پوستر فیلم دریاچه‌ی فالکون

روایتی بی‌پرده از نوجوانی

دریاچه‌ی فالکون
Falcon Lake
محصول ۲۰۲۳ – کانادا، فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی چند سالی که از عمر کانال «یک فیلم، یک زندگی» می‌گذرد بارها با آثاری از سینمای روز جهان مواجه بوده‌ایم که کارگردانی آن‌ها برعهده‌ی زنان جوانی بوده که اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود را از سر می‌گذراندند. این را به فال نیک گرفتیم و خوشبختانه طی چند ماه اخیر همچنان کارگردان‌های زن از گوشه‌وکنار دنیا ما را در برابر اولین تجربه‌های فیلم‌سازی خود قرار می‌دهند. خانم «شارلوت لو بون» یکی از همین کارگردان‌هاست. لو بون را با بازی در آثار سینمایی جریان اصلی می‌شناسیم. این بازیگر کانادایی در اولین تجربه‌ی فیلم‌سازی خود به‌سراغ اقتباس از یک رمان مصور با نام «یک خواهر» اثر «باستین ویوس» رفته است. او بدون هیچ حجابی از زاویه‌دید یک نوجوان ۱۴ ساله به درون زندگی می‌رود.
روایت با ورود «باستین» و خانواده‌اش به کانادا آغاز می‌شود. آن‌ها قرار است تعطیلات را در خانه‌ی یکی از دوستان صمیمی مادرش بگذرانند. لو بون از همان ابتدا تصویر مبهمی از بزرگسالان به ما می‌دهد و قرار است دنیا را از نگاه باستین به تصویر بکشد. این یک اقتباس آزاد از رمان تصویری «یک خواهر» است. در رمان آقای ویوس دختر ۱۶ ساله به‌عنوان فرد تازه‌وارد وارد زندگی شخصیت اصلی رمان می‌شود. اما خانم لو بون در همکاری با ویوز این متن را تغییر داده‌اند و حال «کلوئی»‌است که به‌عنوان میزبان از باستین پذیرایی می‌کند.
باستین ۱۴ ساله است و تازه وارد دنیای پر آشوب نوجوانی شده است. مواجهه‌‌ی این نوجوان با کلوئی ۱۶ ساله که همچون پرنده‌ای رها به این‌سو و آن‌سو گام برمی‌دارد تجربه‌ای جدید است. در روایت خانم لو بون قرار است باستین به‌شیوه‌ی خودش در نوجوانی گام بردارد. اولین دیالوگ جدی که بین این دو کاراکتر شکل می‌گیرد در باب مرگ است. کلویی برای او از روح سرگردان در دریاچه می‌گوید. کلویی از آن حس نزدیک مرگ در زمان غوطه‌ور شدن در آب می‌گوید و باستین گویی با شنیدن هر کدام از این جملات دنیای جدیدی را تجربه می‌کند. یکی از نقاط قوت این فیلم بی‌شک شخصیت‌پردازی بی‌نقص آن و در ادامه بازی گرفتن خوب کارگردان جوان از بازیگران نوجوان است.
پرده‌ی دوم فیلم به ماجراجویی‌های این دو در میانه‌ی دنیای جدیدی که برای باستین تازگی دارد می‌گذرد. از سویی دیگر باستین همچنان قصد ندارد با ترس‌های‌اش روبه‌رو شود. در مقابل کلوئی به‌راحتی خود را در معرض تجربه‌های گوناگون قرار می‌دهد. لو بون این دو دنیا را آن‌قدر به یکدیگر نزدیک می‌کند که باستین در آن غوطه‌ور می‌شود. لو بون به‌هیچ‌عنوان سعی ندارد سدی در برابر این ماجراجویی قرار دهد و تا به انتها مسیر را برای باستین باز می‌گذارد.
موسیقی متن در این فیلم همچون گام‌های نرم مرگ در حوالی دنیای پر شور نوجوانی است. مونوتون این ملودی در جای‌جای فیلم آن‌قدر تکرار می‌شود که در انتها گویی خود‌به‌خود آن را در ذهن زمزمه می‌کنیم. آب راکد دریاچه و غوطه خوردن‌های کلوئی درون آب گویی باستین را بیشتر و بیشتر محو دنیایی می‌کند که تجربه‌اش لذت‌بخش‌تر از هر چیزی برای اوست. بارقه‌های بلوغ جنسی در باستین توسط کلوئی تبدیل به آتشی سوزان می‌شود و باید اعتراف کرد که اولین تجربه‌های جنسی یک تازه‌نوجوان در این فیلم به‌خوبی تصویر شده است. این را باید نتیجه‌ی دوربین ساکن در اتاق خواب، نورپردازی و استفاده‌ی بهینه از سایه و نور و برش‌های خوب در اتاق تدوین دانست. ضربآهنگ فیلم به‌شدت پائین است، اما برش‌ها و موسیقی متن زیبای فیلم باعث می‌شوند مخاطب تا انتهای فیلم همچنان رخدادی تلخ را انتظار بکشد. فیلم «دریاچه‌ی فالکون» روایتی در باب یک نوجوان ۱۴ ساله است که برای چشیدن طعم بلوغ، خود را بی‌پروا غوطه‌ور می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟