پوستر فیلم جان ویک: بخش چهارم

از یک بدلکار ساده تا خالق بزرگ‌ترین فرنچایز اکشن سینما

جان ویک: بخش چهارم
John Wick: Chapter 4
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

از سال ۲۰۲۰ که فعالیت «یک فیلم، یک زندگی» آغاز شده است، بارها و بارها در مرور آثار اکشن جدید یک خط معیار را تکرار می‌کردیم؛ «جان ویک» محصول ۲۰۱۴. «چد ستاهلسکی» یک بدلکار ساده بود که سه دهه در سینما فعالیت می‌کرد. ستاهلسکی مثال بارز همان تعریفی‌ست که برای درک سینما باید آن‌قدر تماشا کنی و بیاموزی تا قادر به خلق اثری هنری شوی. او نیز طی این سه دهه‌ی خاموش در زندگی فقط تماشا کرد و آموخت. ظهور او سینمای اکشن را به‌طور کامل جابه‌جا کرد. تا سال ۲۰۱۴ ژانر اکشن همچون دیگر ژانرها زیر سلطه‌ی فرنچایزهای لوس و کودکانه‌ی جیمز باند و مأموریت غیرممکن بود. در نتیجه اکشن‌های دیگر هالیوود آن‌قدری جان نداشتند که بتوانند از زیر سایه‌ی سوگلی‌ها خودی نشان دهند. به‌همین سبب ظهور اولین پرده از جان ویک تنه‌ی محکمی به این نظم زد. مخاطب ژانر اکشن تکلیف خود را با سینما می‌داند. او فقط به‌دنبال فیلم‌سازی‌ست که بتواند در یک روایت ساختارمند قهرمان خود را مقابل چشمان مخاطب قرار دهد؛ این قهرمان و زندگی‌اش هر چه باورپذیرتر باشند، مخاطب نیز دنیای اکشن او را به‌راحتی می‌پذیرد. ستاهلسکی روایت خود را با درد فقدان آغاز کرد و در ۲۰ دقیقه‌ی ابتدایی تأثیری روی مخاطب گذاشت که دنیای زیرزمینی جان ویک را بدون هیچ تعللی پذیرفت. او این داستان را در جان ویک ۲ و ۳ ادامه داد و مخاطب نیز کاملاً سینوسی با او همراهی کرد. ستاهلسکی اثری را خلق کرده بود که تبدیل به معیار سینمای اکشن شده بود. در کنار روایت قدرتمند او نباید از تلاش‌های بازیگری چون «کیانو ریوز» بگذریم که برای باورپذیرتر شدن هر چه بیشتر سکانس‌های اکشن تلاش خود را چندبرابر کرده بود. حال این اکشن به انتهای مسیر خود رسیده است. ستاهلسکی برای این پایان مخاطب را در برابر شکوهی از جنس لوور تا کلیسای «ساکره-کور» قرار می‌دهد.
جان ویک در روایت چهارم خود بیشتر و قدرتمندتر از روایت‌های دیگر یک نئونوآر محسوب می‌شود. از نماهای هلندی گرفته تا خاکستری‌تر شدن دنیای کاراکترها، همه‌و‌همه در نزدیک به ۳ ساعت روایت اکشن مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرند. ستاهلسکی نزدیک به ۳ ساعت شما را در برابر روایتی قرار می‌دهد که از نیویورک تا ژاپن و برلین و اردن و فرانسه لوکیشن‌هایی واقعی دارد. او برای غرق شدن بیشتر مخاطب در روایت سفری بدون حضور پرده‌ی سبز به این نقاط دنیا دارد. همین مسئله باعث می‌شود مخاطب سینمای اکشن بی هیچ توقعی با این روایت همراه شود.
هیجان در روایت چهارم جان ویک تزریقی نیست. برخی قراردادهای دنیای اکشن بین فیلم‌ساز و مخاطب در اولین روایت از جان ویک بسته شده است. مخاطب این فیلم دنیای آن را می‌شناسد و به‌همین سبب دیگر نیازی به توضیح بیشتر در این‌باره نیست. در نتیجه شخصیت‌پردازی‌ها وقت زیادی از ستاهلسکی نمی‌گیرند؛ از وینستون تا کین و دیگر کاراکترهایی که در کنار یا مقابل ویک قرار می‌گیرند.
در پایان باید اینگونه گفت که پرده‌ی آخر از روایت جان ویک طعنه‌ای فرمالیستی به بلاک‌باسترسازهای اکشن هالیوود هم بود. نماهای عریض در لوور و گام برداشتن و تقابل کاراکترها در کنار عظمت بزرگ‌ترین تابلوهای نقاشی دنیا، لوانگل کلیسای جامع و سقف بی‌انتهای معماری گوتیک، باز هم نمای عریض صحنه‌ی دوئل و پله‌های کلیسای «ساکره-کور» مخاطب را در برابر شکوهی از جنس هنر و سینما قرار می‌دهند. پرده‌ی آخر از فرنچایز جان ویک شکوهمندتر از این به پایان نمی‌رسید. ستاهلسکی سه دهه تماشا کرد و سکوت، اما طی ۸ سال خود را در تاریخ سینمای اکشن جاودانه کرد. حال باید گفت ستاهلسکی و جان ویک ماندگار شدند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟