روح ناآرام جنایت در کالبد یک خانواده
در مرور فیلم «داری من رو میکشی» اثر «جرن لودر» بیان کردیم که این کارگردان پس از فیلم اول بهیکباره خود را در دو اثر شکوفا کرد. لودر در فیلم «سکنگزیده» نیز همانند «داری من رو میکشی» سعی دارد زمین بازی را به نوجوانها بسپارد. داستان او اینبار کاملاً در خدمت دلهره است و از سویی دیگر سعی دارد به فروپاشی روانی در یک خانواده بپردازد.
لودر افتتاحیهی فیلم را به داستان تاریخی خانوادهی «بوردن» اختصاص میدهد. در سال ۱۸۹۲ «اندرو بوردن» و همسرش «اَبی» با ضربات تبر در خانهاشان به قتل رسیدند. اولین مظنون این پرونده دختر اندرو با نام «لیزی» بود که طبق گفتهها بهسبب تنفر از نامادری و پدر دست به این قتل زده بود. اما هیچ مدرک معتبری دال بر گناهکار بودن لیزی بهدست نیامده بود. حال لودر در ادامهی ماجرا سعی میکند روح لیزی تبر به دست را میان خانوادهی بوردن نگاه دارد. داستان درست از همین گذر نسلها وارد مسیر اصلی خود میشود.
پس از افتتاحیه وارد خانوادهای میشویم که کاراکتر مرکزی داستان در آن زندگی میکند. «تارا» دختری نوجوان است که بههمراه پدر، مادر، برادر کوچک و نوزادی که تازه متولد شده زندگی میکند. کارگردان قبل از رسیدن به تارا صحنهی قتل یک زن را هنگام دو صبحگاهی تصویر میکند تا پای پلیس هم به ماجرا باز شود. تارا از طرف مادری به لیزی بوردن معروف میرسد و همین مسئله گویا مادر و پدر را نگران کرده است. در لابهلای دیالوگها متوجه میشویم که دختران این خانواده پس از ۱۶ سالگی دچار فروپاشی روانی میشوند و دست به قتلهای فجیع میزنند. لودر پس از معرفی شخصیتها روایت را تبدیل به بازی انتزاع و مالیخولیای ذهنی تارا میکند.
یکی از نقاط قوت این اثر در این است که لیز بوردن در حد همان روح مالیخولیایی باقی میماند و ماجرا در زندگی تارا ادامه پیدا میکند. لودر سعی دارد تا انتهای فیلم بار جنایی اثر را نگاه دارد و از آنسو رازآلودگی را تبدیل به بطن روایت کند. این رازآلودگی باعث تعلیق میشود. مخاطب در میان این تعلیقهاست که گاه تارا را قاتل میپندارد، گاه پدر را و گاه دوست صمیمی تارا هدف اصلی قرار میگیرد. اما لودر آنقدر خوب روی روایت استوار است که مخاطب را تا گرهگشایی در همین دنیای ششوبشها نگاه میدارد.
روح این فیلم در سینمای دلهره جریان دارد. اما نباید خطوط سینمای هیجانانگیز، جنایی و رازآلود را در آن نادیده گرفت. لودر بار دیگر در این فیلم نشان داد که بازیگردان خوبیست و با انتخابهای درست میتواند باعث لذت بردن مخاطب از روایت شود. «اودسا آزیون» یکی از همین بازیگران است که بهخوبی توانسته کاراکتر تارا را به مخاطب نشان دهد. لودر در این فیلم نیز بار دیگر از بازیگری چون «درموت مالرونی» در نقش پدر تارا استفاده کرده است. حال باید گفت که لودر فقط به آن روایت ضعیف در فیلم اول خود نیاز داشت تا نقاط ضعف خود را اصلاح کند. لودر با این دو اثر نشان داد که کارگردان خوشقریحهای در ژانر دلهره است و باید بیصبرانه منتظر هنرنماییهای دیگر او در این ژانر باشیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.