پوستر فیلم دربان

مخمصه‌ای کلیشه‌ای

دربان
The Doorman
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ژان رنو، بروس ویلیس و نیکلاس کیج چند سالی است فقط از نامی که در گذشته برای خود دست‌و‌پا کرده‌اند استفاده می‌کنند و دیگر برای‌شان چیزی مهم نیست. هر سه بازیگر را در دهه‌ی ۱۹۹۰ و ابتدای دهه‌ی ۲۰۰۰ با آثار مختلفی در ژانر اکشن و جنایی می‌شناسیم. از جان‌سخت تا لئون حرفه‌ای و رونین تا تغییر چهره. طی این چند سال به‌حدی نام خود را بی‌اعتماد کرده‌اند که حتی طرفداران ژانر اکشن هم با تردید به‌سراغ فیلم‌هایی می‌روند که نام آنها را در خود دارند.
یکی از نکات جالب این فیلم، نام کارگردان آن است؛ ریوهی کیتامورا. فقط کافی‌ست نام برخی از آثار او را مرور کنیم: «دور از محل»، (۲۰۱۷)، «بر ضد» (۲۰۰)، «نیمه‌شب در قطار حمل گوشت»‌ (۲۰۰۸)‌. هر کدام از این فیلم‌ها را که دیده باشید به تبحر کیتامورا در ساخت فضاهای اکشن و جنایی پی خواهید برد. از انتقام تا در مخمصه افتادن کاراکترها در هر کدام از این فیلم‌ها، با منطق درست و اصول این ژانر در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. اما فیلم «دربان» هیچ نشانی از کیتامورا ندارد و با دیدن هر صحنه از فیلم، دوباره نام کارگردان را مرور می‌کنیم که ببینیم آیا این همان کیتاموراست؟‌ گویا امسال سالی‌ شده که اکثر کارگردان‌هایی که در ایجاد یک فضای خاص تبحری داشته‌اند، ضعیف‌ترین اثر کارنامه‌ی هنری خود را تولید می‌کنند. نمی‌دانم چند درصد آن را باید به حساب عجله برای جا نماندن از قافله‌ی تولیدات حداکثری در هر سال دانست. اینکه فیلم‌ساز بی‌توجه به آثار قبلی خود، و صرفاً برای در لیست تولیدات جدید قرار گرفتن، با عجله دست به اثری دم دستی و نازل می‌زند.
فیلم دربان با بهره‌گیری از بازیگرانی همچون ژان رنو و رابی رز، و دیدن پوستر جذاب‌اش مانند سرابی می‌ماند که در میانه‌ی پخش فیلم هیچ چیزی از آن باقی نمی‌ماند. قرار بوده یک تکاور زن و کارکشته‌ی ارتش در یک کاروان از مقامات دولتی حفاظت کند، اما با حمله‌ی یک گروه تروریستی، همه‌ی کاروان جز او کشته می‌شوند. حتی این افتتاحیه هم، چنان با عجله و بی‌دقت ساخته شده که با شروع روایت اصلی، هنوز بیننده نتوانسته با شخصیت «اَلی» ارتباط برقرار کند. کیتامورا در این فیلم اسیر همان عجله برای رساندن اثر تولیدی شده است. هر اتفاق جدیدی در این فیلم دچار بی‌منطقی‌ست و با اضافه‌ شدن هر کاراکتر جدیدی، این منطقِ نداشته بیشتر روی فیلم سوار می‌شود. گویا مانند اکشن‌های ارزان‌قیمتی که «اسکات ادکینز» و دوستان بازی می‌کنند، این اثر هم می‌خواسته تعدادی نبرد تن‌به‌تن را نشان دهد و در نهایت تیتراژ پایانی.
یکی از مضحک‌ترین بخش‌های فیلم، اشاره به آثار بزرگ نقاشی و نام‌هایی همچون «رامبرانت» و تابلوهای زیبای این نقاشان است که صرفاً برای آب‌و‌رنگ دادن به اثر از آنها استفاده می‌کند. اما نکته‌ی جالب در این اثر نزدیک بودن تم آن به یکی دیگر از فیلم‌های سال ۲۰۲۰، یعنی «اجبار طبیعت» است. اینکه یک تم با روایت‌های متفاوت در یک سال نمایش داده می‌شود و هیچ‌کدام هم موفق نیستند، از آن دسته نکته‌هاست که با دقت به آن می‌توان دست‌و‌پا زدن فیلم‌سازها برای دیده شدن را به‌طور واضح تماشا کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟