اعتماد چیست و کجا میتوان آن را یافت؟
بگذارید ابتدا در باب اعتماد بگوییم. اینکه اعتماد فضیلت است یا ارزش، سالهاست که میان فلاسفه، روانکاوان و جامعهشناسان بحث و جدل شکل گرفته است. معنای سادهی اعتماد اتکا به دیگران بر اساس نگرشی مشخص است؛ اینکه از فرد مقابل انتظار یک عمل درست را داشته باشیم. این معنا همان چیزی است که باعث شکل گرفتن جوامع مختلف و در نهایت قانونها و هنجارهای اجتماعی شده است. مردم از میان خود به عدهای اعتماد میکنند و آنها را بر مسند ریاست در حوزههای مختلف مینشانند. پاسخ این اعتماد تأمین رفاه اجتماعی برای کل جامعه است. خانم «آنت کی. اولسن» در جدیدترین اثر خود بهسراغ تعریف اعتماد میان لایههای مختلف جامعهی دانمارکی رفته است.
روایت اولسن همچون یک چراغ قوه روی زندگی افراد مختلف افتاده است و سعی دارد بخشی از زندگی یک روز آنها را مرور کند. همهی رخدادها از طلوع آفتاب تا فرا رسیدن شب تاریک ادامه دارند. اولسن روایت را با دکتری آغاز میکند که همراه هواپیمای دیپورتیها به کابل عازم است. داستان این فیلم با آثار اپیزودیک تفاوت بزرگی دارد. هیچکدام از این کاراکترها قرار نیست حتی بهاندازهی یک گام سر راه دیگری قرار بگیرند. کاراکتر دوم او پسر نوجوانی است که در گرایش جنسی خود سردرگم است. پس از او بهسراغ مادر و دختری سرگردان در ساحل میرویم که گویی مادر دختر را ربوده و در حال فرار است. پس از این مادر و دختر، مردی را شاهد هستیم که برای گذراندن آخر هفته با زنی مهاجر خانهای ویلایی را در حومهی شهر اجاره کرده است. و در نهایت زوج جوانی که قرار است به یک مراسم ختم بروند، این حلقه را تکمیل میکنند. این داستانها هیچکدام ابتدا و انتهایی ندارند، چرا که اولسن از میانهی زندگی هر کدام از این کاراکترها وارد میشود و با فرا رسیدن شب آنها و رخدادهایی را که طی این یک روز تجربه کردهاند ترک میکند.
آنچه در داستان اولسن همچون یک گوهر میدرخشد اعتماد است و بس. در زندگی هر کدام از این کاراکترها که وارد میشویم، گویی هر کدام از آنها ناامید از اعتماد هستند (مهاجران دیپورتشدهی افغانستانی و پسر نوجوان)، در جستوجوی اعتماد هستند (زوج جوان)، در تلاش برای کسب اعتماد طرف مقابل هستند (مادر و دختر)، و در نهایت خیانتکار به اعتماد هستند (استاد دانشگاه). روایت خانم اولسن از سیاست تا خصوصیترین روابط بین انسانها را از طریق لنز اعتماد به ما نشان میدهد و باید گفت روایتی جامع، ساده و گزیده را به ما ارائه میدهد.
خانم اولسن را، حداقل من، با فیلم زیبای «در دستان تو» میشناسیم. او در این فیلم یکی از فیلمسازانی لقب گرفت که تحت جنبش دگما ۹۵، توانست یک اثر بلند داستانی را روی پرده ببرد. اولسن در همهی روایتهای سینمایی خود همین فرم ساده و منقطع را حفظ کرده است. همهی کاراکترهای آثار او حول یک مفهوم زیست میکنند. فیلم «مسئلهی اعتماد» همانطور که کاراکتر استاد دانشگاه در دیالوگ خود میگوید، از طریق اعتماد بهسوی یافتن معنایی برای زندگی میگردد. یکی از زیباییهای فرم روایی اولسن در این فیلم همهنگری او به انسانهایی است که در یک جامعه زیست میکنند. فیلم «مسئلهی اعتماد» حتی برای لحظهای هم که شده هر کدام از مخاطبان خود را درگیر تفکر در باب روابطاشان با اطرافیان و جامعه میکند و برای یک اثر سینمایی این مهمترین دستاورد محسوب میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.