پوستر فیلم ویتنی هیوستون: می‌خوام با یکی برقصم

طی یک سال الویس و هیوستون سلاخی شدند

ویتنی هیوستون: می‌خوام با یکی برقصم
Whitney Houston: I Wanna Dance with Somebody
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«ویتنی هیوستون» در دهه‌ی ۱۹۹۰ در کنار مایکل جکسون تبدیل نام اول موسیقی پاپ شده بود. همه او را به‌سبب اوج‌هایی که در ترانه‌های‌اش می‌گرفت و درک تک‌به‌تک کلمات این ترانه‌ها می‌شناختند. اما هیوستون مانند بسیاری دیگر از هم‌نسلان‌اش همان راهی را رفت که نباید. با وجود این فراز و نشیب‌ها در زندگی شخصی باز هم او را با ترانه‌های ماندگاری که بر جای گذشته می‌شناسند. «کیسی لمنز» را با آثاری چون «جویبار ایو»، «با من حرف بزن» و «هریت» می‌شناسیم. لمنز در فیلم هریت نیز یک بیوگرافی تصویر کرده بود و تقریباً می‌توان گفت با دانستن سختی‌های به‌تصویر آوردن بیوگرافی یک شخصیت معروف وارد دنیای هیوستون شده است. اما لمنز مانند بسیاری دیگر از همتایان آمریکایی خود روایت هیوستون را تبدیل به تکه‌پاره‌هایی از هیجان و اجراهای این خواننده کرده است.
ابتدا باید به خانم لمنز گوشزد می‌شد که مخاطب کنونی سینما برای گوش سپردن به کالکشن موسیقی یک خواننده پلتفرم‌های زیادی را در اختیار دارد. پس لازم نیست در یک بیوگرافی از خواننده‌ای مشهور کل فیلم تبدیل به بازنمایی اجراهای مشهور او شود. مخاطب سینما می‌خواهد با بعدی که هیچ‌گاه در معرض آن قرار نگرفته رو‌به‌رو شود. بیوگرافی یک کاراکتر مشهور یعنی بازنمایی کلی زندگی او و همین جمله‌ی ساده گویا برای فیلم‌سازان آمریکایی سخت‌ترین کار دنیاست. لمنز در این روایت گویا هر آنچه را که در باب سینما و منطق روایی آموخته فراموش کرده است. هیوستون روایت او هیچ داستانی ندارد. مخاطب در طول اثر دائم در حال تماشای گذر زمان در زندگی این خواننده است و کاراکترهای فرعی و تأثیرگذار زندگی او هر زمان که خانم لمنز اجازه بدهد پررنگ می‌شوند.
با نگاهی ساده به زندگی این خواننده‌ی مشهور در صفحات و مجلات مختلف می‌توان به‌وضوح نقش سینما را در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش شاهد بود. اما لمنز تا در ورودی سینما پیش می‌رود و به‌یک‌باره سال‌ها از آن دور می‌شود. خانم لمنز در این روایت هیچ درکی از زندگی هیوستون را به مخاطب سینما نمی‌دهد. مخاطب علاقه‌مند به درام‌های بیوگرافی با نگاهی گذرا به زندگی‌نامه‌ی هیوستون به‌راحتی می‌تواند فاصله‌ی معنادار این اثر سینمایی را با زندگی پر فراز و نشیب این خواننده مشاهده کند.
آنچه باعث تأسف است زخمی شدن دو چهره‌‌ی مشهور دنیای موسیقی طی یک سال اخیر در هالیوود است؛ هیوستون و الویس. هیچ‌کدام از این روایت‌ها حتی به‌اندازه‌ی یک سکانس در قواره‌های این دو خواننده نبوده‌اند. همان‌طور که در مرور فیلم الویس هم اشاره کردم، فقط باید امیدوار بود که فیلم‌سازی خوش‌ذوق بتواند این زندگی‌ها را بار دیگر به‌گونه‌ای سینمایی بازنمایی کند تا این آثار ضعیف و زنگ‌زده به فراموشی سپرده شوند. در هر دو اثر بازیگرانی که نقش اصلی را بر عهده گرفته‌اند، به‌اندازه‌ی سال‌ها با این دو خواننده فاصله دارند. این نقص‌های آشکار در این روایت‌ها گاهی باعث شک می‌شود که آیا هالیوود در حال ساختن زندگی‌نامه‌ی نمادهای دهه‌های گذشته‌ی جامعه‌ی خودش است یا کمر همت بسته که این چهره‌ها را نابود کند. باز هم باید تکرار کرد که معیار این زندگی‌نامه‌ها باید و باید «موطلایی» اندرو دومینیک قرار بگیرد. این خط معیار کمک می‌کند که آثار بیوگرافی شخصیت‌های مشهور را به‌راحتی بسنجیم و آثاری از جنس روایت خانم لمنز را همچون یک اثر ضعیف و وارفته خطاب کنیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟