پوستر فیلم ۶۵ [میلیون سال قبل]

پیرنگ جذاب اما خام

۶۵ [میلیون سال قبل]
65
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

می‌توان به‌اندازه‌ی همه‌ی انتزاعات ذهن بشر پیرنگ سینمایی داشت. از کوبریک تا نولان، فیلم‌سازان در طول تاریخ سینما سعی کرده‌اند از زاویه‌دید خود این انتزاعات را روی پرده ببرند. «اسکات بک» و «برایان وودز» در سومین اثر بلند سینمایی خود به‌سراغ یکی از انتزاعات رفته‌اند و باید گفت یکی از پیرنگ‌های جذاب و ذهنی مخاطب سینما را به‌تصویر کشیده‌اند.
در داستان این دو کارگردان به ۶۵ میلیون سال قبل بازمی‌گردیم. سیاره‌ای با نام سوماریس محل سکونت انسان‌هاست! در یکی از سفرهای بیناسیاره‌ای که کاراکتر میلز خلبان سفینه‌ست، پس از برخورد به طوفان شهاب‌سنگی، ناگهان سفینه روی سیاره‌ای ناشناخته سقوط می‌کند. مخاطب در ابتدا کمی گنگ است و احساس می‌کند باز هم قرار است در ۲۰۰ سال آینده‌ی بشر این روایت را دنبال کند. اما معرفی عنوان فیلم پس از این افتتاحیه به مخاطب نشانه‌هایی می‌دهد که این سیاره‌ی قابل تنفس و ناشناخته زمین ما در ۶۵ میلیون سال قبل است. حتی تصور این پیرنگ هم جذاب است. باید به هر دو کارگردان تبریک گفت که در لابه‌لای کلیشه‌های آینده‌نگر آثار علمی-تخیلی به‌سراغ چنین ایده‌ای رفته‌اند. اما باید گفت ایده‌ی آن‌ها در حد همین قلقلک‌دادن ذهنی است. این دو کارگردان یا توان نداشته‌اند یا نمی‌خواسته‌اند ساکنان سیاره‌ی دیگر را در کالبدی غیر از انسان تصویر کنند. اگر آن‌ها می‌خواستند در لابه‌لای نظریه‌ی ریسمان روایت خود را پیش ببرند، شاید روایت پر قوتی را روی پرده می‌بردند. داستان آن‌ها فقط ایده‌ی جذابی دارد و در ادامه و کل پرده‌ی دوم و سوم شاهد یک پارک ژوراسیک دیگر هستیم.
این اثر سینمایی آن‌قدر ایده‌ی جذاب و نابی دارد که شاید اگر کارگردان‌های آن کمی جسارت بسط دادن ایده را داشتند، اکنون در حال صجبت در باب یکی از آثار خوب سال ۲۰۲۳ بودیم. اما اینگونه نمی‌شود. مشکل اساسی این اثر فقدان شخصیت‌پردازی است. گویی دو کارگردان از تحقیق علمی در باب روایت خود فقط مجله‌ی معرفی ابعاد دایناسورها و انواع مختلف آن‌ها را مطالعه کرده‌اند. حتی آن‌ها نشان می‌دهند علاقه‌ی خاصی به اژدهای کومودو دارند و این موجودات کمیاب را تبدیل به کاراکترهای تأثیرگذار اثر خود می‌کنند. اما میلز و دخترک در این میان همان ماجراجوهای پارک ژوراسیک هستند. مخاطب در طول این اثر هیچ درکی از این کاراکترها پیدا نمی‌کند. به‌همین سبب است که این مخاطب در طول این فیلم هیچ‌گاه خود را در حال مشاهده‌ی سفر ساکنان سیاره‌ای دوردست به زمین بکر نمی‌بیند. بسیارند روایت‌هایی که طرح بسیار قدرتمندی داشته‌اند و در نهایت نتواسته‌اند اثری قدرتمند را مقابل مخاطب قرار دهند. این اثر فقط یک کاربرد دارد و آن باز کردن روزنه‌ای جدید به ذهن بسیاری از فیلم‌سازان برای ورود عمیق‌تر به‌ درون انتزاعات ذهن بشر است. این ورود می‌تواند همچون این فیلم به سال‌ها پیش از انسان باشد و این یعنی همان قلقلک ذهنی مخاطب؛ درست همان‌گونه که پس از دیدن تصاویر با کیفیت جیمز وب، همه‌ی ما، خلسه‌گونه، برای لحظه‌ای گذشته و حال و آینده را پوچ‌ترین مفاهیم تلقی کردیم. باید از این دو کارگردان جوان بابت طرحی که در ذهن داشته‌اند تشکر کرد و امیدوار بود فیلم‌سازی قدرتمند بتواند این انتزاع را تبدیل به روایتی بسیط و قابل تأمل کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟