تنها با سرچ واژهی دگرباش در کانال میتوان به بیش از چهل فیلم دربارهی این موضوع رسید. به همین دلیل هم مخاطبان دیگر توانایی شناخت فیلم خوب و بد را دربارهی این موضوع خواهند داشت. اینکه یک فیلم در یک یا چند فستیوال دیده شود یا منتقدان به ثنای آن بپردازند باعث نمیشود مخاطب آن فیلم را برتر بداند، بلکه او با آموزههای خود و آگاهی بیشازپیش خود توانایی شناخت اثر برتر را دارد. فیلم «باشکوه» هم از آن فیلمهای دگرباشی است که داستاناش به هیچ عنوان توانایی رسیدن به تصاویرش را ندارد و تنها المانی که در این فیلم میتواند باعث دیدهشدناش شود تصاویر و موسیقیاش است. حتی بازی بازیگراناش هم به دلیل روایت آشفته نامفهوم دیده میشود.
بزرگترین مشکل من با این روایت نرمال بودن روند زندگی مانوئل علیرغم دگرباش بودن او است. شاید ده سال بعد، زمانی که دگرباش بودن دیگر مسئلهای اینچنین پیچیده نیست، این فیلم بتواند کمی به واقعیت نزدیک باشد، اگرچه هنوز هم پرداخت شخصیتها در داستان مشکل دارد، اما اینکه محیطی که مانوئل در آن زندگی میکند از مادر و پدرش گرفته تا دوستدختر و دوستان مدرسهاش و حتی فلیپ دگرباش بودن او را به راحتی میپذیرند مسألهای غیرواقعی است. در جوامع پیشرفتهای مانند ایالات متحده هم با توجه به فرهنگسازی چندین سالهی آنها اما هنوز هم دگرباش بودن حداقل باعث تعجب میشود، اما در این فیلم دگرباش بودن مانند مثلاً سینما رفتن امری عادی است که منجر به تعجب هیچکس نمیشود. حال مانوئل باید در محیطی که همه او را پذیرفتهاند با علاقهاش به فلیپ کنار بیاید. تمام مسئلهی فیلم به همین سادگی زیرسؤال میرود و ما از همان ابتدا به شعاری بودن روایت فکر میکنیم.
این فیلم توانایی پرداختن به شخصیتهای پیرامونی مانوئل را هم ندارد. رابطهی سینوسی پدر و مادر مانوئل هرگز توضیح داده نمیشود. آنها با هم دعوا میکنند و مشکلات زناشویی دارند اما چه مشکلی؟ اینکه چرا پدر بهراحتی با دگرباش بودن پسر کنار میآید یا حتی مادر چگونه این مسأله را میپذیرد هم در روایت نشان داده نمیشود. رابطهی مانوئل با آزول هم اگرچه کمی پرداخت شده اما اینکه چگونه آزول دگرباش بودن مانوئل را میپذیرد شرحی ندارد. حتی نام فیلم، باشکوه، هم مشخص نیست به چه چیز اشاره دارد و قرار است به شرح چه اتفاق یا چه شخصیتی بپردازد. ما در پایان روایت نه میدانیم چرا نام فیلم باشکوه بوده و نه میتوانیم دنیای مصنوعی و شاد و راحت مانوئل را درک کنیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.