پوستر فیلم هایدی دیوانه

دختر کوهستان در اکشنی اسلشر

هایدی دیوانه
Mad Heidi
محصول ۲۰۲۲ – سوئیس
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

شاید سوئیس را بیشتر با بانک‌ها و ساعت‌های لوکس و شکلات‌های‌اش بشناسیم. اما یکی دیگر از جاذبه‌های این کشور خنثی و به‌دور از هر تنشی داستان دختر کوه آلپ است. «هایدی» نام داستانی کودکانه به‌قلم «یوهان اشپیری» است که در سال ۱۸۸۰ منتشر شد. از آن پس بود که این دختربچه تبدیل به یکی از نمادهای ادبیات داستانی سوئیس در میان کوه‌های آلپ شد. انیمه‌ها، داستان‌ها و بازی‌های ویدیویی زیادی تا به امروز با محوریت کاراکتر هایدی ساخته شده است. هایدی دختربچه‌ای در کوه‌های آلپ است که به‌همراه پدربزرگ زندگی روستایی ساده‌ای دارند. حال دو کارگردان سوئیسی با نام‌های «یوهانس هارتمن» و «ساندرو کلوپفشتاین» سعی دارند این کاراکتر معروف را در ساختار یک حکومت تمامیت‌خواه و دیکتاتوری تبدیل به قهرمان ملی کنند.
هر دو کارگردان ابتدا سعی دارند مخاطب را در چندوچون ساختار روایی خود قرار دهند. مخاطب در سکانس‌های ابتدایی با سوئیسی مواجه است که همچون پادآرمان‌شهر رمان ۱۹۸۴ تحت سلطه‌ی یک حاکم تمامیت‌خواه است. در اینجا اوضاع کمی فرق می‌کند. سیاهی اثر با خرده‌روایت‌های اشباع‌شده از رنگ کمی زدوده شده است. از سویی دیگر کارگردان‌ها سعی دارند نظم دیکتاتوری این روایت را حول تولید پنیر ملی که لاکتوز بالایی دارد شکل دهند. روایت آن‌ها با تظاهراتی که در آن پدر و مادر هایدی کشته می‌شوند سر و شکل می‌گیرد. سال‌ها بعد هایدی جوان در میان کوه‌های آلپ مشغول عشق‌بازی با دوست پسر سیاه‌پوست خود است. اگر قرار بود روایت کلاسیک هایدی را دنبال کنیم، به‌طور حتم با شخصیت «پیتر بزی» که سیاه‌پوست است مشکل داشتیم. اما ذکاوت هر دو کارگردان در این است که روایت خود را کاملاً مدرن کرده‌اند و به‌نوعی می‌توان گفت که فقط کاراکتر هایدی و پدربزرگ شخصیت‌های اقتباسی این داستان سینمایی هستند. با این هوشمندی به‌راحتی به درون روایت اکشن این دو کارگردان می‌رویم.
این اثر هم اکشن است و هم اسلشر و در این مسیر هر دو کارگردان سعی دارند از فرم سینمایی داریو آرجنتو در نشان دادن خون و فواره کردن آن از بدن و در نهایت برش‌های مخصوص او استفاده کنند. به‌همین سبب است که کل اثر در ظاهر یک روایت ساده‌ی اکشن با بازی اغراق‌آمیز کاراکترهاست. اما این را باید بدانیم که خاصیت چنین اسلشرهایی همین خنده‌های مصنوعی است. به‌نوعی می‌توان گفت که مخاطب در برابر اثری قرار دارد که هم روایت دارد و هم هجو نگاه سینمای میانه به ژانرها را ارائه می‌دهد. به خنده‌های کاراکترهای شرور داستان توجه کنید. گویی همه‌ی آن‌ها در حال بازی کردن نقشی هستند که دیکتاتور به آن‌ها دیکته کرده است. این خنده‌ها به‌نوعی تقلیدی از منش دیکتاتوری هستند که همانند بچه‌ها با تمامی مردمان سرزمین خود لج کرده است و دوست دارد فقط خودش تنها عاقل میان مردمی باشد که قدرت تعقل ندارند. خاصیت پنیر او نیز همین است. این روایت ساده که ضربآهنگ بسیار بالا و برش‌های زیاد و اشباع رنگی غلوشده دارد به‌راحتی این خاصیت درونی روایت را به مخاطب نشان می‌دهد. این اثر مستقل با هوشمندی سازندگان خود روی لبه‌ی تیغ برنده‌ای که مرز میان سینمای میانه و مستقل است حرکت می‌کند. اما در نهایت می‌توان با اطمینان گفت که هایدی دیوانه‌ی سوئیسی قهرمان اثری هجوآمیز در باب دیکتاتورهای بی‌مغز کلاسیک است که هیچ‌گاه سقوط را تا زمان سقوط حس نمی‌کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟