پوستر فیلم ۹۹ چرخه (ماه در این عنوان سمبل چرخش‌های مکرر زندگی دو کاراکتر است)

رفت‌و‌برگشت احساسات برای درک معنای زندگی

۹۹ چرخه (ماه در این عنوان سمبل چرخش‌های مکرر زندگی دو کاراکتر است)
99 Moons
محصول ۲۰۲۲ – سوئیس
ژانر درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«یان گاسمان» سوئیسی در همه‌ی آثار خود سعی کرده به درون عمیق‌ترین روابط بین انسان‌ها در یک خانواده یا یک شهر برود و از بین سطور این روابط روایت خود را بیرون بکشد. گاه رابطه‌ی بین دو برادر زیر ذره‌بین او قرار می‌گیرد یا مجموعه‌ای از کاراکترها حول یک موضوع یا درون‌مایه رخدادهای روایت او را رقم می‌زنند. حال آقای گاسمان به‌سراغ کاراکتری با نام «بینیا» رفته و سعی دارد میان رابطه‌ی او با «فرانک» خودتخریبی و خودشناسی را پررنگ کند.
فیلم با بینیا در دفتر کارش آغاز می‌شود. او مقابل کامپیوتر نشسته است و منتظر تمام شدن رندر محتوایی است که روی آن کار می‌کند. بینیا به تلفن همراه خود نگاهی می‌اندازد و سپس از دفتر خارج شده و سوار بر ماشین به
‌سمت یک پارکینگ می‌رود. در آنجا مردی نقابدار از پشت او را می‌گیرد و پس از یک کشمکش رابطه‌‌‌‌ی جنسی غیرمتداولی بین آن‌ها شکل می‌گیرد. در راه برگشت فرانک در ماشین او نشسته و حال اولین دیالوگ‌های فیلم شکل می‌گیرند. در بین این دیالوگ‌ها و بازی‌های چشمی این دو کاراکتر به وابسته نبودن بینیا در روابط جنسی پی می‌بریم و اینکه او دوست دارد در هر رابطه‌ای حکمرانی کند. از آن‌سو فرانک از هفت دولت آزاد است و در خانه‌ای کوچک بالای یک کلاب شبانه زندگی می‌کند و از طریق پیشخدمتی میهمانی‌ها و رستوران‌ها امورات خود را می‌گذراند. فرانک گویی وابسته‌ی بینیا شده و به‌طور غیرمستقیم به او می‌فهماند که این رابطه می‌تواند شکل بگیرد. با اولین ورود بینیا به خانه‌ی فرانک روایت آقای گاسمان آغاز می‌شود.
گاسمان در این فیلم سعی دارد طی ۹۹ ماه (کنایه از ماهی است که دور زمین می‌چرخد و گاسمان سعی دارد از طریق آن به چرخه‌های زندگی این کاراکتر بپردازد) این دو کاراکتر را در نوسان‌های زندگی مقابل یکدیگر قرار دهد. در پرده‌ی اول بینیا با تمام وجود می‌پذیرد که همچون فرانک رها زندگی کند. اما او از این رابطه چیزی با نام ثبات می‌خواهد که فرانک هیچ درکی از آن ندارد. پرده‌ی اول با ترک فرانک توسط بینیا به پایان می‌رسد. در پرده‌ی دوم فرانک همچنان همان کاراکتر پرده‌ی اول است. اما بینیا ازدواج کرده است و گویی همسرش را خیلی دوست دارد. اما گاسمان ضربه‌ای کوچک به او وارد می‌کند و این ضربه چیزی جز مواجهه‌ی دوباره‌ی او و فرانک نیست. گاسمان در پرده‌ی دوم رابطه‌ای این دو کاراکتر را تبدیل به وابستگی تن‌ با تن می‌کند. در پرده‌ی دوم روایت گویی همه‌ی آنچه زندگی را بین این دو کاراکتر دچار معنا می‌کند تن است. گاسمان پرده‌ی سوم را با هجرت این دو کاراکتر به گوشه‌ی دنجی در جنگل آغاز می‌کند. در این پرده نیز این بینیاست که در نهایت سعی می‌کند خود را از این وابستگی رها کند. در پرده‌ی چهارم، گاسمان فرانک را به همان نقطه‌ای می‌رساند که بینیا در پرده‌ی اول انتظار داشت و حال این بینیاست که گویی رهاتر از فرانک است.
روایت آقای گاسمان تصویری از وابستگی تن‌ دو انسان است که مفاهیمی چون عشق و وابستگی به آن الصاق شده‌اند. آقای گاسمان در روایت خود سعی دارد تا جایی که می‌تواند از اروتیسم میانه دوری و تن را از هر گونه روتوش تحریک‌کننده‌ای که در آثار جنسی رایج است رها کند. باید گفت که او در این زمینه موفق بوده است و توانسته مخاطب را به‌سوی روایت خود سوق دهد. در فیلم آقای گاسمان تن درون‌مایه‌ی اصلی است. این تن است که دو انسان را با دو جهان‌بینی مختلف در برابر یکدیگر قرار می‌دهد. دوربین گاسمان در این فیلم، همچون آثار گذشته‌اش، قاب‌های لرزانی را مقابل ما قرار می‌دهد. گاسمان ژانر مستند را دوست دارد و به‌همین سبب است که در روایت‌های داستانی‌اش فرم تصویر زنده‌‌تر است.
روایت جدید آقای گاسمان در پرده‌ی دوم و سوم کمی از زندگی جاری در پرده‌ی اول دور می‌شود و دوست دارد بیشتر به انتهای آنچه این دو به آن تبدیل شده‌اند بپردازد. به‌همین سبب است که میانه‌ی روایت برای ما کمی گنگ است و قصه از آن طراوت ابتدایی‌اش دور می‌شود. شاید با چنین عنوان سمبلیکی انتظار داشتیم چرخه‌های زندگی این دو کاراکتر کمی ملموس‌تر در برابر ما قرار می‌گرفت. آقای گاسمان فیلم‌سازی با قریحه است که می‌تواند قصه‌هایی را از جنس زندگی تصویر کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟