پوستر فیلم پنج شیطان

بحران عشق

پنج شیطان
The Five Devils
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«لئا میزیوس» در دو دهه فعالیت خود به‌عنوان یک فیلم‌نامه‌نویس با فیلم‌سازانی چون «کلر دنی» و «ژاک اودیار»‌ همکاری کرده است. او اولین فیلم بلند داستانی خود را با نام «آوا» در سال ۲۰۱۷ روی پرده برد. در این فیلم روایت دختری نابینا با نام «آوا» را شاهد بودیم. میزیوس در این فیلم توانست انزوا و هوس را به‌خوبی تصویر کند. حال در سال ۲۰۲۲ شاهد دومین فیلم بلند داستانی او با نام «پنج شیطان» هستیم.
میزیوس در این فیلم سعی دارد مفهوم عشق را به چالش بکشد. تک‌نمای افتتاحیه‌ی او کاراکتر «ژوآن» را در کنار دخترانی دیگر نشان می‌دهد که شاهد یک آتش‌سوزی هستند. ژوآن به‌سمت دوربین خیره می‌شود و پس از فید-این و فید-اوت وارد روایت اصلی می‌شویم. میزیوس در این روایت به‌غیر از دوربین شاهدی دیگر دارد؛ دختری کوچک با نام «ویکی». دوربین و ویکی در این روایت قرار است در زندگی ۵ کاراکتر درگیر در زندگی ویکی غور کنند؛ ژوآن و جیمی به‌عنوان پدر و مادر ویکی، پدربزرگ، «ژولیا» به‌عنوان عمه‌ی ویکی و در نهایت «نادین»‌ که دوست مشترک ژوآن، جیمی و ژولیاست. میزیوس ابتدا یک روتین را با ضربآهنگ ملایم در زندگی ویکی و ژوآن قرار می‌دهد؛ صبحانه، به مدرسه رساندن ویکی، کار ژوآن در استخر، تمرین او در دریاچه‌ی سرد، بازگشت به خانه. این روتین در پنج دقیقه تکرار می‌شود و به‌مرور عرض پیدا می‌کند. در این عرض کاراکترهای پدربزرگ، نادین و جیمی نیز معرفی می‌شوند. میزیوس در این میان سعی دارد به ویکی حس بویایی شگفت‌انگیزی را الصاق کند. او از هر فردی در زندگی خود تکه‌ای را در بطری‌های شیشه‌ای نگاه می‌دارد و گویی با بوهای این افراد و اشیاء اطراف آن‌ها زیست می‌کند. هنگامی که ژوآن از این حس پررنگ ویکی آگاه می‌شود، سعی می‌کند با آن مقابله کند. اما به‌مرور این مقاومت کم‌رنگ می‌شود و بویایی ویکی تبدیل به مک‌گافین کاراکترهای پیرامون او می‌شود.
اما ورود ژولیا نظم این روتین را برهم می‌زند. میزیوس تا قبل از وارد شدن ژولیا سعی دارد تلاش بی‌وقفه‌ی ویکی برای ابراز عشق به مادر، سردی نگاه بین ژوآن و جیمی، نگاه حسرت‌بار چهره‌ی نیم‌سوخته‌ی نادین و در نهایت تلاش پدر را برای برافروختن حس زنانگی در ژوآن نمایش دهد. پرده‌ی اول گویی تثبیت همین نگاه‌های پر از ابهام کاراکترها به یکدیگر است. ویکی در این میان گویی بیش از دیگران تمنای نگاه‌های پر از مهر مادر را دارد. پس از ورود ژولیا، طبیعتاً این ویکی است که سعی می‌کند در برابر ورود این آدم جدید‌الورود مقاومت کند. اما مقاومت او پنهانی‌ست. ویکی پس از فضولی در وسایل ژولیا به بطری تیره‌رنگی برمی‌خورد. اولین سیلی میزیوس به واقعیت زمان حال با بوئیدن مایع داخل این بطری توسط ویکی زده می‌شود. پس از این رخداد کم‌کم گذشته‌ی مبهمی که مخاطب تأثیر آن را روی چهره‌ی کاراکترها می‌دید خودنمایی می‌کند. ویکی در هر بار بوئیدن بطری به این گذشته بازمی‌گردد. درون‌مایه‌ی روایت خانم میزیوس درست در همین فلش‌بک‌ها نهفته است.
این فیلم روایتی از بحران عشق است. هر کدام از کاراکترهایی که ویکی با آن‌ها سر و کار دارد به‌نوعی در نقطه‌ی اشتباهی از زندگی خود قرار دارند؛ عشقی که بین ژولیا و ژوآن آتش به پا کرده، نادین که جیمی را از دست داده، پدری که ژوآن را به‌سبب این عشق تخطئه می‌کند و در نهایت جیمی که در این میان همچون تکه‌چوبی سرگردان میان این کاراکترها رها شده است. روایت خانم میزیوس تلفیقی از همین سرگردانی‌هاست و او با تغییر زاویه‌دید خود سعی دارد از نگاه ویکی خطوط مبهم زندگی این کاراکترها را به مخاطب نشان دهد. او تا پرده‌ی سوم به‌خوبی روی موج این ابهام سوار می‌شود و بازی بسیار خوبی از کاراکتر ویکی می‌گیرد. حتی در برهه‌ای هم سکانسی مالیخولیایی و فرمالیستی را در برابر ما قرار می‌دهد و از پشت شیشه‌ی عینک تزئینی ویکی این ابهام را در قاب خود می‌آورد. اما در پرده‌ی سوم با عجله‌ای که نمی‌دانیم علت‌اش چیست همه‌چیز را همچون مخلوطی ناهمگن مقابل روی ما قرار می‌دهد. شاید اگر میزیوس مخاطب را در در حصار همان خطوط مبهم زندگی این کاراکترها باقی می‌گذاشت و سعی نمی‌کرد عاشق‌ها و معشوق‌ها را به وصال یکدیگر برساند و همچنان ویکی را چشم خود نگاه می‌داشت، درامی در برابر مخاطب قرار می‌گرفت که ترکیبی زیبا از مالیخولیای ذهن، رازآلودگی و در نهایت بحرانی تمام‌عیار در مفهوم عشق بود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟