کودکان را نباید دستکم گرفت
مهمترین تعطیلات درهی عسل قرار است به زودی آغاز شود. در این تعطیلات کندوی جادویی که در افسانهها آمده باعث ایجاد آرامش و خوشبختی در شهر میشود، به نمایش درمیآید تا همه آن را از نزدیک تماشا کنند. دیدن این کندو همیشه مردم را به هیجان میآورد. اما چند شب پیش از باز شدن موزه این کندو دزدیده میشود و «چینک»، دستیار کارآگاه مشهور شهر، «سوفی»، به عنوان مظنون اصلی شناخته میشود. حال چینک و دوستاناش برای تبرئه شدن او تلاش میکنند.
انیمیشن در روسیه از دههی ۱۹۱۰ با دستکاری عکس و ساخت مدل شروع به توسعه کرد. در دههی ۱۹۳۰ با ظهور دنیای صامت این سینما نیز راه جدیدی را آغاز کرد. یکی از قدیمیترین و مشهورترین کمپانیهای ساخت انیمیشن در این کشور در سال ۱۹۳۶ تأسیس شد. کمپانی «سایوزمولتفیلم» بیش از ۱۵۰۰ انیمیشن را تولید کرده است. این کمپانی در دههی ۱۹۹۰ با مشکلات مالی بسیاری مواجه شد و نتوانست بهمانند گذشته در این عرصه عرضاندام کند. کاهش بودجهی دولتی و رقابت با شرکتهای خصوصی جدید از دلایلی بودند که سایوزمولتفیلم را از دوران اوج خود دور کردند. انیمیشن «چینک: کارآگاه دمدراز» یکی از انیمیشنهای جدید این کمپانی است که تلاش کرده بار دیگر ناماش را بر سر زبانها بیندازد. اما آیا موفق شده است؟
کارآگاه دمدراز و عینکی انیمیشن «چینک: کارآگاه دمدراز» هرگز نه آن جذابیتهای رفتاری خاص کارآگاهان مشهور دیده شده را دارد و نه داستان او را در موقعیتهایی قرار میدهد که هوش یا حتی شانس سرشارش نشان داده شود. حال بازرس بامزه و خوششانس انیمیشن «بازرس سان و نفرین بیوهی سیاه» را به یاد بیاوریم. در واقع خود این شخصیت به تنهایی میتوانست مخاطب را درگیر کند و رفتارها و کلام طنزآلودش المانی مهم و مثبت برای دیده شدن روایت بود. در این انیمیشن کاراکترهایی جدید که همگی حشره بودند، در موقعیتهای مختلف رفتارهایی انجام میدادند که قبلاً در انیمیشنهای دیگر دیده نشده بود. نو بودن این کاراکترها و تکراری نبودن ماهیت رفتارها و حتی موقعیتهای آنها توانسته بود این انیمیشن را برای مخاطب جذاب و دیدنی کند. کلام و رفتار طنزآلود شخصیتها هم در ایجاد این جذابیت اثر بسیاری داشت. اما در انیمیشن جدید کمپانی سایوزمولتفیلم نه کاراکترها از لحاظ شمایل نو هستند و نه رفتارهاشان باعث ایجاد هیجان برای تماشای داستان میشود.
انیمیشن «چینک: کارآگاه دمدراز» فاقد منطق روایی است. اتفاقات سیر خاصی را طی نمیکنند و شخصیتها بیهوده رفتارهایی را انجام میدهند که مخاطب را دچار سوال و گیجی میکند. اینکه سوفی هر چه تلاش میکند نمیتواند رییس زندان را از خواب بیدار کند یا اینکه شهردار شهر به راحتی زنگ خطر حافظ کندو را قطع میکند، همگی اتفاقاتی هستند که در مسیر روایت رخ میدهند، اما هیچ منطق روایی را دنبال نمیکنند. آفتابپرست دزد وقتی خود را شبیه حیوانات دیگر میکند نه تنها لباسهایاش عوض میشوند، بلکه میتواند اثرانگشت خود را هم عوض کند! مخاطب کودک علیرغم کودک بودناش توانایی درک و پرداختن به مسائل را دارد و سازندگان انیمیشن نمیتوانند با دستکم گرفتن آنها و بدون توجه به یک منطق روایی خاص داستانی را تصویر کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.