کارگردانی همچون «یو ها» در سینمای کرهی جنوبی چهرهای شناختهشده است و بسیاری از مخاطبان کرهای و جهانی این سینما آثار زیادی را از او مشاهده کردهاند. بهطور مثال فیلمهایی چون «روزی روزگاری در دبیرستان»، «یک گل یخزده» و «زوزه» از آثاری هستند که بسیاری از مخاطبان سینما تماشا کردهاند. یو ها در آثار خود نشان داده که تسلط خوبی روی ساختار هیجانانگیز و اکشن دارد. او در جدیدترین اثر خود بهسراغ روایتی هیجانانگیز از دلالی نفتی رفته است.
اولین پرسشی که پس از تماشای فیلم به ذهن میرسد این است که کارگردانی چون یو ها چگونه اسیر این بازی ساده و پر از اشکال شده است. در روایت او همهچیز حول خط لولههایی میگذرد که نفت خام را از منطقهای به منطقهی دیگر هدایت میکنند. در این میان دلالهایی وجود دارند که از خط لولهها دزدی میکنند. روایت روی کاراکتری متمرکز است که با هوش خود بهراحتی میتواند از نقطهای مناسب این لولههای حساس را دریل بزند و مواد مورد نیاز دلالها را تخلیه کند.
باید گفت که روایت جدید آقای یو ها شلوغترین اثر اوست و این شلوغی هیچ شباهتی به فیلمی مانند «روزی روزگاری در دبیرستان» ندارد. این شلوغی در خدمت بازیهای مبتذل روایی است. پالت رنگ فیلم یکی از خصوصیات منفی فیلم است. تا پیش از این آثاری که از یو ها تماشا میکردیم، بیشتر پالت رنگی خنثی داشتند. اما در این اثر کارگردان سعی دارد قابهایی نسبتاً شیک را به مخاطب ارائه دهد. بهطور مثال سکانس معرفی کاراکتر «پین دل-یی» چیزی شبیه ورود ستارههای بالیوودی به یک فیلم است. حداقل در سینمای جریان اصلی کرهی جنوبی خیلی کم از این سکانسهای احمقانه و مبتذل دیدهایم. اما آقای یو ها ظاهراً فقط قصد داشته یک اثر روی پرده ببرد و از رقابت تولید اثر سینمایی عقب نماند.
ضربآهنگ اثر دومین اشکال قابل توجه این فیلم است. باز هم به آثاری که پیش از این از یو ها دیدهایم نظر میکنیم. این ضربآهنگ بالا و پرشهای روایی در کارنامهی فیلمسازی او جدید است و باید گفت به هیچ عنوان با فرم روایی این کارگردان سازگار نیست. اثر آقای یو ها لایهلایه نیست و همهچیز در همان سطح کفآلود شناور است. یو ها فقط قصد داشته اثری خلق کند که تکههایی از اکشن، هیجان و در نهایت کمدی را در خود داشته باشد. شاید اگر آقای یو ها همهچیز را روی کمدی اثر متمرکز میکرد، اکنون حداقل با اثری روبهرو بودیم که در حال گفتن از موقعیتهای کمدی آن بودیم. اما مقاومت کارگردان برای عدم ورود به کمدی محض باعث تبدیل شدن اثر به یک لحاف چهلتکه شده است.
آنچه که باید در باب این اثر گفت این است که حداقل نمیتوان چنین فیلمی را به کارگردانی چون یو ها نسبت داد. شاید انتظار بیجایی باشد، اما از چنین کارگردانهایی انتظار میرود که روی همان مسیری که در فیلمسازی خود انتخاب کردهاند باقی بمانند. توانایی یو ها در سینمای جنایی و هیجانانگیز بر کسی پوشیده نیست. تقلیل دادن روایت به آثاری چون «خط لوله» نقاط سیاهی در کارنامهی بازیگری یو هاست. در هر حال باید امیدوار بود که این کارگردان کرهای وارد همان دنیای سیاه جنایی و اکشن شود و شاید در آینده شاهد اثری قابل قبول از او در این ژانرها باشیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.