وقتی یک دنیای جذاب حرام شود
«پیتر» پسری نوجوان است که در کودکی توسط یک سرباز جنگ از مرگ نجات پیدا کرده است. سرباز که حالا مردی مسن و بدعنق است همواره از مرگ خواهر کوچکتر پیتر گفته است. پیتر اما به این حرف باور ندارم و مدام به دنبال خواهر است. روزی یک زن فالگیر به پیتر از فیلی میگوید که او را به خواهرش میرساند. پیتر حرف این زن را باور کرده و برای یافتن این فیل تلاش میکند.
انیمیشن «فیل جادوگر» بر اساس کتابی به همین نام، منتشر شده در سال ۲۰۰۹، ساخته شده است. روایتی که در آن سعی شده مانند بسیاری دیگر از انیمیشنهای فانتزی و تخیلی دنیایی نو ساخته شود و بر اساس این دنیا روایت در آن شکل پیدا کند. اولین ایراد این انیمیشن را هم باید در همین خواستهی ابتدایی دید؛ زمانی که یک انیمیشنساز یا حتی فیلمساز نتواند در همان ابتدا دنیای خود را به مخاطباش به خوبی نشان دهد و شرحی کامل از قوانین و عملکرد آن ارائه دهد، باعث میشود تا به انتها مخاطب هم گیج و سردرگم نتواند بسیاری از اتفاقات را درک کند و مدام از خود سؤالاتی دربارهی چرایی آنها بپرسد.
دنیای این انیمیشن هم هرگز به درستی تصویر نمیشود. قوانین و چرایی اتفاقاتی که باعث جادو در سرزمین پیتر میشوند و دنیایی که فیل جادویی از آن میآید هرگز به خوبی برای مخاطب توصیف نمیشوند. مخاطب نه میداند چرا این شهر جادویی بوده و نه اینکه چرا حالا جادویی نیست. البته که در ابتدای روایت از رخ دادن جنگی که باعث از بین رفتن جادو شده گفته میشود، اما اینکه چرا این جنگ رخ داده و چرا اصلاً باعث از بین رفتن جادو شده، حرفی زده نمیشود. مخاطبان روایت که کودکان و نوجوانان کمسنوسال هستند با پا گذاشتن به این دنیا باید مدام به دنبال این باشد که بر اساس چه منطقی اتفاقات در حال رخ دادن است. حتی سرزمین فیل جادویی که در یکسوم پایانی انیمیشن تصاویری کوتاه از آن نشان داده میشود هم علیرغم پتانسیل بالا پر از ابهام باقی میماند و مخاطب در حسرت شناخت کامل آن به چیزی دست پیدا نمیکند. تنها دنیای فیل جادویی و آسمانی که دریاست و توانایی پیتر در شناور شدن در آن آنقدر جذاب است که خود میتوانست با شرح بیشتر بسیاری دیگر از کمبودهای روایت را جبران کند.
یکی دیگر از المانهایی که باعث شده این انیمیشن نتواند ارتباطی خوب با مخاطب خود برقرار کند عدم پرداخت به شخصیتهایاش است. ملکهی شهر و پادشاه این سرزمین که ما هیچ تصوری از آن نداریم، چگونه افرادی هستند؟ چرا پادشاه آنقدر نیاز به تفریح دارد و چرا هرگز در انیمیشن از خودخواهی او حرفی به میان زده نمیشود؟ تمام مردم شهر باید به خاطر خواستههای احمقانهی این فرد زندگیاشان را کنار بگذارند و حتی یک حیوان مظلوم هم از رفتن نزد خانوادهاش محروم شود فقط به این دلیل که این پادشاه احساس خوبی داشته باشد؟ پیرمرد سربازی که از پیتر نگهداری میکند و همسایهاش هر زمان که نیاز باشد وارد داستان میشوند، اما هرگز شرحی درست از آنها به مخاطب داده نمیشود. حتی اصرار روایت برای سیاهپوست نشان دادن شخصیتهای قابل احترام و به نوعی قهرمان داستان و برعکس سفیدپوست بودن ضدقهرمانها هم انیمیشن را تصنعی کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.