پوستر فیلم پیامبر

آقای کارگردان به‌دنبال چه بودی؟

پیامبر
Prophet
محصول ۲۰۲۲ – لهستان
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

روایتی ۱۲۰ دقیقه‌ای که نه پیرنگ مشخصی دارد و نه توان گذری تاریخی بر رخدادهای یک کشور. فیلم جدید آقای «میکال کندرات»‌ همچون دو اثر قبلی‌اش در لابه‌لای کلیسا و مذهب می‌چرخد. کارگردان لهستانی در اثر جدید خود به‌سراغ یکی از چهره‌های مذهبی تأثیرگذار در قرن بیستم لهستان رفته است؛‌ ستیفان ویزنسکی.
مشکل درست از همان افتتاحیه‌ی اثر آغاز می‌شود. در افتتاحیه شاهد شکنجه شدن یک کشیش در شکنجه‌گاه حزب کمونیست هستیم. پس از این افتتاحیه‌ی کوتاه و با یک برش ساده به تبعیدگاه ویزنسکی می‌رویم. نمایندگان حزب کمونیست برای دعوت از او آمده‌اند تا دوباره به‌عنوان اسقف اعظم در کلیسا مشغول به‌ کار شود. ویزنسکی شروطی را برای حزب تعیین می‌کند و داستان کارگردان با ورود او به ورشو آشفتگی‌اش را آغاز می‌کند. این فیلم قرار است از میانه‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ تا به کرسی نشستن پاپ ژان پل دوم در واتیکان به‌سال ۱۹۷۸ مخاطب را در جریان رخدادهای کشور لهستان قرار دهد. اما باید گفت که این فیلم نه می‌تواند از اسقف اعظم لهستان، به‌عنوان کاراکتر مرکزی خود، تصویری مشخص ارائه دهد و نه حتی قادر به دنبال کردن رخدادهای این دو دهه تا رهایی مردم لهستان از چنگال کمونیسم است. این روایت حتی پیرنگ مشخصی ندارد. کارگردان در پیرنگ ملی آن گفته که قصد داشته تلاش‌های اسقف اعظم لهستان را برای تربیت و پرورش پاپ جان پل دوم به‌تصویر بکشد. اما جز دو نمای کوتاه، چیزی از این پرورش نمی‌بینیم. بیشتر نماهای فیلم همچون نور چراغ قوه رخدادهایی بی‌اهمیت طی این دو دهه هستند و کل پرده‌ی دوم به بازی‌های غلوشده‌ی کمونیست‌ها با دهان کج و سیگاری بر لب و چشمانی از حدقه بیرون آمده می‌گذرد. از آن‌سو اسقف اعظم یا سوار بر ماشین است، یا در حال دیالوگ با چند زن و در نهایت مشغول نوشتن نامه‌ای در دفتر خود دیده می‌شود. مجموع این سکانس‌ها چیزی با نام روایت را از دل این فیلم در نمی‌آورند.
کارگردان لهستانی در دو اثر بلند قبلی خود که یکی از آن‌ها روایتی مستند بوده است، از درون کلیسا بیرون نیامده است. به‌همین سبب باید به او حق داد که از مناسبات اجتماعی میان مردم جامعه چیزی جز در کلیسا نشستن، دست گره کردن، اعتراف نزد کشیش و در نهایت مقابل پنجره‌ی واتیکان زانو زدن نمی‌داند. آقای کندرات اگر می‌خواهد درون سینما تنفس کند، باید به درون جامعه برود. در سینما نمی‌توان همچون زاهدی چله‌نشین پشت درهای بسته نشست و در باب جامعه نظر داد.
فیلم «پیامبر» هیچ شباهتی به ساختار سینمایی لهستان ندارد. این فیلم را می‌توان حاصل ذهن آشفته‌ی کارگردانی دانست که سعی دارد هر رخدادی را با سنگ معیار کلیسا بسنجد. اینکه بخواهی نحوه‌ی به کرسی نشستن پاپ را به‌تصویر بکشی و نتوانی در طول فیلم حتی یک نما از زندگی خصوصی او را در قاب خود نشان دهی، نشانه‌ای جز ضعف کارگردان و روایت ندارد. در هر حال باید منتظر بود و دید این کارگردان مذهبی لهستانی در آثار بعدی خود همان زاهد چله‌نشین باقی می‌ماند یا انقلابی در روایت‌های خود ایجاد خواهد کرد و کمی هم مراودات انسانی را به‌تصویر خواهد کشید. تاریخ سینما نشان داده که حتی با یک اثر کوتاه نیز می‌توان ضعف های گذشته را جبران کرد. امیدواریم آقای کندرات هم کم‌کم آماده‌ی ورود به سینما شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟