پوستر فیلم مثل یک زن ازش حرف بزن

گویا فقط زنان ایتالیایی و ژاپنی روایت سینمایی را درک کرده بودند

مثل یک زن ازش حرف بزن
Tell It Like a Woman
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، ایتالیا
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

نزدیک به هشتاد سال است که هر از چندگاهی چند فیلم‌ساز گرد هم جمع می‌شوند و یک اثر آنتولوژی در باب یک درون‌مایه‌ی واحد خلق می‌کنند. به‌طور مثال میان نئورئالیست‌های ایتالیا فقط نام‌ها مهم بود و گاهی حتی درون‌مایه‌ی واحدی هم وجود نداشت. به‌طور مثال ممکن بود اپیزود پازولینی در باب عشق باشد و در مقابل برتولوچی در باب لحظه‌ی احتضار تصویرسازی کند. در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ و به‌خصوص میان نئورئالیست‌های ایتالیایی نام کارگردان‌ها مطرح بود و این درست همان چیزی بود که مخاطب درخواست می‌کرد. مخاطب دوست داشت در تیتراژ هم نام فلینی را مشاهده کند و هم دسیکا و دیگر بزرگان سینمای ایتالیا را. اما پس از دهه‌ی ۱۹۹۰ این آثار آنتولوژی واقعاً درون‌مایه‌ای واحد داشتند و عموماً کارگردان‌های مستقل برای همکاری با یکدیگر گرد هم می‌آمدند. در یکی از این آنتولوژی‌ها ۷ کارگردان زن سعی دارند در باب دنیای زنانه‌ای که هر روز پیرامون ما در جریان است اپیزودهایی را روی پرده ببرند؛ از ایالات متحده تا نپال.
طبق آنچه سازندگان این اثر ادعا کرده‌اند، این فیلم قرار است کاراکترهای زن را به‌عنوان شخصیت‌های محوری خود به مخاطب ارائه دهد. در اپیزودهای اول و دوم چیزی جز یک رپورتاژ آگهی در باب دو زن درگیر در فعالیت‌های غیرانتفاعی نمی‌بینیم. اپیزود اول کمی قابل تحمل است و بازی‌ سوررئالیستی کارگردان کمی ما را امیدوار می‌کند. اما انتهای اپیزود تبدیل به همان رپورتاژ آگهی می‌شود و قابل درک نیست که چه مورد زنانه‌ای در این اپیزود وجود دارد. آیا مردها دچار این نوع رستگاری‌ها نمی‌شوند؟ یا خانم کارگردان درون‌مایه را کاملاً اشتباه متوجه شده است؟ کاترین هاردویک هم در اپیزود دوم چند نوشته روی تصاویر می‌آورد و در نهایت هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد. اپیزود سوم که در ایتالیا می‌گذرد کمی مخاطب را امیدوار می‌کند که قرار است داستان هم درگیر این اثر شود.
شاید باید گفت که اپیزود ژاپن سینمایی‌ترین اپیزود این آنتولوژی است. کارگردان ژاپنی به‌خوبی درون‌مایه‌ای را که مختص این اثر بوده تصویر می‌کند. روایت او در باب مادری مجرد با دو فرزند است و مخاطب یک هفته از زندگی‌ این زن را مشاهده می‌کند. اپیزود دوم ایتالیا نیز داستانی در باب خشونت خانگی علیه زنان است و روایت ساده و گیرای آن باعث درگیر شدن مخاطب با درون‌مایه‌ می‌شود. متأسفانه اپیزود نپال و انیمیشن انتهایی آن‌قدر ضعیف و غیرقابل تحمل هستند که مخاطب را از تماشای کامل این اثر پشیمان می‌کنند. در هر حال این ماراتن با همان دو اپیزود میانی قابل تأمل در باب دنیای زنانه به پایان می‌رسد.
به‌جز دو اپیزود ژاپن و ایتالیای دوم، دیگر اپیزودها حتی در حد آثار سینمای گروه ب هم نبودند. تنها کاری که این فیلم‌سازان باید انجام می‌دادند درک درست درون‌مایه و مشقت‌های زن بودن در دنیای مدرن بوده است. اما متأسفانه فقط کارگردان ژاپنی و ایتالیایی و تا حدودی خانم «لوسیا پوئنسو» ‌توانسته‌اند به خود زن بپردازند. در هر حال در هر مسیری آزمون‌و‌خطا وجود دارد و باید دید آیا از این دست آنتولوژی‌های کاملاً زنانه را باز هم در سینما شاهد خواهیم بود یا خیر.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟