پوستر فیلم کالیف

این فیلم نه سیاسی بود و نه ورزشی

کالیف
Kalev
محصول ۲۰۲۲ – استونی
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آنچه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای اقماری آن رخ داد قابل وصف نیست. تصور اینکه دیوار آهنین و احمقانه‌ی استالینی و تفکرات زنگ‌زده‌ی کمونیستی فرو بریزد و فریاد استقلال ملت‌ها در جای‌جای اروپای شرقی به گوش جهان برسد شگفت‌انگیز بود. از دل این فروپاشی درام‌های زیادی در سینمای کشورهای اروپای شرقی روی پرده رفته است. حال «اووه موستینگ»، کارگردان اهل استونی، قصد دارد به سال ۱۹۹۱ سفر کند و بخشی از تاریخ تیم بسکتبال «کالیف» را روی پرده ببرد.
رخدادهای فیلم به زمانی بازمی‌گردد که پس از فروپاشی جماهیر شوروی، کشورهای اقماری این امپراتوری لحظه‌به‌لحظه در حال اعلام استقلال بودند. کشور استونی هم در شش‌و‌بش اعلام این استقلال بود. مردمان این کشورها گمان می‌کردند که اعلام استقلال از روس‌ها بدین معنی است که تیم‌های ورزشی نیز نباید در مسابقات قهرمانی شوروی شرکت کنند. اما ظاهراً سرمربی تیم بسکتبال کالیف تصمیم می‌گیرد در این مسابقات شرکت کند. ۱۰ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم قرار است به دعوت از اعضای تیم و تشکیل گروهی متحد برای شرکت در این مسابقات بپردازد. کارگردان جوان استونیایی آن‌قدری روی روایت خود تسلط ندارد و نمی‌تواند این گرد هم آمدن را همچون سرودی ملی تصویر کند. او فقط به زندگی خصوصی دو نفر از اعضای تیم ورود می‌کند و در ادامه هر قابی که نشان می‌دهد نشان از وحدت کل بودن سکانس‌ها ندارد. با هر برش و ورود به هر سکانس گویی دنیایی دیگر را تجربه می‌کنیم. آقای موستینگ مسیر اوج و فرود و سپس هیجان انقلابی این‌گونه درام‌های سیاسی-ورزشی را بلد نیست و در این مسیر هموار گم می‌شود. چنین درام‌هایی اصولاً نیازی به پیچ‌و‌تاب ندارند. در این درام‌ها چند کلیشه‌ی رایج وجود دارد و کارگردان فقط باید دکوپاژ را بر اساس آن‌ها طراحی کند. اما نه کارگردان استونیایی و نه عوامل فیلم هیچ درک درستی از این کلیشه‌ها ندارند. به لحظاتی از فیلم که نیروهای روس یا نیروهای نزدیک به‌ آن ها قصد دارند در مسیر تیم سنگ‌اندازی کنند دقت کنید؛ آنچه از این تلاش‌ها می‌بینیم چیزی جز قاب‌های کاغذی و احمقانه‌ای که درست در نیامده‌اند نیست. یا به‌طور مثال به رابطه‌ی خصوصی کاراکترها توجه کنید؛ این روابط آن‌قدر سرد و فکر نشده تصویر می‌شوند که مخاطب احساس می‌کند کارگردان اصلاً فیلم خام را به اتاق تدوین نبرده است.
فیلم «کالیف» نه یک درام سیاسی است و نه یک درام ورزشی. این فیلم مجموعه‌ای از سکانس‌هایی است که گویا تدوینی روی آن‌ها صورت نگرفته است. کارگردان استونیایی بهتر است درام‌های سیاسی و ورزشی تاریخ سینما را کمی مرور کند و سپس به خلق اثری این چنینی در تاریخ کشورش اقدام کند. در هر حال رخدادهایی که در این فیلم گزارش می‌شوند بخشی از واقعیت یک کشور هستند، اما آنچه در این فیلم می‌بینیم حماقت سرمربی و بازیکنانی است که درد مردمان هموطن برای آن‌ها ذره‌ای ارزش نداشته است و برای دریافت حقوق خود حتی حاضر بودند باز هم مقابل روس‌ها سر خم کنند و با آن‌ها در یک زمین مسابقه دهند. شاید اگر کارگردان خوش‌قریحه‌ای می‌توانست این اثر را روی پرده ببرد، هم‌اکنون با قهرمانانی رو‌به‌رو بودیم که در برهه‌ای از تاریخ استقلال کشورشان دست به انتخابی مهم زدند و جشن استقلال را برای هموطنان شیرین‌تر کردند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟