پوستر فیلم بچه‌های مزرعه‌ی ذرت

این پیرنگ‌ها برای سینمای اسلشر دیگر جذاب نیستند

بچه‌های مزرعه‌ی ذرت
Children of the Corn
محصول ۲۰۲۰ – ایالات متحده
ژانر اسلشر، دلهره
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یازدهمین فیلمی که عنوان «بچه‌های مزرعه‌ی ذرت» را یدک می‌کشد با کارگردانی «کرت ویمر» روی پرده رفته است. اینکه چه درون‌مایه‌ای در این مجموعه فیلم‌ها باعث ادامه‌دار شدن اقتباس‌ها و بازسازی‌هاست، پاسخی برای آن پیدا نمی‌شود. بچه‌های مزرعه‌ی ذرت در همان فیلم سال ۱۹۸۴ خود و درست در زمانی که اسلشرها و دلهره‌های برتر هالیوود طی همان دهه‌ها روی پرده می‌رفت، به‌عنوان اثری معمولی تلقی می‌شد. این معمولی بودن را باید در کنار نام‌هایی چون «کشتار با اره‌برقی در تگزاس» یا «جمعه‌ی سیزدهم» برای این فیلم به‌کار برد. در هر حال این روند بازسازی و اقتباس در سال ۲۰۱۱ متوقف شد تا اینکه ویمر در سال ۲۰۲۰ اقتباسی دیگر از آن را روی پرده برده است.
ویمر در فیلم خود سعی دارد تا جایی که می‌تواند شرایط را سیاه‌تر از آنچه در فیلم‌های قبل دیده‌ایم تصویر کند. او برای اثر خود دختربچه‌ای یتیم را انتخاب می‌کند. مخاطبی که فقط یک فیلم از این مجموعه را تماشا کرده باشد، از همان ابتدا کل ماجرا را به‌راحتی در ذهن مرور می‌کند. ویمر آن‌قدر کارگردان جسوری نیست که بخواهد پیرنگ را دستکاری کند و اجازه می‌دهد مخاطب این مسیر را ادامه دهد. او حتی اسلشر درستی را هم ارائه نمی‌دهد.
«ایدن» همان دخترکی است که باید فرقه‌ی کودکان در این شهر کوچک را رهبری کند. ویمر شکل‌گیری این فرقه را فقط در برش‌ها تصویر می‌کند و به‌علت تعدد کاراکترها توان این را ندارد که مخاطب را در معرض روند این دگرگونی قرار دهد. ویمر کار خود را راحت کرده است و مستقیم به‌سراغ هیاهوی کاراکترها میان مزارع ذرت می‌رود. او حتی پلان مشخصی برای این درگیری‌ها ندارد. دختر نوجوانی که قرار است علیه این گروه انقلاب کند باید تا انتها جان سالم به‌در ببرد. این جان سالم به در بردن دچار منطق روایی نمی‌شود و در نتیجه هر چه در این تعقیب‌و‌گریز می‌‌بینیم کاغذی است.
آقای ویمر هیچ فرم مشخصی را به پیرنگی کلیشه و تکراری اضافه نمی‌کند. او در این فیلم قادر نیست از زاویه‌دید خودش ماجرا را روایت کند. امیدواریم که حداقل این پیرنگ تا مدت‌ها در آب‌نمک خوابانده شود و اگر قرار است استودیویی دیگر به‌سراغ آن رود، این‌بار با فیلم‌سازی که قریحه‌ی تغییر در ساختار را دارد فیلم دوازدهم را روی پرده ببرد. اثر آقای ویمر حتی توان تکان دادن مخاطب علاقه‌مند به دلهره و اسلشر را ندارد. همان‌طور که در بالا اشاره شد او با برش‌های نامتوازن خاصیت اسلشر اثر را خنثی می‌کند. ویمر در عوض سعی دارد با برپا کردن آتشی بزرگ که شکل گرفتن آن هم جای سوال دارد نقصان اسلشر را برطرف کند. در نهایت آنچه باقی می‌ماند خاکستر مزرعه‌ی ذرت نیست، بلکه خاکستر پیرنگی است که طی چهار دهه دیگر چیزی از آن باقی نمانده است. فیلم «بچه‌های مزرعه‌ی ذرت» بر باد دادن همین خاکستر باقی‌مانده از ۱۰ اثر قبلی‌ست و حداقل باید انتظار داشت که تا چند سال دیگر استودیویی به‌سراغ این پیرنگ نرود. کرت ویمر نشان داده که می‌تواند نویسنده‌ی اکشن و دلهره‌ی خوبی باشد و حداقل آثاری چون «سالت» را که در سینمای سرگرمی مخاطب خوبی دارند روی پرده ببرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟