اقتباس کرهای رنگ زندگی را بهتر از نسخهی چینی تصویر کرد
یکی از بهترین اتفاقها در دنیای سینما اقتباسهایی هستند که باعث نگاه متفاوت دو جریان فیلمسازی از دو کشور میشوند. این اقتباسهای سینمایی بازسازی نیستند، بلکه کارگردان سعی میکند از نسخهی اصلی پیرنگ را اقتباس کند و ساختار روایی خود را تصویر کند. «یونگ-گئون مین» در جدیدترین اثر خود از روی روایت «همنفس» چینی، محصول ۲۰۱۶، اقتباسی را تصویر کرده است.
مین را با اثر زیبای «مواجههی دوباره»، محصول ۲۰۱۰، میشناسیم. در آن فیلم با دو جوان مواجه بودیم که زندگیاشان تحت تأثیر یک حاملگی ناخواسته دگرگون میشود. این اثر اولین کار مستقل او در سینمای کرهی جنوبی بود و باید گفت گام محکمی برای یک کارگردان جوان محسوب میشد. حال آقای مین در دومین اثر بلند سینمایی خود بهعنوان کارگردان بهسراغ اقتباس از «همنفس» چینی رفته است. در فیلم چینی با دو دختر مواجه بودیم که خاطرات دوستیاشان کل روایت را میسازد. در فیلم آقای مین نیز دو کاراکتر دختر هستند. اما از همان ابتدا نحوهی مواجههی مخاطب با فیلم از طریق یک قاب نقاشی است. در اثر چینی اولین تقابل مخاطب و کاراکترها با یک رمان بود. همین قیاس نشان از این دارد که کارگردان کرهای ذهنی تصویریتر دارد، چرا که در ادامهی اثر تابلوها و پرترههای نقاشی هم محلی برای قیاس دو کاراکتر هستند و هم انتزاع را در بهترین فرم ممکن تصویر میکنند.
کارگردان کرهای در بازگشت به گذشته سعی دارد تا جایی که میتواند خاستگاه اجتماعی و خانوادگی دو کاراکتر را به مخاطب نشان دهد. همین تصویر کردن خاستگاه اجتماعی این دو کاراکتر است که باعث نزدیکی بیشتر مخاطب به زندگی دوگانهی هر کدام از آنها میشود: «می-سو» در این دنیا رهاست. او از همان دوران کودکی توسط مادر طرد شد و تا زمان مستقل شدن در کنار خانوادهی «ها-اون» زندگی کرد. اما ها-اون از همان ابتدا دختری با کادربندی قوانین خانواده بود و همین مسئله باعث کشیده شدن خطی نامرئی میان آرزوهای او و می-سو شد. کارگردان در کل روایت سعی دارد دنیا را از منظر هر دو کاراکتر و جهانبینیاشان به زندگی نشان دهد. او حتی برای دروغهای ذهنی می-سو دلیل هم نمیآورد. گویی این دروغها و زندگی دروغینی که او برای دیگران تصویر میکند بخشی از آرزوهای نداشتهی این کاراکتر است.
آنچه باعث قوام این روایت میشود تجربهی سال ۲۰۱۰ کارگردان در پرداخت به زندگی جوانان بوده است. بههمین سبب است که در طول فیلم کاملاً در معرض زندگی این دو کاراکتر قرار میگیریم و گویی در هر سو با فرمی مجزا از فیلمسازی مواجه هستیم. زمانی که در زندگی می-سو سیر میکنیم، گویی یک درام شهری مستقل را شاهد هستیم و زمانی که «ها-اون» کاراکتر اصلی میشود، یک درام خانوادگی و ساکن با برشهای نرم و حرکات معدود دوربین روبهروی ما قرار میگیرد. این درهمآمیختگی فرمی همان راز قوام و استحکام این روایت است.
پس از تماشای اثر کرهای میتوان با جسارت بیشتری از استحکام روایی اقتباس کرهای گفت. اثر چینی در قیاس با اقتباس کرهای تبدیل به یک درام ساده میشود. از سویی دیگر نباید نقش بازیگران را در ارائهی زندهتر کاراکترها فراموش کرد. از این زاویه نیز باید گفت اقتباس کرهای بهمراتب قدرتمندتر از نسخهی چینی است. در هر حال باید گفت که برای درک بهتر این قیاس بهتر آن است که هر دو اثر تماشا شوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.