گذری ساده بر زندگی
به جرأت میتوان گفت که طی چند سال اخیر این فیلمسازان جوان بودهاند که با تمام توان ستونهای سینما را بیشازپیش محکم نگاه داشتهاند. یکی از این فیلمسازان خانم «هاینا کیس»، فیلمساز مجارستانی، است که در جدیدترین اثر خود بهسراغ درامی شهری رفته است.
درام جدید خانم کیس از آن دست روایتهایی است که بهیکباره به درون زندگی کاراکترها پرتاب میشویم. در سینمای مستقل افتتاحیهای وجود ندارد و در عوض دوربین همچون رهگذری در گوشهای از شهر توقف و فردی را از میان مردمان مختلف دنبال میکند. «تیبی» بهعنوان حراست یک کلاب شبانه مشغول کار است و شبها را در خانهی برادر خود سر میکند. هیچچیزی جز همین روتینی که توسط دوربین به ما نشان داده میشود از او نمیدانیم. کارگردان در ۱۵ دقیقهی ابتدایی روایت را به دو بخش تقسیم میکند. پس از «تیبی» بهسراغ دختری ۱۲ ساله با نام «نیکی» میرویم. نیکی بههمراه مادربزرگ خود زندگی میکند. او نوجوانی بهشدت متمرد است و سعی دارد از زندگی نداشتهاش قصهای را به همکلاسیهای خود تحویل دهد. در ۱۵ دقیقهی دوم پردهی اول است که نیکی بهدنبال عموی خود میرود تا بلکه پدر را مشاهده کند. خانم کیس علت این تعقیب را در شخصیتپردازی ابتدایی خود از کاراکتر نیکی پنهان کرده است. این دختر ۱۲ ساله به مادربزرگ نیاز ندارد. او دستانی محکم را نیاز دارد تا حضورش مایهی فخر او مقابل دیگر همکلاسیها باشد.
کارگردان مجارستانی در روایت خود سعی دارد تا جایی که میتواند از لایههای روایی مرسوم در سینمای بدنه دوری کند. بههمین سبب است که درام او در پردهی اول مخاطب را مطمئن میکند که قرار نیست اوجی مملو از لذت پدرانه و دخترانهی کلیشه را شاهد باشیم. کاراکتر تیبی از جایگاه اجتماعی خود آگاه است و سعی دارد همین مسئله را به نیکی انتقال دهد. در مقابل نیکی نیز دنیای را در محدودهی نیازهای خود میبیند؛ آرزوی پوشیدن کفشهایی را دارد که یک خانوادهی متوسط بهراحتی تمکن خرید آنها را دارد. در پردهی دوم فیلم رابطهی نیکی و تیبی کمکم محکمتر میشود و این دو فرد که تا پیش از این بودونبود آن دیگری چندان تأثیری در روتین زندگیاشان نداشت، حال پس از تمام شدن مدرسهی نیکی بهانتظار یکدیگر مینشینند.
زیبایی این نوع درامهای شهری در این است که مخاطب را به درک بهتری از زندگی طبقات اجتماعی مختلف جامعه میرسانند. ما در میان گوناگونی انسانها زندگی میکنیم. صدها نیکی و تیبی در لابهلای درامهای لوکس و شیک و پر از خندهی سینمای بدنه زیست میکنند و همینها هستند که همچنان بار سینما را بهدوش میکشند. درامهای سینمای بدنه، در هر ژانری، خاصیتی جز سرگرمی محض ندارند. اما در مقابل این سینمای مستقل است که مخاطب خود را در برابر زندگی عریان انسان قرار میدهد. بههمین دلیل است که کارگردان مجارستانی در پردهی سوم و برای لحظاتی مخاطب را به درون دنیای فانتزی فرار دختر و پدر بهسوی دوردستها میبرد و بهآنی آنها را در برابر ایستگاه پلیس متوقف میکند. کاراکترهای این فیلم واقعیت تلخ زندگی خود را پذیرفتهاند و هیچگاه این واقعیت را، هر چند تلخ، فدای فانتزیهایی که شاید یک هفته به درازا بکشند نمیکنند. درام جدید خانم کیس زیبا، ساده، تلخ و شیرین همچون زندگی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.