«دفنی میلبروک» در سریال «قهرمانان» را اگر به یاد دارید، سرعتی باورنکردنی داشت و فاصلهای زیاد را در چند ثانیه طی میکرد. «بری گرانت» ایفاگر این نقش بود. حدود ۱۲ سال از آن سریال و آن فصل میگذرد و حال در سال ۲۰۲۰، بری گرانت اولین تجربهی فیلم بلند داستانی خود را به نمایش گذاشته است. فیلم «شیفت ۱۲ ساعته» بهعنوان یک کمدی-نئونوآر کاملاً آمریکایی آنقدر خوب در کادر ژانر خود جای گرفته که مخاطب، از ابتدا تا انتهای فیلم در میان شلوغیها و رفتوآمدهای کاراکترها گم نمیشود.
مندی – پرستار یک بیمارستان- در حال گذراندن دوران تعلیقی خود بهسبب سوءمصرف مواد است. او با یک باند قاچاق اعضای بدن همکاری دارد و با انتخاب بیماران خاص، اعضای بدن مورد نیاز باند را بههمراه پرستاران شیفتهای دیگر آماده میکند. رجینا، دختر بلوند و قد بلند و البته احمقیست که بهعنوان پیک رابط بین مندی و اعضای باند است. فیلم با دیالوگ مندی و یکی از پرستاران شیفت قبلی خود آغاز میشود. در طول همین دیالوگ که بیشتر به مونولوگ آن پرستار میماند، شخصیت مندی میخ خود را در ذهن مخاطب میکوبد و در سکانسهای بعدی، ذره ذره با ابعاد شخصیتی او آشنا میشود. فیلم بسیار شلوغ و پر زدوخورد است، اما این شلوغی بهیکباره بهسمت مخاطب شلیک نمیشود. بلکه سکانسبهسکانس شخصیتها اضافه میشوند و هر کدام ضلعی از این هرجومرج را پر میکنند. بری گرانت در معرفی شخصیتها و آوردن آنها مقابل دوربین عجله ندارد. شیوهی او در معرفی شخصیتها قرار دادن موتیفهایی در کلام و بازی آنهاست. رجینا، همکاران مندی، بیماران، پلیس، حتی دختر یکی از بیماران و … زمانی که همهاشان در هرجومرج بیمارستان در حال آمدوشد مقابل دوربین هستند، نشان از یک کاراکتر غریب ندارند. مخاطب تکتک آنها را میشناسد و بهراحتی عمل و عکسالعملهای آنها را میپذیرد، چرا که این شخصیتها در پارهی ابتدایی فیلم بهصورت کامل پرداخت شدهاند.
فیلمهای کمدی-نئونوآر آمریکایی مانند نمونههای بریتانیایی خود، بر اساس حماقت شخصیتهایشان پیش میروند و این حماقتها بهصورت دومینووار اتفاقات فیلم را رقم میزنند. تفاوتی که بین نمونههای بریتانیایی و آمریکایی این ژانر وجود دارد، همان دیالوگنویسیها و استفاده از موسیقیست. در نمونههای بریتانیایی، ما با موسیقی راک بهعنوان موسیقی متن روبهرو هستیم و در فیلمهای آمریکایی این ژانر با موسیقی زمینهی ثرشمتال یا زیرژانرهای این سبک موسیقی مواجه میشود.
صحبت از موسیقی متن شد و باید گفت کار زیبای «مت گلَس» در پیشبرد صحنهها و در میان این آشفتگی بهزیبایی روی فیلم نشسته است. تلفیق صدای ویولون و گیتار باعث میشود لحظاتی که شخصیتها در کلیسا حضور دارند و همزمان قتلی دیگر صورت میگیرد، حسی آمیخته از اضطراب و سکون و آرامش به مخاطب القا میشود. اثر «مت گلس» بهعنوان کاری پستمدرن در فیلمی که خود نیز از دل این جریان برآمده، یکی از زیباترین همخوانیهای موسیقی و سینما در چند سال اخیر است. فیلم «شیفت ۱۲ساعته» بهعنوان اولین اثر سینمایی «بری گرانت» اثری قوی و خوشساختی است که در بین آثار خوب سال ۲۰۲۰ قرار میگیرد.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
بعد از ورود میتوانی با هویت سینمایی یا با نام مهمان نظر بدهی.