پوستر فیلم یه چیزی در مورد بچه‌ها اشتباهه

انتزاعی که می‌توانست انتزاعی‌تر هم شود

یه چیزی در مورد بچه‌ها اشتباهه
There's Something Wrong with the Children
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در سینمای دلهره آثاری وجود دارند که شاید زیرژانر هم نباشند، اما آن‌قدر کم به آن‌ها پرداخته شده است که هرگاه مخاطب این ژانر فیلمی با این درون‌مایه‌ها می‌بیند جز لذت چیزی نصیب او نخواهد شد. در این درون‌مایه‌ها ساختار کلی همچون کلیشه‌های رایج در ژانر دلهره است. کاراکترها یا به کلبه‌ای بیرون از شهر سفر می‌کنند یا درون آپارتمان خود با وقایع رو‌به‌رو می‌شوند. اما درون‌مایه خود را در دل این کلیشه نشان می‌دهد؛ بازی‌های ذهنی کاراکترها با یکدیگر که کم‌کم همه‌چیز را وارونه می‌کند. فیلم دوم خانم «رکسان بنجامین»‌ در همین درون‌مایه تصویر می‌شود.
دو زوج جوان برای آخر هفته دو کلبه‌ی جنگلی را کرایه کرده‌اند. «مارگارت» و بن» به‌اتفاق «الی» و توماس» و دو کودک‌اشان قرار است آخر هفته را کنار یکدیگر خوش بگذرانند. در پرده‌ی اول دوربین روی مارگارت و بن متمرکز است و در حاشیه‌ی آن‌ها و مکالماتی که ایجاد می‌شود خانواده‌ی الی هم شخصیت‌پردازی می‌شوند. در پرده‌ی اول مهم‌ترین و اصلی‌ترین نکته‌ای که درام را سر پا نگاه می‌دارد بازی خوب بازیگران است. «آلیشا وین‌رایت» و «زک گیلفورد» در نقش‌های مارگارت و بن اصلی‌ترین اجزای شخصیت‌پردازی روایت به‌شمار می‌روند. دیالوگ‌های خانم بنجامین در این پرده نه آن‌قدر پینگ‌پنگی و نه آن‌قدر طبق کلیشه‌های دلهره است. به‌همین سبب است که مخاطب در پرده‌ی اول با یک درام خوش‌ساخت مواجه است.
رکسان بنجامین در انتهای پرده‌ی اول و ورود این دو خانواده به یک بنای متروکه کم‌کم زاویه‌های دوربین و برش‌های خود را تنوع می‌بخشد و مخاطب را وارد بازی شک، تعلیق، سکون و در نهایت دلهره می‌کند. کار خوب بنجامین در این اثر باعث شده مخاطب تا انتهای فیلم با اثری رو‌به‌رو باشد که دائم خود را از وارد شدن به رخوت کلیشه دور می‌کند. باید گفت که بنجامین در این امر تا حدودی موفق است و به‌راحتی می‌تواند مخاطب را تا انتهای فیلم همراه خود داشته باشد. او سعی دارد از طریق همین کالبدهای انسانی و نوعی نشئگی حاصل از خیرگی به چاهی عمیق روایت را تصویر کند.
این فیلم حتی اگر آن چاه عمیق را در خود نداشت، باز هم می‌توانست مسیر فیلم‌سازانی چون هانکه را در پیش بگیرد. اما خانم رکسان بنجامین یک دهه است که در دل دلهره‌های مستقل ایالات متحده زیست می‌کند و باید گفت مسیرش با مستقل‌سازان اروپایی متفاوت است. بنجامین با سابقه‌ای که در تهیه‌کنندگی آثاری چون «وی‌اچ‌اس» دارد و حتی بازی در برخی اپیزودهای این فرنچایز مسیر خود را می‌داند. فیلم دوم این کارگردان خوش‌قریحه مخاطب ژانر دلهره را به سال‌های پیش رو امیدوار می‌کند. طی این چند سال کارگردان‌های جوانی چون بنجامین خود را از درون ژانر دلهره به سینما معرفی کرده‌اند و نشان‌ داده‌اند اگر اسیر زرق‌و‌برق استودیوهای هالیوودی نشوند، به‌راحتی می‌توانند دهه‌ی بعد سینمای دلهره را از آن خود کنند. باید دید بنجامین در سومین اثر خود به کدام سو خواهد رفت. آیا همانند دو اثر اول از درون کلیشه‌های دلهره‌ی آخر هفته‌ای به درون‌مایه‌ی خود خواهد پرداخت یا این‌بار وارد یک دلهره‌ی شهری خواهد شد. در هر حال مخاطب ژانر دلهره پس از تماشای این دو اثر با دنیای سینمایی این کارگردان ارتباط برقرار کرده است و دیگر به این کارگردان اعتماد دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟