پوستر فیلم دعوت‌نامه‌ای به یک قتل

جنایت بی در و پیکر

دعوت‌نامه‌ای به یک قتل
Invitation to a Murder
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«استیفن شیمک» در طول دو دهه فعالیت فیلم‌سازی خود اثر چشم‌گیری روی پرده نبرده است. برای اینکه با دنیای سینمایی او آشنا شوید به فیلم «محافظان زمان»، محصول ۲۰۲۱، رجوع کنید. پس از تماشای این اثر حتی یک کلمه هم نمی‌توانستم در باب خزعبلی که از سر گذرانده بودم بنویسم. در هر حال شیمک بالاخره اثری روی پرده برده که می‌توان کم‌وبیش احساس کرد این فیلم‌ساز قصد تغییر دنیای خود را دارد.
شیمک در این اثر سعی دارد از همان روایت‌های جنایی به‌سبک آگاتا کریستی بهره ببرد. او از طریق یک زن گل‌فروش با نام «میراندا» که اتفاقاً به رمان‌های جنایی-پلیسی علاقه دارد وارد روایت می‌شود. اما شیوه‌ی تغییر مسیر کارگردان به‌سوی مسیر اصلی روایت بسیار مضحک است. دعوت‌نامه‌ای از ناکجا برای او فرستاده می‌شود تا آخر هفته را در جزیره‌ای متعلق به یک میلیاردر بگذراند. او هم پس از مکالمه‌ای کوتاه که با دوست صمیمی خود دارد به‌سوی این جزیره عازم می‌شود. در قطار با ۵ کاراکتر دیگر آشنا می‌شود و در نهایت به جزیره می‌رسد.
شیمک هنوز توانایی ورود به روایت‌های سنگین را ندارد. او حتی از کلیشه‌های این دست روایت‌های جنایی آگاهی ندارد؛ یا به‌دلیل مطالعه‌ی کم و تماشای ضعیف رمان‌ها و آثار سینمایی این ژانر یا به‌دلیل ضعف در درک روایت. این دسته آثار کاراکترهای مشخصی دارند؛‌ یک میلیاردر یا اشراف‌زاده‌ای که مرکز شکل‌گیری یک تجمع است، کاراگاهی خصوصی و باهوش که کم‌کم در طول روایت همه‌ی سرنخ‌ها را از سخت‌ترین راه ممکن به‌دست می‌آورد و در نهایت مهمان‌هایی که هر کدام انگیزه‌‌های یکسانی را برای ارتکاب جنایت دارند. کارگردان باهوش در طول پرده‌ی دوم سعی می‌کند رازهای پنهان هر کدام از این کاراکترها را توسط کاراگاه خصوصی برملا کند و در نهایت در پرده‌ی سوم به‌سوی گشایش پرونده قدم بردارد. شیمک اگر طبق همین کلیشه‌ها گام برمی‌داشت، به‌راحتی می‌توانست یک اثر متوسط جنایی را روی پرده ببرد. اما مشکل او در جای دیگری‌ست. این کارگردان آن‌قدر در سینمای گروه ب و آثار دم‌دستی غرق شده است که ورودش به روایت‌های کمی ساختارمندتر تبدیل به قاب‌هایی می‌شود که می‌بینیم.
شیمک در این اثر سعی دارد کاراکتر میراندا را تبدیل به خانم مارپل جوان کند تا مخاطب از طریق او به رازهای پنهان پشت دیوار این عمارت پی ببرد. اما شخصیت‌پردازی و پرداخت روایت او آن‌قدر ضعیف است که نه‌تنها میراندا، بلکه کل کاراکترها تبدیل به اسباب‌بازی‌های بی‌جان در یک خانه‌ی عروسکی می‌شوند.
اگر از این اثر انتظار ارائه‌ی یک فرم حتی ساده را دارید، باید بگویم که سخت در اشتباه هستید. شیمک درکی از پست‌مدرنیسم در محتوا و فرم ندارد. برای روشن‌تر شدن این مطلب به فیلم «استریکس و اوبلیکس» مراجعه کنید. کارگردان فرانسوی در آن اثر با وارد کردن یک کاراکتر فوتبالیست صحنه‌ی نبردی کلاسیک را تبدیل به مسابقه‌ی فوتبال کرد و مخاطب هم از تماشای این تناقض شیرین لذت می‌برد. شیمک هم سعی دارد به‌نوبه‌ی خود چنین بازی فرمی‌ای را در این روایت انجام دهد. اما این پرداخت آن قدر مضحک است که نمی‌توان جز نابلد بودن کارگردان تصوری دیگر کرد. شیمک هنوز مسیر زیادی برای تبدیل شدن به یک فیلم‌ساز متوسط که بتواند حداقل کلیشه‌ها یک ژانر را درست تصویر کند دارد. اولین گام جدی او در سینما هنوز هم بوی آثار قبلی‌اش را دارد و باید دید گام بعدی او چه خواهد بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟