پوستر فیلم جابه‌جایی

بازسازی دیگری در سینمای کره‌ی جنوبی

جابه‌جایی
Switch
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فانتزی‌های شب کریسمس در سینما طرفداران زیادی دارند. شاید باید ریشه‌ی همه‌ی آن‌ها را در داستان «سرود کریسمس» دیکنز جست‌و‌جو کرد. پس از آن «زندگی شگفت‌انگیز است»، اثر فرانک کاپرا، تبدیل به اثری کالت در سینمای جهان شد و طی دهه‌ها بارها در سینما شاهد بوده‌ایم کاراکتری مغرور یا ناامید در شب کریسمس به‌یک‌باره در برابر زندگی دیگری قرار می‌گیرد. در سال ۲۰۰۰، «برد راتنر» روایتی فانتزی از همین دست روایت‌ها را روی پرده برد. فیلم «مرد خانواده» در باب کاراکتری با نام «جک» بود که برای به‌دست آوردن موفقیت شغلی از دوست‌دختر خود جدا می‌شود. داستان در یک شب کریسمس رخ می‌دهد که جک دیگر تبدیل به یک مرد ثروتمند و قدرتمند شده است، اما همچنان مجرد است. او در صبح کریسمس به‌یک‌باره در میان خانواده‌ای که هیچ‌گاه نداشته بیدار می‌شود و دیگر از زندگی لوکس شب قبل خبری نیست. حال «ما دائه-یون» در اثر جدید خود سعی دارد بازسازی این روایت هالیوودی را در بطن جامعه‌ی کره‌ای روی پرده ببرد. داستان او همانی است که در روایت هالیوودی می‌بینیم. او گذشته را رها کرده است و به‌یک‌باره وارد زندگی کنونی «کانگ» می‌شود. کانگ یک سوپر استار سینماست و زندگی او مملو از رسوایی‌های اخلاقی و ناامیدی حاصل از تنهایی است. کانگ در شب کریسمس سوار یک تاکسی می‌شود که راننده‌ی مرموزی دارد. راننده از او سوالی در باب حسرت گذشته می‌پرسد و کانگ با ناامیدی آهی می‌کشد. صبح فردا او درخانه‌ای از خواب بیدار می‌شود که دوست‌دختر سابق تبدیل به همسرش شده و حال دو فرزند دارد.
روایت کره‌ای همان حلاوت و شیرینی روایت هالیوودی را دارد. شاید آنچه باعث شیرینی بیشتر روایت کره‌ای می‌شود، پالت رنگ قاب‌ها و بازی خوب بازیگران کودک است. کارگردان کره‌ای به‌خوبی از کودکان فیلم بازی می‌گیرد و سعی دارد آن‌ها را در بسیاری از موقعیت‌های کمدی فیلم تبدیل به کانون سکانس کند. این انتخاب هوشمندانه باعث شیرین‌تر شدن روایت می‌شود.
فراموش نکنیم که این روایت در نهایت یک اثر فانتزی و ملودرام است. این آثار یکی از صدها تخیل‌های ذهنی انسان‌های افسرده‌ای است که شاید همیشه برعکس این رخدادها را در ذهن تصور می‌کنند؛ اینکه به‌یک‌باره همچون فردی ثروتمند از خواب برخیزند و دنیای را شکل دیگری تجربه کنند. این دست روایت‌ها سعی دارند مخاطب را درون همان زندگی‌ای که می‌زیند نگاه دارند و اینگونه به او القاء کنند که زندگی در هر جایگاهی که باشی زیباست. به‌همین سبب است که کارگردان کره‌ای سعی دارد با نقل‌قولی از جیم کری هدف خود را بیان کند: «دوست داشتم همه‌ی آدما ثروتمند بشن و ببینم بعدش از زندگی لذت می‌برن یا نه.» متأسفانه سازندگان آثار ملودرام همیشه دوست دارند زندگی را زیبا القاء‌ کنند و در بیشتر موارد واقعیت‌های پیرامون زندگی بسیاری از مخاطبان را فراموش می‌کنند. در هر حال سینمای ملودرام همچون مخدری سبک با اثری لحظه‌ای می‌تواند مخاطب عام را دقایقی نشئه کند. به‌همین سبب است که تمام توان سینمایی چون بالیوود روی همین دست ملودرام‌ها، البته با پیازداغ بیشتر، متمرکز شده است.
فیلم «جابه‌جایی»‌ بازسازی قابل‌قبولی از اثر هالیوودی است و شاید در برخی پاره‌های روایت از اثر هالیوودی سبقت می‌گیرد. در نهایت می‌توان این ملودرام را روایتی آخر هفته‌ای برای جمع‌های خانوادگی دانست که اعضای آن را برای لحظاتی سرگرم می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟