پوستر فیلم کریسمس بد

روایت تلخ آزار جنسی در ساختار کمدی-ابزورد

کریسمس بد
Bad Christmas
محصول ۲۰۲۱ – آرژانتین
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه سینمای ابزورد را در هر ژانری می‌سازد رخدادهای ساده‌ای هستند که به‌یک‌باره علت اصلی یک بی‌نظمی بزرگ می‌شوند. تفاوتی نمی‌کند روی اندرسون پشت دوربین قرار بگیرد یا لینچ، جارموش یا ریچی؛ در این سینما پایه‌ی هر بی‌نظمی بزرگی رخدادهای بسیار ساده و پیش پا افتاده و بدون برنامه‌ریزی هستند. «گاستون پورتال» آرژانتینی در اثر جدید خود به‌سراغ همین ساختار رفته است.
روایت او با همان اتفاق ساده و کاملاً تصادفی آغاز می‌شود؛ سارقی با نام «نیکولا» در شب کریسمس قصد سرقت از یک خانه را دارد. او شاهد هم‌خوابگی زن و مردی در خانه است و به‌خیال اینکه این زوج به خواب خواهند رفت کمی تأمل می‌کند. اما مرد بدون لباس از مقابل نیکولا خارج می‌شود و با عجله در حیاط خانه پنهان می‌شود. نیکولا با خنده‌ای شیطنت‌آمیز از ماجرا باخبر می‌شود. حال او مانده و خانه‌ای آماده‌ی سرقت و سه کاراکتر که هر کدام به دیگری در حال خیانت است.
کارگردان کاراکتر نیکولا را وارد هیاهویی می‌کند که گویی از آن لذت می‌برد. در همان ۱۰ دقیقه‌ی ابتدایی نشان می‌دهد که هیچ ابایی از درگیری و خون‌ریزی در اثر خود ندارد و با شلیک دو گلوله از اسلحه‌ی نیکولا مستخدم خانه را نقش بر زمین می‌کند. آنچه در این روایت برای کارگردان آرژانتینی مهم است پایبند بودن به رخدادهای تصادفی سینمای ابزورد است. نیکولا در این اثر کاملاً روی این مسیر حرکت می‌کند و رابطه‌ی او با دختر خردسال خانواده، «آلیسیا»، درست بر همین اساس است. گاهی برخی بازیگران خردسال و کودک به‌طور کاملاً تصادفی تبدیل به ستاره‌ی آن اثر سینمایی می‌شوند. در این فیلم نیز آلیسیای کوچک از همان نمای اولی که وارد فیلم می‌شود دل مخاطب را می‌برد. بازی او نه اکت‌های تلقینی کارگردان را در خود دارند و نه حرکات دست و بدن‌اش نشانی از تعلیمات سخت دارند. او در این فیلم، یا به‌سبب استعداد ذاتی یا شیرینی خردسالی، همانند یک خردسال در دنیای واقعی آرزو می‌کند. اما کارگردان در پرده‌ی دوم به این شیرینی بسنده نمی‌کند. او نیکولا را در نقش یک قاضی در دادگاهی اخلاقی نشان می‌دهد که قربانی‌اش همین خردسال کوچک است. کارگردان در طول این پرده با نماهایی کلیدی مخاطب را درگیر تقابل مادر و فرزند با پدری تجاوزگر می‌کند. در بسیاری از درام‌ها در باب زنان و کودکانی که قربانی تجاوز خانگی قرار گرفته‌اند با داستانی تلخ رو‌به‌رو هستیم که گاهی فیلم‌سازان را وادار به پا گذاشتن در دنیایی سوررئال می‌کند. اما کارگردان آرژانتینی با حفظ کمدی‌های موقعیت و تصادف‌های ابزورد خود را در خط اصلی روایت‌اش نگاه می‌دارد.
این فیلم یکی از آن آثاری است که توانسته سیاهی‌ها را در قالب طنزی تلخ و ابزورد به‌تصویر بکشد. باید گفت که کارگردان آرژانتینی در یک لوکیشن توانسته درون‌مایه‌اش را در برابر مخاطب قرار دهد. زمانی که به کل روایت می‌نگریم با ساختاری مواجه هستیم که قرار است پس از یک انفجار بزرگ و یک بی‌نظمی به نظمی شیرین دست پیدا کند. به‌همین سبب است که خشونت این اثر درون کمدی-ابزورد حل می‌شود و بی‌آنکه شاهد نوعی انتقام خشک از موجودی پلید باشیم، با بابانوئلی تصادفی روبه‌رو می‌شویم که از یک سارق تبدیل به قاضی اخلاق انسانی می‌شود و آرزوهای یک خردسال را برآورده می‌کند؛ آرزوهایی به‌سادگی از بین بردن عروسک‌های اروتیک و چندش‌آور، بر هم زدن نظم خانه‌ی پدرسالار و مملو از آزار و تعرض جنسی که با شنیده شدن نام‌ پدر دخترک خود را خیس می‌کند و در نهایت رهایی مادری بی‌قدرت که نیکولای سارق را همچون منجی خود و فرزندش در شب کریسمس می‌پندارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟