پوستر فیلم پسری از بهشت | توطئه‌ی قاهره

به چالش کشاندن دگماتیست‌ها نیاز به پتکی قوی‌تر دارد

پسری از بهشت | توطئه‌ی قاهره
Boy from Heaven | Cairo Conspiracy
صبي من الجنة
محصول ۲۰۲۲ – سوئد، فرانسه، فنلاند
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «پیمانکار»، محصول ۲۰۲۲، گذری بر زندگی هنری «طارق صالح»، کارگردان مصری-سوئدی، داشتیم. صالح در آثار خود سعی کرده در مسیر هیجان، جنایت و رابطه‌های مخفی میان ارکان پشت‌پرده‌ی سیاسی قدم بردارد. درام‌های جنایی او گاه با سیاست ترکیب می‌شوند و گاه در شخصی‌ترین لحظات کاراکترها رخدادی را رقم می‌زنند. صالح در فیلم «پیمانکار» سعی داشت در نگاهی هالیوودمحور و این‌بار در قالب یک اکشن از نوع «بورن» کمی از دنیای قبلی خود فاصله بگیرد. اما همان‌طور که در مرور قبلی گفته شد، این دنیا با جهان عریض آثار صالح کاملاً متفاوت است. حال او در جدیدترین اثرش بار دیگر به همان لنز‌های عریض خود بازگشته و سعی دارد از درون الازهر دنیای سیاسی-مذهبی مصر را نگاهی دیگر بیندازد.
روایت او با پسری با نام «آدم» از خانواده‌ای ماهیگیر آغاز می‌شود. از همان ابتدا مشخص است که قرار نیست کناره‌ی زندگی آدم در برابر ما قرار بگیرد و در عوض تا زمانی که آن رخداد نهایی به وقوع بپیوندد با او همراه خواهیم بود. طولی بودن روایت باعث رو به جلو بودن رخدادها می‌شود و دیگر فلش‌بکی در فیلم نخواهیم دید. کارگردان پرده‌ی اول را به دو قسمت تقسیم می‌کند؛‌ ابتدا پاره‌ای از زندگی خانوادگی آدم و خانواده‌اش را تصویر می‌کند؛‌ پدری کاملاً مذهبی و قائل به تقدیر و برادرانی که به‌همراه آدم گویی پدر را همچون خدای روی زمین می‌پندارند. طارق صالح در این پاره از فیلم آن‌قدر دنیای فیلم را خلوت نشان می‌دهد که زندگی پیرامونی آدم برای مخاطب قابل درک نیست. در پاره‌ی دوم آدم با دریافت نامه‌ی بورسیه‌ی دانشگاه الازهر به این دانشگاه مذهبی وارد می‌شود. صالح آن‌قدر عجله دارد که به‌سرعت آدم را سوار بر اتوبوس به درون این دانشگاه مذهبی می‌فرستد.
طارق صالح سعی دارد هم‌زمان با ورود آدم به قاهره، روایتی موازی از سیاسی‌کاری سران مملکت برای به خدمت در آوردن شیوخ مذهبی تصویر کند. او آدم را به درون اتفاقاتی می‌کشاند که به‌یک‌باره پرده‌ی معصومیت الازهر در برابر او پایین کشیده می‌شود. صالح این کاراکتر را آن‌قدر به این‌سو و آن‌سو می‌کشاند که روایت از دست خودش هم خارج می‌شود. در چنین روایت‌هایی که یک پای ماجرا در میان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار دارد، مخاطب دیگر ساده‌انگاری و گذر از این پله به آن پله را به‌راحتی قبول نخواهد کرد. طارق در بخشی از پرده‌ی دوم، درست زمانی که آدم را در معرض گروه‌های مختلف در دانشگاه قرار می‌دهد، همه‌ی رخدادها را با برش‌های پی‌در‌پی در حد پلان‌های کوتاه تصویر می‌کند:‌ از جوانی که در تخت بالایی آدم می‌خوابد و موسیقی متال گوش می‌دهد و اتفاقاً نفر اول حفظ قرآن در دانشگاه است تا گروه تکفیری که همچون داعش و طالبان و دیگر تندروهای مذهبی تفتیش عقاید می‌کنند. صالح در هیچ‌کدام از این گروه‌ها عمیق نمی‌شود. شاید برخی این نظر را داشته باشند که کارگردان از زاویه‌دید آدم این ماجراها را پی می‌گیرد، اما باید گفت آدم هم در میان این همه برش تبدیل به کاراکتری شطرنجی می‌شود. اینکه چهره‌ی او دائم‌الاضطراب نشان داده شود نشان از شخصیت‌پردازی خوب کارگردان نیست. در هر حال انسان در هر شرایطی سعی می‌کند خود را به‌هر زحمتی با رخدادها وفق دهد، اما کاراکتر آدم گویی همچون رباتی مضطرب همیشه لرزان است. از این هم بگذریم که آقای طارق در برخی سکانس‌ها برای نشان دادن تعدد افکار میان اساتید مذهبی حتی دست‌به‌دامان مارکس و جمله‌ی «مذهب افیون توده‌هاست» نیز می‌شود. اما در همین جا هم قادر نیست کمی عمیق شود. طارق در این اثر سعی دارد کمی آن تقدس‌مأبی رایج در کشور مصر را مورد پرسش قرار دهد و باید گفت در نگاهی ساده کمی موفق است. اما در نهایت باید گفت روایت او ساختار منطقی درستی ندارد و همان «پیمانکار» ‌با ضربآهنگی پائین‌تر است و به‌جای تعقیب‌و‌گریز شهری و کشتار، با مذهبیون جوانی سر و کار داریم که بدون آموزش تبدیل به ابرجاسوس می‌شوند. طارق صالح اگر در این روایت روی یک درون‌مایه تمرکز کرده بود، به‌طور حتم نتیجه‌ی بسیار بهتری دریافت می‌کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟