پوستر فیلم دوباره عشق

کمدی-عاشقانه‌ای که سلین دیون هم نتوانست به آن اعتبار دهد

دوباره عشق
Love Again
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«جیمز سی. استروس» از سال ۲۰۰۳ فقط‌و‌فقط در یک مسیر سینمایی گام برمی‌دارد؛ کمدی-عاشقانه. آثار او در دسته‌ی سینمای میانه‌ی هالیوود قرار دارند که حتی ملودرام هم نیستند. در آثار او نه مانند ملودرام غلوشدگی پیرنگ بر شخصیت‌پردازی غالب است و نه مانند عاشقانه‌ها موقعیتی که دو فرد در آن رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند ساخته می‌شود. این حربه گاه به کمک او می‌آید و باعث خلق اثری قابل تأمل می‌شود. اما اثر جدید استروس نه شخصیت‌پردازی خوبی دارد و نه قادر است احساسات مخاطب را درگیر کند. او در جدیدترین اثر خود نشان می‌دهد که حتی در انتخاب بازیگر هم توانایی خود را از دست داده است.
«پریانکا چوپرا» بازیگر خوبی نیست و این را می‌توان در سریال‌ها و آثاری که در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته شاهد بود. شاید او یکی از معدود بازیگران هندی و پاکستانی است که شمی از استانداردهای بازیگری نبرده است. این بازیگر تبدیل به انتخاب اول استروس برای اثر جدیدش شده است. استروس در مقابل این بازیگر از «سم هیوین» بریتانیایی استفاده کرده است که باید گفت در و تخته با یکدیگر جور در آمده‌اند. این روایت ضلع دیگری دارد و آن هم «سلین دیون» معروف است که گویی کل فیلم تبدیل به پروژه‌ی پیش‌تور آمریکای این خواننده‌ی مشهور شده است.
داستان روایت از این قرار است که یک زن جوان دچار رنج فقدان دوست‌پسر فوت‌شده‌اش شده است و حال پس از دو سال در مسیر یک ژورنالیست زرد قرار می‌گیرد و هر دوی این کاراکترها توسط سلین دیون و ترانه‌های‌اش به یکدیگر می‌رسند. روایت آقای استروس فاقد هیجان یک کمدی-عاشقانه است. موقعیت‌های کمدی در این اثر پیش از خلق شدن خاموش می‌شوند و بازیگران نیز توانایی ارائه‌ی کمدی را ندارند. نه چوپرا و نه هیوین بازیگرانی نیستند که مخاطب را با قاب‌هایی مواجه کنند که دچار هم‌ذات‌پنداری شود. به‌طور خلاصه باید گفت که خشت اول این روایت کج بنا نهاده شده است و هیچ‌کدام از ارکان آن با ساختار یک کمدی-عاشقانه‌ی متوسط جور در نمی‌آیند.
استروس بهتر است کمی هم به ژانرهای دیگر سر بزند و پس از دو دهه حداقل بتواند مسیر اصلی خود در سینما را بیابد. او حداقل می‌توانست در مسیر موفق‌ترین و آخرین اثر قبل از «دوباره عشق» قرار بگیرد. در فیلم «جسیکا جیمز باورنکردنی»، استروس هم گروه بازیگری خوبی داشت و هم روایت دارای ساختار یک عاشقانه‌ی خوب بود. او حتی اگر می‌توانست آن گروه را در این روایت استفاده کند، شاید ساختار روایی هم می‌توانست تا حدودی مخاطب را درگیر کند. استروس ۲ دهه درگیر کمدی-عاشقانه بوده و در هر اثر هم حداقل متوسط سینمای میانه‌ی هالیوودی را ارائه داده است. اما او در اثر جدید گویا فقط‌و‌فقط درگیر پروژه‌ی پیش‌تور سلین دیون بوده است که باید گفت شکستی مفتضحانه را روی پرده‌ی سینما به نمایش گذاشته است. استروس شاید پس از این اثر به فیلم‌های قبلی خود و حضور بازیگرانی چون سم راکول و دیگران نگاهی بیندازد و حسرت بخورد. شاید این حسرت باعث شود او یا برای اولین بار ژانر خود را تغییر دهد یا دوباره به همان مسیر متوسط خود بازگردد. باید منتظر بود و دید این نویسنده-کارگردان کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟