پوستر فیلم کشور سایه

هزاران قربانی فدای جاه‌طلبی‌های سیاسی

کشور سایه
Shadow Country
محصول ۲۰۲۰ – چک، اسلواکی
ژانر جنگی، درام
امتیاز ۳
نویسنده سارا

مردمان یک روستای مرزی بین دو کشور اتریش و چک در سال‌های ۱۹۳۰ الی ۱۹۵۰ قربانی ایدئولوژی‌های سیاسی می‌شوند و جنگ جهانی دوم منجر به رخ دادن اتفاقات گوناگونی در آن می‌شود. ساکنان این روستا خانواده‌هایی از چک، اتریش و آلمان هستند که با رخ دادن جنگ باید انتخاب کنند در کدام سوی این جنگ قرار بگیرند؛ آیا هویت یهودی خود را حفظ کنند یا به انکار آن دست بزنند؟ آلمانی بودن بهتر است یا نبودن؟

فیلم «کشور سایه» در سه بخش متفاوت یک روستا را نشان می‌دهد که هرگز مستقیماً در معرض جنگ قرار نمی‌گیرد اما تبعات آن بر روستا زندگی تمام ساکنان آن را تغییر می‌دهد. بخش اول پیش از شروع جنگ است. در این بخش، روایت با آرامش کامل سعی می‌کند ساکنان روستا، عقاید و اعتقادات آن را تصویر کند. آنها با آرامش در کنار هم زندگی کرده و مناسبات اجتماعی خوبی علی‌رغم تفکرات و اعتقادات متفاوت خود دارند. بخش دوم با آغاز جنگ شروع می‌شود. زمانی که یک شکاف اجتماعی با انتخاب یهودی بودن یا نبودن هر یک از ساکنان در میان جامعه ایجاد می‌شود. شکافی که هر روز به دلیل بقا برای زندگی بیشتر و بیشتر شده و باعث می‌شود ساکنان برای زنده بودن دست به خبرچینی از یکدیگر هم بزنند. تنش میان روستاییان بالا گرفته و خانواده‌ها به دلیل اعتقادات‌ متفاوت‌اشان که حالا با مرگ و زندگی گره خورده از هم می‌پاشند. بخش سوم به اتفاقات بعد از جنگ می‌پردازد. زمانی که غیریهودیان دست به انتقام می‌زنند و رفتارهایی بسیار بدتر از یهودیان در زمان جنگ از خود بروز می‌دهند.

فیلم «کشور سایه» با پرداخت بیشتر به بخش اول و سوم خود توانسته به آن قسمت از اتفاقات جنگ جهانی بپردازد که کمتر کسی به آن پرداخته است. روایتی که در آن می‌توان با دقت به کاوش در رفتار جامعه پرداخت و با دیدن یک جامعه‌ی کوچک آن را به جوامع بزرگ‌تر هم بسط داد. ساکنان روستا در ابتدا با انکار جنگ و بی‌توجهی به آن اولین تغییر رفتارهای خود را بروز می‌دهند. رفته‌رفته با پیشرفت جنگ اما آنها دیگر نمی‌توانند دست به انکار بزنند و حال باید میان اعتقادات و ارزش‌های خود انتخاب کنند. شرایط خطرناک میان مرگ و زندگی همه‌چیز را تغییر می‌دهد. ساکنان روستا متعاقب با رخ دادن جنگ در بیرون از روستا، یک جنگ روانی را میان خودشان آغاز می‌کنند. این جنگ هم با خودشان است و هم با مابقی روستاییان. جنگی که رفته‌رفته اوج گرفته و خشونتی باورنکردنی را باعث می‌شود. خشونتی که دیگر کشتن همسایه توسط همسایه را توجیه‌پذیر دانسته و هیچ تعجبی از آن نمی‌کنند. این فیلم شاید بهترین روایت برای نشان دادن انسان و تغییر رفتار او بنا به شرایط است. اینکه خیر و شر چیست و کدام طرف این درگیری بهتر هستند؟! باید گفت در جنگ همه‌چیز بدتر می‌شود و شرارت شرم‌آگین‌ترین بخش‌های خود را ترسیم می‌کند.

سکانس ابتدایی فیلم با ادای احترام به فیلم «تانگوی شیطانِ»«بلا تار» آغاز می‌شود. دوربینی که خانه‌های روستایی، چند گاو، کوزه‌های شیر، چمنزار و بخار بلندشده از آن و درختی که با باد حرکت می‌کند را تصویر می‌کند. صدای زوزه‌ی باد، زمزمه‌ی گاوها، شعله‌های آتش و صدای زنگ‌ها همگی فضایی سوررئال را نشان می‌دهند که قرار است واقعی‌ترین اتفاقات تاریخ را در خود پوشش دهد. لانگ‌شات‌های بسیار و تصاویر فاقد رنگ و سیاه‌وسفید به همراه دوربینی که دنبال‌کننده‌ی تمام شخصیت‌های داستان است، توانسته ورود مخاطب به روایت و دنبال‌کنندگی آن را ساده کند. قرار گرفتن در بطن روایت و هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌ها درگیری مخاطب با داستان را باعث شده است. چرخ‌خیاطی، مبلمان، فنجان چای و عروسک‌ اشیای پیش‌پاافتاده‌‌ای هستند که در مسیر داستان به نشانه‌هایی ایدئولوژیک برای تصویر کردن شخصیت‌ها و رفتار آنها تبدیل می‌شوند. زنان در این روایت درست به مانند خود تاریخ بیشترین سهم را در پیشبرد اتفاقات دارند. آنها چه با ایستادن در کنار آلمانی‌ها و تلاش برای زنده مانده و چه با ایستادن در برابر آنها و مبارزه همواره اثرگذارترین افراد هستند. گل‌دوزیِ برعکسِ نماد نازی‌ها توسط ماریا و تلاش کوچک‌اش برای مبارزه یکی از این چندین اثرگذاری‌های مستقیم و غیرمستقیم است.

داستان فیلم «کشور سایه» که الهام‌گرفته از قتل‌عام آلمانی‌ها در ماه مه ۱۹۴۵ است، در ۱۴ سال توسط «ایوان آرسنیف» نوشته شده و «اسلاما»، کارگردان فیلم، آن را در شهر زادگاه خود تصویر کرده است. شاید کمتر کسی از قتل‌عام وحشیانه‌ی آلمانی‌ها در روستاها بعد از جنگ جهانی دوم شنیده باشد. پس از پایان جنگ جهانی دوم میلیون‌ها آلمانی از چکسلواکی اخراج شدند که هزاران نفر از آنها در جریان این تبعید خشونت‌آمیز جان باختند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟