«تات» یک ارابهران مسابقه به طور کاملاً اتفاقی انتخاب میشود تا با «نفر»، دختر پادشاه شهر زیرزمینی مومیاییها، ازدواج کند. تات از این انتخاب ناراحت است، اما با تهدید پادشاه به آن تن میدهد. او باید قبل از مراسم ازدواج برای چند روز از حلقهی نامزدی موروثی مومیاییها مراقبت کند. دزدیده شدن این حلقه توسط یک باستانشناس باعث میشود تات مجبور شود برای یافتن آن پا به دنیای زندگان بر روی زمین بگذارد. نفر هم در این راه با او همراه میشود.
چندی پیش بود که انیمیشن «تد، کاوشگر گمشده و لوح زمرد» را مرور کردیم. در این انیمیشن تد با دو مومیایی دیگر برای یافتن لوحی جادویی که میتوانست دنیا را تغییر دهد، مواجه بودیم که اتفاقات مختلف در مسیر آن روایت را جذاب کرده بود. در این انیمیشن خلاقیتهایی نو دیده میشد و اتفاقات در منطق روایی خود با یک طنز دوستداشتنی همراه شده بود. مخاطب با شخصیتهای مفرح و طناز روایت و داستانی که ملالانگیز نبود میتوانست به راحتی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد. اما در انیمیشن «مومیاییها» هیچ اتفاقی که باعث شود مخاطب مشتاق به دیدن آن شود وجود ندارد.
در انیمیشن «مومیاییها» تصاویر زیبا هستند. رنگها و شمایل شخصیتها و نیز شهر زیرزمینی مومیاییها همگی جذابیت بصری ایجاد کردهاند و باید گفت این اتفاق تنها موفقیت مهم آن است. نه داستان و نه موسیقی در این انیمیشن در جای درستی قرار نگرفتهاند. روایت پر از ابهامات داستانی است و پیرنگ کلی آن هم فاقد هر گونه خلاقیت دیده میشود. داستان اصلی ساده، تکراری و خستهکننده است؛ دو جوان که از هم خوشاشان نمیآید بعد از اینکه مجبور میشوند در یک مسیر همراه هم شوند، عاشق هم میشوند. جزییات فاقد هر گونه تلاش برای نو کردن پیرنگ است. هیچ تلاشی برای شناساندن شهر و شخصیتهایاش نشده است. نه قوانین شهر مومیاییها و چگونگی زندگی در آن به خوبی شرح داده شده و نه به شخصیتهای فرعی اهمیت داده شده است. ورود راحت باستانشناسان به شهر زیرزمینی آنقدر مضحک است که مخاطب با خود میپرسد چرا زودتر کسی به این شهر وارد نشده بود. حتی یافتن حلقهی نامزدی توسط باستانشناسان هم اتفاقی احمقانه بود و روایت را از ابتدا فاقد منطق روایی کرد.
انیمیشن «مومیاییها» از المان موسیقی خود هم نتوانسته به خوبی بهره ببرد. هیچکدام از آهنگها و اشعار آنها با اتفاقاتی که در آن لحظه رخ میدهند همخوانی ندارند. موسیقیهای ترسناک در لحظههای خندهدار طنز اتفاقات را کاهش داده و موسیقیهای آرام در لحظات پرهیجان و تعقیبوگریزها اتفاقات را مضحک کرده است. مخاطب نمیتواند ارتباطی میان تصاویر زیبا، موسیقیهای بی ربط و داستان عاشقانهی تکراری این انیمیشن پیدا کند و در نتیجه احساساش هم نسبت به داستان مبهم خواهد بود. تنها زمانی متوجه تمامی این ناهمگونی میشود که روایت تمام شده و او ساعاتی از روز خود را برای دیدن آن هدر داده است. مخاطب در ابتدا با دیدن تصاویر رنگارنگ و شخصیتهایی که میتوانند جذاب باشند، فریب میخورد و در نهایت چیزی جز آشفتگی نصیباش نمیشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.