ملودرام باید همینقدر ساده و بیهیاهو باشد
از زمانی که سینما کرهی جنوبی محصولات هر سالهی خود را بر اساس تنوع ژانری در سینما به مخاطب جهانی ارائه میکند، این ژانر ملودرام است که بین این محصولات تعداد آثار بیشتری را به خود اختصاص میدهد. شاید ریشهی این را باید در روایتهایی جستوجو کرد که بهدور از هیاهوهای هالیوودی و حربههای بالیوودی قصهی انسانهایی واقعی را در برابر مخاطب قرار میدهند. در ملودرامهای جریان اصلی سینمای کرهی جنوبی سعی بر این است که کاراکترها و دنیای پیرامون آنها تا جایی که میشود بخشی از جهان قابل لمس باشند. «لی جانگ-هون» در فیلم اول خود با نام «با تو بودن» نشان داد که جهان ملودرامهای کرهای را خوب میشناسد و میداند چگونه مخاطب را درگیر روابط بین کاراکترها کند. حال او بیآنکه قصد ماجراجویی ژانری داشته باشد، در دومین اثر خود نیز بهسراغ ملودرامی دیگر رفته است.
اولین و شاید مهمترین رکن در یک ملودرام شخصیتپردازی و روابط بین کاراکترهاست. زمانی این روابط در پردهی اول فیلم بهخوبی شکل بگیرند، مخاطب حوادث پردهی دوم را بهگونهای دنبال میکند که گویی خود او نیز بخشی از قصه است. اگر بخواهم سادهتر بگویم، این همذاتپنداری بین مخاطب و کاراکترهای یک اثر ملودرام است که آن را تبدیل به قصهای ماندگار میکند. بگذارید نام این فیلم را بهاختصار «معجزه» بنامیم. آقای لی بر اساس رخدادهای واقعی یک روستا در دههی ۱۹۸۰ کرهی جنوبی این روایت را روی پرده برده است. لی در اولین گام خود از همهی هیاهوهای انقلابی دههی ۱۹۸۰ کرهی جنوبی جدا شده است و به درون روستایی رفته است که گویی آخر دنیاست. این روستا هیچ جادهای ندارد و تنها راه مواصلاتی بین آنها و دنیای بیرون پیادهروی دو ساعتی ساکنان روی ریل قطار و عبور از سه تونل و یک پل است. این کار مخاطرات زیادی دارد و بههمین سبب هر ساله تعدادی از ساکنین روستا بر اثر تصادف یا سقوط از روی پل جان خود را از دست میدهند. لی به درون خانوادهای سه نفره رفته است که شامل کاراکتر اصلی فیلم، «جون کیونگ»، خواهر و پدرش است. افتتاحیهی فیلم جون کیونگ را در سن ۱۰ سالگی نشان میدهد که بههمراه خواهرش و دیگر اعضای روستا در حال رد شدن از روی ریل قطار هستند. زمانی که به پل میرسند، ناگهان قطاری از پشت سر نزدیک میشود و همهی افراد با عجله بهسمت نقطهی امن پل هجوم میبرند. تصویر در اینجا برش میخورد و به چند سال بعد میرویم؛ زمانی که جون کیونگ دیگر دبیرستانی شده است. او نابغهی محاسبات علمی و دروس پایه است، اما در ادبیات و دیکتهی کلمات مشکل فراوانی دارد. جون کیونگ چندین سال است که بیوقفه به دفتر ریاستجمهوری نامه مینویسد تا برای روستایاشان یک ایستگاه قطار دایر کند. اما هیچ پاسخی از دفتر ریاست جمهوری دریافت نمیکند. همین موضوع باعث شکل گرفتن رابطهی او با دختر یک نمایندهی مجلس با نام «را-هی» میشود.
آقای لی در دو مقطع از روایت خود بهیکباره حوادث گذشته را از زاویهدید فردی که درگیر اتفاق بوده مرور میکند و همین دو بازگشت شوکهای مورد نیاز او برای غلیان احساسات در مخاطب است. لی هیچگاه مانند روایتهای میانهی هالیوودی دستبهدامان برانگیختگی احساسی در مخاطب نمیشود و در عوض اجازه میدهد آنچه در دنیای روایتاش میگذرد مخاطب را درگیر کند. باید گفت که آقای لی در این انتخاب هوشمندانهی خود کاملاً موفق بوده و مخاطب ملودرام بیشک درگیر روایتاش خواهد شد. اما حسن دیگر روایت او انتخاب خوب بازیگران است. هر کدام از این بازیگران در نقشی که ایفا میکنند گویی همان کاراکتر را زندگی کردهاند. بازیگرانی چون «پارک جونگ-مین»، «لی سونگ-مین»، «کیم کانگ-هون»، و «ایم یون-آه» گلچینی از بازیگران فراوان این اثر هستند که توانستهاند دنیای مد نظر کارگردان را بهخوبی درک کنند.
اما ملودرام آقای لی مشکلی اساسی دارد و آن وارد نشدن به زندگی روستائیان است. لی در اینجا همچون کلیشههای رایج ملودرام استفاده کرده است و روستائیان و همسایههای این خانواده همچون کاراکترهای بیمصرفی که فقط در مواقعی باید قاب را پر کنند نشان داده میشوند. این اشکال بزرگیست و شاید اگر کارگردان زندگی را در میان کل روستا جریان میبخشید، آن دختر خردسال نیز میتوانست تبدیل به کاراکتری تأثیرگذار در فیلم شود. در هر حال باید گفت فیلم جدید آقای لی مانند اثر اول او در سینمای ملودرام کاملاً موفق است و مخاطب این ژانر با آغوش باز آن را در بر میگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.