شمنیسم در فرهنگ کرهای جایگاه ویژهای دارد. شمنها در برهههای تاریخی مختلف کره و آن هنگام که بسیاری از کرهایها ناامید از همهجا و در قحطی بهسر میبردند همچون واسطههایی بین دنیای زندگان و دنیایی غیب کمی امید و توهم به مردمان گرسنه و قحطیزده تزریق میکردند. شمنیسم حتی قدیمیتر از ورود مذاهب به کشورها بوده است. شمنها در حالتی خلسهگونه خود را واسطهی بین دو دنیا قرار میدهند و بهقول باورمندان، شمنها میتوانند از طریق همین واسطهگری درد و رنج را از مردمان دور کنند یا برعکس درد را به آنها تزریق کنند. اولین گام بلند سینمایی «هان-جونگ لی» اثری در باب همین مسئله است.
لی داستان خود را به چهار بخش مختلف تقسیم و برای هر کدام عنوانی را انتخاب کرده است. البته او در هر کدام از این بخشها همهی طرفهای درگیر در ماجرا را بهتصویر میکشد. واژهی ثابت در این میان شمن است و کاراکترها هر کدام بهنوعی با آن درگیر هستند؛ پسر جوان و بیکاری با نام «سین-نام» که به کلاس شمنیسم میرود و قصد دارد با یاد گرفتن فنون خلسه و مونولوگ شمنها برای خود درآمدی داشته باشد، «چونگ-دام» که واقعاً شمنیسم را فرا گرفته و تمام توان خود را برای تبدیل شدن به یک شمن قدرتمند بهکار میگیرد، و در نهایت «سونگ-جون» که قبلاً شمنی قدرتمند بوده و بهسبب عشقی لحظهای فداکاری کرده و حال پشت میلههای زندان است. آنچه این سه را به یکدیگر میرساند، یک محلهی کوچک در اطراف شهر است که یک گنگستر سعی دارد خانههای مردم را در آنجا از آن خود کند و بههمین سبب بهدنبال قراردادیست که اکنون هیچکس نمیداند کجاست جز پدر مردهی معشوقهی «سونگ-جون».
آنچه در این فیلم میبینیم تلاش کارگردان برای خاکستری نشان دادن همهی کاراکترهاست؛ هیچ کاراکتری در این فیلم نه سیاه است و نه سفید. همهی آنها گذشتهی دردآور یا پر رنجی را از سر گذراندهاند و حال هیچکدام برای رسیدن به هدف خود پا پس نمیکشند. شاید یکی از زیباییهای این روایت همین مسئله باشد و مخاطب در میان انبوهی از کارکترها قرار گرفته که برای رسیدن به هدف مشترکاشان در یک مسیر قرار میگیرند.
کمدی این فیلم در میان لایههای آن نهفته است. کارگردان فیلماولی با ذکاوت سعی دارد درام و رازآلودگی را از طریق دوربین روی دست و پرهیز از ورود به کادربندیهای دنیای آثار تجاری تصویر کند. کمدی این فیلم در موقعیتها و تقابل کاراکترها با یکدیگر شکل میگیرد. بهطور مثال مراسم اصلی که هر سه شمن در حال احضار روح مرده و قرار دادن بدن خود بهعنوان واسطه هستند، رقصهایاشان و حالت خلسهای که به آن دچار میشوند در کنار برشها روی بینندگان ماجرا باعث خلق کمدی موقعیت میشود.
کارگردان در پردهی سوم سعی دارد ماجرا را بهگونهای تمام کند که اگر قرار بود پروژهی دومی هم در کار باشد، مخاطب آمادگی آن را داشته باشد. این فیلم، همانطور که از عنواناش پیداست، تلفیق رنج و لذت کاراکترهایی بسیار عادیست که با اهداف مختلف در کنار یکدیگر گرد آمدهاند؛ مردی که در کودکی آزار همسایهها را دیده و حال به فکر انتقام است، دائمالخمری که بهیکباره عاشق شده و برای نجات معشوقه دست به هر کاری میزند، پسر جوانی که برای خوشحال کردن مادرش و پول اجاره فداکاری میکند و در نهایت مردی که باور دارد بهراحتی میتواند درد و رنج مردم را ببلعد و آنها را تسکین دهد. این فیلم و این کاراکترها نشان از کارگردانی دارند که بهخوبی میتواند مخاطب را در یک درام ساده، خوشفرم و لذتبخش با خود همراه کند. حال باید دید آقای لی در گامهای بعدی خود همین سادگی را حفظ خواهد کرد یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.