نتفلیکس و روایتهای موازی در این کشور و آن کشور
طی مرورهایی که در این سالها در باب آثار سینمایی از کشورهای مختلف جهان نوشتهایم بارها اشاره شده است که سیاست نتفلیکس از یک توزیعکنندهی صرف گذشته است و حال این پلتفرم آنلاین سعی دارد درونمایههایی را که تا پیش از این مختص سینمای هالیوود بودند از طریق ساختار سینمایی و جغرافیای دیگر کشورها عرضه کند. چند هفتهی قبل اثری با نام «مادر» را با هم مرور کردیم و دیدیم چگونه یک درونمایهی کلیشه در فرمی ضعیف روی پرده رفته بود. حال در لهستان شاهد همان درونمایه هستیم.
کارگردان لهستانی سعی دارد برخلاف اثر هالیوودی، فیلم خود را در فضایی کاملاً تیره و بهلحاظ سیاسی و اقتصادی فاسد به تصویر بکشد. مادر این قصه ظاهراً یکی از نیروهای نظامی بوده است و گویا طی یک حمله او و همسرش کشته میشوند. حال این زن فرزند دو رگهی خود را از دور با دوربین نظاره میکند و مراقب است مشکلی برای این نوجوان بهوجود نیاید. مشکل این روایت نداشتن فلشبک است. کارگردان لهستانی ظاهراً سعی داشته گذشتهی این زن را همچون یک راز پازلگونه از طریق عکسها و دیالوگها و یک سنگ قبر بهتصویر بکشد. اما بهدلیل ضعف بازیگران و شخصیتپردازی مبتدیانه چنین خواستی برآورده نشده است. از این مشکل که بگذریم باید به بازیگر زنی که قرار است در نقش این ماشین کشتار ظاهر شود بپردازیم. قبل از آثار اکشن معمولاً استاد بدلکاری و هنرهای رزمی با این بازیگران تمرین میکند و تا قبل از شروع فیلمبرداری بسیاری از این سکانسها را در باشگاه و محل تمرین شبیهسازی میکنند. مشکل اساسی صحنههای اکشن این فیلم گویی تمرین کم بازیگر زن است. در بسیاری از این نماها اکت بازیگر آهستهتر از برشها و ضربآهنگ فیلم است. بازیگر در این صحنهها همچون کسی که در حال تمرین است عمل میکند و بهیکباره هیجان این سکانسها را میگیرد. گویا کارگردان لهستانی در اتاق تدوین هر چه کرده نتوانسته این ضعف را بپوشاند.
کارگردان سعی کرده روایت خود را همچون اکشن-ابزوردهای سیاه بریتانیایی تصویر کند. اما این رخداد را در طول پردهی اول و دوم به مخاطب نشان نمیدهد. او گویی در پردهی اول و دوم به خواب رفته و بهیکباره در پردهی سوم سعی میکند رخدادها را طبق سینمای اکشن-ابزورد پیش ببرد. این کارگردان در پردهی اول کاراکترهای مختلفی را برای ورود به این مسیر در اختیار دارد، اما در کمال تعجب همهی آنها را حذف میکند و به مخاطب یک اثر اکشن-انتقامی را نشان میدهد. در پردهی سوم اما بهیکباره آن حس شوخطبعی و ابزورد شکوفا میشود و در سکانسهایی کاملاً بیربط شاهد دومینوی اکشن-ابزورد هستیم.
این فیلم نه شباهتی به اکشنهای سیاه و پر از خشونت لهستانی دارد، نه شبیه هالیوودیهاست و نه آنطور که قابهایاش ادعا میکنند قرابتی با اکشن-ابزورد بریتانیایی دارد. این فیلم یک آش شلهقلمکار از همهی این سینماهاست و در انتها حتی مانند یک اثر متوسط در این نگاههای سینمایی تصویر نمیشود. همهی بازیگران این فیلم با فضا غریبه هستند و گویا نمیدانند قرار است چه دنیایی را تصویر کنند. دیگر نیازی به گفتن از سانتیمانتالیسم ضد نژادپرستی هم نیست و آنچه از حضور کاراکتر پسر نوجوان درک میکنیم چیزی جز افههای احمقانهی ضد نژادپرستی نیست؛ مفهومی که در کشورهایی چون لهستان بهسبب حضور پررنگ ناسیونالیستهای افراطی نیاز به پرداخت عمیقتری دارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.