پیشکش روح برای کسب افتخار سیاسی
«لی وون-تائه» از سال ۲۰۱۷ کار خود را بهعنوان کارگردان در سینمای بدنهی کرهی جنوبی آغاز کرد. اولین کار او که «مرد اراده» نام داشت در باب تقلای کرهایها برای استقلال کشورشان بود. آقای لی پس از این اثر وارد سینمای جنایی و گنگستری شد و فیلم «گنگستر، پلیس و شیطان» را روی پرده برد. او در این اثر توانست آنچه را که از یک اثر هیجانانگیز و جنایی انتظار داریم تصویر کند. حال لی در سومین اثر بلند سینماییاش قرار است ترکیبی از جنایت، خشونت و سیاست را بهتصویر بکشد.
روایت لی سه کاراکتر مرکزی دارد؛ «هائه-وونگ» که یک ایدهآلیست سیاسی است و قصد دارد از طریق انتخابات درونشهری به مجلس راه پیدا کند، «پیل-دو» که یک گنگستر است و امورات خود را از طریق نزول و زورگیری میگذراند، و در نهایت «سون-تائه» که در نقش قدرت پشتپردهی شهر بوسان مهرهها را جابهجا میکند. کارگردان سعی کرده ضربآهنگ اثر خود را با زاویهدید هر کدام از این کاراکترها به زندگی هماهنگ کند. زمانی که در زندگی هائه-وونگ هستیم همهچیز شلخته است و بهنوعی قرار است کاراکتری را ببینیم که حس میکند با زدوبندهای قدرت میتواند سیاست را برای دموکراسی بهتر بهکار بگیرد. در دنیای «پیل-دو» جز خشونت و خون نمیبینیم و در نهایت «سون-تائه» مخاطب را به زیرینترین لایههای قدرت میبرد. فراموش نکنیم که حوادث فیلم در سال ۱۹۹۲ رقم میخورد؛ سالی که کرهی جنوبی در حال برداشتن گام بزرگ خود برای نوسازی شهری و قانون اساسی بود. شاید اگر کارگردان بوسان را هم تبدیل به ضلع چهارم این روایت میکرد، اکنون با یک درام سیاسی-گنگستری بسیار قدرتمند روبهرو بودیم. اما آقای لی یک کارگردان در سینمای میانه و تجاری کرهی جنوبی است و سعی دارد همهی ارکان روایت در خدمت جذاب شدن فیلم برای مخاطب سینمای سرگرمی باشد. در نتیجهی این دیدگاه است که همهی رخدادهای فیلم فقط بویی از آشفتگی سیاسی آن سالها را در خود دارد.
آقای لی در فیلم خود بهخوبی تغییر جهانبینی هائه-وونگ را بهتصویر میکشد. شاید اگر بخواهیم دقیقتر بیان کنیم، پررنگترین ضلع این فیلم هائه-وونگ است. دو ضلع دیگر سایهروشنهایی برای این تغییر جهانبینی هستند. لی بهنوعی سعی دارد سیاست را همچون شیطانی انتزاعی تصویر کند. کاراکتر اصلی فیلم او نیز عطشی جز در آغوش گرفتن این شیطان ندارد. بههمین سبب او مراحل گذر از اخلاقیات را با موفقیت رد میکند تا در نقطهای بنشیند که کاخ آبی در زاویهدید او قرار بگیرد. مشکل بزرگ روایت آنجاست که این تغییرها را همچون اسلایدهای پاورپوینت در برابر ما قرار دهد. این نگاه اسلایدی صرفاً مربوط به اثر آقای لی نمیشود. در بسیاری از آثار هیجانانگیز میانه چنین زاویهدیدی وجود دارد. بههمین سبب است که آثار جنایی و هیجانانگیزی که عرض روایی بیشتری دارند در ذهن مخاطب سینما ماندگارتر میشوند.
آقای لی در فیلم «معاملهی شیطان» سعی کرده اضلاع اصلی روایت خود را توسط بازیگران نامآشنایی چون «چون جین-وونگ»، «کیم مو-یئول» و در نهایت «لی سونگ-مین» ترسیم کند. همین چینش خوب بازیگران در نقش کاراکترهای اصلی باعث میشود مخاطب هر سه دنیا را بهخوبی بپذیرد. این فیلم همهی جذابیتهایی که مخاطب سینمای سرگرمی نیاز دارد برآورده میکند. آنچه در این اثر جز حسرت باقی نمیگذارد، روایتیست که میتوانست بخشی از تاریخ کرهی جدید را پیش روی مخاطب جهانی قرار دهد، اما وزنهی سنگین نگاه تجاری باعث خنثی شدن لایهی تاریخی اثر میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.