پوستر فیلم پین‌بال: مردی که بازی را نجات داد

داستان جان گرفتن یک بازی محبوب

پین‌بال: مردی که بازی را نجات داد
Pinball: The Man Who Saved the Game
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، کمدی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

هر از گاهی در هالیوود شاهد بازنمایی رخدادهایی واقعی هستیم که در قرن بیستم و به‌خصوص بین دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ جامعه‌ی آمریکایی را در ایالت‌های مختلف تحت تأثیر قرار داده بودند. چند ماه پیش در باب بازی معروف «تتریس» فیلمی روی پرده رفته بود و حال نوبت به «پین‌بال» رسیده است. بازی پین‌بال امروزه تقریباً برای همه‌ی مردمان جهان نامی آشناست؛ پیستونی که یک توپ فلزی را به میان انبوهی از فضاهای طراحی‌شده در یک صفحه پرتاب می‌کند و بازیکن با دو شاسی توپ را پس از سقوط به بالا هدایت می‌کند تا امتیازهای بیشتری بگیرد. این بازی ابتدا در شیکاگو جان گرفت و در بسیاری از میکده‌ها و فضاهای بازی باعث سرگرمی مردم می‌شد. اما در جریان سیاست مافیازدایی در ایالات متحده، این بازی هم مورد خشم مسئولان سیاسی قرار گرفت و به‌عنوان یک بازی ممنوعه از آن یاد کردند. برادران «برگ» در اولین تجربه‌ی بزرگ خود در سینمای بلند داستانی به‌سراغ مردی رفته‌اند که باعث شد این بازی دوباره جان بگیرد.
روایت با مصاحبه‌ی «جان شارپ» میانسال آغاز می‌شود که قرار است اتفاقاتی را که منجر به این پیروزی بزرگ شد مرور کند. فرمی که این دو برادر برای فلش‌بک‌ها در نظر گرفته‌اند واقعاً مخاطب را به درون ذهن راجر می‌برد. راجر میانسال در میان این فلش‌بک‌ها حضور فیزیکی دارد و در حال روایت است. همین باعث می‌شود ضربآهنگ بالای فیلم قابل اعتنا شود. مخاطب در برابر کاراکتری قرار می‌گیرد که در حال روایت بخش‌های مهمی از زندگی گذشته‌اش است. به‌ بیان ساده‌تر برادران کارگردان بار روایی را به‌دوش راجر میانسال انداخته‌اند و قاب‌هایی را به مخاطب نشان می‌دهند که راجر روایت می‌کند. این هارمونی پنهان بین لایه‌های روایت باعث می‌شود مخاطب بی‌آنکه در ضربآهنگ بالای اثر غرق شود، به‌راحتی جزئیات را مشاهده کند و به‌نوعی روابط علت‌و‌معلولی روایت را بپذیرد.
چنین روایت‌هایی نیاز به بازیگرانی دارند که بتوانند در ضربآهنگ بالای آن دوام بیاورند و خود عامل محرک این هیجان‌های تصویری شوند. «مایک فیست» با بازی خوب خود تبدیل به همان راجر شارپی می‌شود که مخاطب پس از چند پلان او را دیگر همان آقای سبیل پر تحرک می‌شناسد. فیست گریم آن‌چنانی‌ای روی چهره‌ی خود ندارد. او فقط سبیل‌‌اش را بلند کرده و با استفاده از همین سبیل باعث می‌شود مخاطب درگیر اکت او شود. موقعیت‌های کمدی که باعث جذاب‌تر شدن این اثر می‌شوند یکی دیگر از نقاط قوت روایت به‌حساب می‌آیند.
فیلم «پین‌بال» یک کمدی-درام سرگرم‌کننده است که با درک درست برادران «برگ» از رخدادی در گذشته باعث می‌شود مخاطب به‌خوبی با آن ارتباط برقرار کند. همچنین نباید این را از نظر دور داشت که در نهایت با یک درام هالیوودی جریان اصلی روبه‌رو هستیم و قرار نیست جز سهل کردن همه‌چیز اتفاق دیگری رخ دهد. در این نوع روایت‌ها روزهای سیاه هم مملو از خنده هستند و گویی کاراکترها در دنیایی جدای از دنیای مخاطب زیست می‌کنند. به‌همین سبب است که آثار خوب این دنیا تبدیل به سرگرم‌کننده‌های موقتی در زندگی مخاطب می‌شوند. این روایت نیز چیزی جدا از همان دنیای مملو از خماری هالیوودی نیست و صرفاً چیزی جز سرگرمی از درون آن بیرون نخواهد آمد.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟