شاهکار جدید برادران وارنر؛ نجات جهان با اسمارتیس
رقابت تولید زبالههای ابرقهرمانی بین دیسی و مارول همچنان ادامه دارد و در جدیدترین تولید شاهد این سقوط آزاد احمقانه هستیم. کمپانی برادران وارنر در شاهکار جدیدی که بر عهده گرفته سعی دارد روایتی از دنیای دیسی را حول کاراکتر «شزم» روی پرده ببرد. ساخت این پروژه بر عهدهی آقای «دیوید اف. سندبرگ» سوئدی است. سندبرگ تا پیش از سال ۲۰۱۹ که فیلم اول «شزم» را روی پرده ببرد، مشغول ساخت آثار خود در سینمای دلهره بود و در ابتدای مسیر شکلگرفتن دنیای سینماییاش قرار داشت. اما با ورود شزم بهیکباره هر آنچه اندوخته بود به باد داد و گویی این کارگردان حتی دیالوگنویسی و دکوپاژ را هم فراموش کرده بود.
سندبرگ در شزم جدید خود حتی از آثار ابرقهرمانی میانه و مبتذل نیز پائینتر است. او با صرف این هزینه از طریق کمپانی برادران وارنر سعی کرده بدترین و بیاستعدادترین بازیگران نوجوان را حول «زاکاری لوی» بچیند و در این کار تمام توان خود را گذاشته است. هنگامی که روایتی نیست جز کمیکبوک و کاراکتر ابرقهرمان آن و از آن سو بازیگری هم وجود ندارد، مخاطب با صفحهای شلوغ از هیاهوی پردهی سبز مواجه میشود. سندبرگ در دو اثر شزم نشان داده که حتی شم کمدی هم ندارد. کاراکترهای او هر قدر تلاش میکنند موقعیتهای کمدی را در بحبوحهی درگیری با موجودات دنیای زیرین ایجاد کنند، نتیجهاش جز سکانسهای وارفته چیزی نیست.
سندبرگ از زمانی که در مغاک دیسی افتاده است، گویا دیگر حتی توان فکر کردن به آثار گذشتهی خود را ندارد. او از همان ابتدا و با کارگردانی فیلم «آنابل» میدانست که در هالیوود پول همهچیز است و برای بهدست آوردن آن باید تن به هر خفتی داد. این کارگردان سوئدی در فیلم اول خود با نام «در تاریکی» مخاطب سینمای دلهره را امیدوار کرد که فیلمسازی تازهنفس در این ژانر سر برآورده و باید منتظر آثار دیگر او نیز باشد. اما در چرخشی عجیب، آقای سندبرگ خود را به درون مغاک آغشته به ابتذالی انداخته است که بعید است از آن نجات پیدا کند. او در شزم ۲ همه ی سعی خود را میکند تا موجودات دنیای زیرین را با جلوههای ویژه روی زمین بیاورد، اما اینکه اسب شاخدار خود را با اسمارتیس تبدیل به رامشدهی لشکر آدمیان میکند اتفاقی مضحک و دردآور است. از سویی دیگر کارگردان سوئدی بهراحتی همهی سنگینی را روی دوش پردهی سبز و اسکنرهای هوشمند گذاشته است. بههمین سبب است که بزرگترین عضو خواهران اطلس با بازی «هلن میرن» هشتاد ساله است. سندبرگ در این فیلم بهخوبی نشان میدهد که برای بازی در چنین آثاری نیازی به هیچ تلاشی نیست و فقط باید با چرخاندن مچها دنیا را زیر و رو کنی؛ البته این زیر و رو کردن هم باید طبق سیاستهای برادران وارنر باشد و هیچ فردی در آن آسیب نبیند. مردمان در این آثار به اینسو و آنسو پرتاب میشوند، اما در نهایت و با رسیدن آمبولانسها فقط کمی دچار کشیدگی تاندون شدهاند. دنیای مضحک ابرقهرمانی بدون داشتن هیچ فلسفهای و فقط با ابزار تبلیغات نزدیک به سه دهه است که مخاطب نوجوان و از همهجا بیخبر را درگیر بازی گیشه و داستانهای نخنما کرده است. شاید بهتر باشد مخاطبان سینمای مارول و دیسی پس از هر بار مشاهدهی این آثار کمی ارباب حلقههای پیتر جکسون و آثار کامرون را مشاهده کنند، شاید این قیاسها به آنها این نکته را یادآوری کند که حتی استفاده از تکنیکهای سینمایی نیز باید در محدودهی روایتی ساختارمند قرار بگیرد. آقای سندبرگ هم کمکم باید از این دنیای مضحک بیرون بیاید و دوباره در همان مسیری که از سال ۲۰۱۶ پیش گرفته بود قرار بگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.