پوستر فیلم داری من رو می‌کشی

بازیگران جوان و با استعداد به‌راحتی می‌توانند یک اثر را قابل تماشا کنند

داری من رو می‌کشی
You're Killing Me
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در بسیاری از آثار شاهد بوده‌ایم که یک درام، اسلشر، اکشن یا هر ژانر دیگری با روایتی کاملاً معمولی با انتخاب خوب کارگردان در چینش بازیگران تبدیل به اثری قابل تماشا و اتفاقاً جذاب می‌شود. این اثر اگر یک روایت تینیجری-جنایی باشد کار کمی سخت‌تر می‌شود. بگذارید دایره را کمی تنگ‌تر کنیم و بگوئیم اگر این تینیجری-جنایی در بطن هالیوود روی پرده رفته باشد. گویی هالیوود از میان تمامی استعدادهای بازیگری به‌دنبال بی‌استعدادترین‌ها می‌گردد و از بین آن‌ها چهره‌ای را پررنگ‌تر می‌کند. به‌طور مثال بازیگر جوانی مانند «زندِیه کولمن» را در نظر بگیرید. هالیوود به‌دنبال این دست بازیگران است که کاملاً در چارچوب تبلیغاتی آن عمل کنند. ابتدا چند سریال را با محوریت آن‌ها به مخاطب نشان می‌دهد و سپس از کارگردان‌هایی چون ویلنوو می‌خواهد که در ابرپروژه‌هایی چون «تل‌ماسه» آن‌ها را جا دهند. در این میان استعدادهای بسیاری در بازیگری زیر تلی از تبلیغات پنهان می‌شوند و مخاطب حتی دیگر آن‌ها را نمی‌بیند. فیلم جدید «جرن لودر» و «بث هانا» از همان دست آثاری است که تک‌به‌تک بازیگران آن قابل احترام هستند. از «آن هِیچ» تا بازیگران جوانی چون «مک‌کلی میلر» آن‌قدر خوب در کاراکترها غرق شده‌اند که این روایت کاملاً معمولی را تبدیل به یک اثر قابل تماشا می‌کنند.
همان‌طور که در بالا اشاره شد، این روایت هر چه دارد از بازیگران‌اش است. نوجوانی با نام «ایدن» قصد دارد از طریق پدر یکی از هم‌مدرسه‌ای‌های‌اش توصیه‌نامه‌ای را برای ورود به دانشگاهی که از کودکی آرزوی‌اش را داشته اقدام کند. ایدن با چند نفس عمیق به‌سمت «برت» می‌رود. از همان برخورد ابتدایی این دو مشخص می‌شود که برت و دوستان‌اش در دنیایی دیگر سیر می‌کنند و پشت نگاه‌های شیطنت‌آمیز آن‌ها رازی نهفته است. به موازات این تقابل‌ها خبر ناپدید شدن یکی از دخترهای مدرسه نیز روی زبان‌ها افتاده است. در هر حال ایدن و دوست صمیمی‌اش تصمیم می‌گیرند به مهمانی بهشت و جهنم برت وارد شوند. ورود این دو به خانه‌ی برت نشان از این دارد که قرار است پرده‌ی دومی پر از آشوب را شاهد باشیم و در چنین آثاری کاراکتر اول فیلم درگیر ماجرایی می‌شود که انتهای آن به کشتاری وسیع می‌انجامد. اما کارگردان‌ها در این اثر تصمیم دیگری دارند. آن‌ها می‌خواهند این آشوب را میان پنج نوجوان تصویر کنند. به‌نظر انتخاب درستی می‌آید و حداقل باعث می‌شود مخاطب درک درستی از همه‌ی کاراکترها داشته باشد.
جرن لودر در آثار قبلی خود کاملاً به سینمای دلهره وفادار بوده و تا حدی از این ساختار سینمایی خارج نشده است. فیلم «از اتاق شیروانی دور بمانید» که در سال ۲۰۲۰ مرور آن را نوشتیم، حتی از استانداردهای ابتدایی ژانر دلهره هم پائین‌تر بود. حال لودر در اقدامی جالب این فیلم را با همکاری «بث هانا» روی پرده برده است و هم‌زمان فیلمی دیگر را نیز خودش کارگردانی کرده است. باید گفت بین اثر اول و دوم این کارگردان انقلابی رخ داده و این کارگردان به‌خوبی از شکست اثر اول درس گرفته است. روایت جدید او کاملاً روی خط کلیشه‌ها پیش می‌رود و این انقلاب در بازیگردانی و انتخاب بازیگران توسط او رخ می‌دهد که باعث می‌شود به آینده‌ی فیلم‌سازی این کارگردان کاملاً امیدوار باشیم؛ بازیگران نوجوانی که به‌خوبی مرز خاکستری میان خیر و شر را شناخته‌اند و هر کدام برای بقا دست به هر کاری می‌زنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟