پوستر فیلم کرید ۳

تغییر در فرم کلیشه برای تغییر کلیشه کافی نیست

کرید ۳
Creed III
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، ورزشی
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

بوکس در کنار ورزشی مانند بیسبال رابطه‌ی نزدیکی با دنیای سینما دارند. از فرنچایز «راکی» تا «محبوب میلیون‌دلاری» از بوکسورهایی می‌دیدیم که سعی داشتند بر محدودیت‌ها غلبه کنند. همه‌ی درام‌های ورزشی کلیشه‌هایی ثابت دارند که مخاطب از ابتدا می‌داند قرار است با چه اوج و فرودهایی روبه‌رو شود. به‌طور مثال گاه با انسانی عادی روبه‌رو هستیم که طی یک اتفاق در رادار توجه یک مربی حرفه‌ای قرار می‌گیرد و به قله‌ی یک حرفه‌ی ورزشی صعود می‌کند و در ادامه با غرور دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و در نهایت با بازگشتی شکوهمند همه‌چیز به پایان می‌رسد. بسیاری از درام‌های ورزشی با کمی پس‌و‌پیش از این قاعده پیروی می‌کنند. در سال ۲۰۱۵، رایان کوگلر با فیلم «کرید» قصد داشت راکی جدیدی را وارد سینما کند. باید گفت که اثر او توانست همان هیجانی را که مخاطب درام ورزشی انتظار دارد برانگیزد. در سال ۲۰۱۸، استیون کیپل جونیور قسمت دوم این درام روزشی را روی پرده برد. پایان‌بندی آن اثر نشان از این داشت که در آینده‌ای نزدیک با فیلم سومی هم روبه‌رو خواهیم شد. حال در سال ۲۰۲۳ «مایکل بی جردن» که در نقش کرید ظاهر شده بود، کارگردانی فیلم سوم را بر عهده گرفته است.
در بخش سوم این اثر دیگر خبری از راکی بالبوآ نیست و کاراکتر کرید نقطه‌ی وصل تمام رخدادهاست. جردن اثر را با افتتاحیه‌ای از گذشته‌ی کرید آغاز می‌کند و سپس به زمان حال بازمی‌گردد. در فیلم سوم کرید ۳ سالی می‌شود که بازنشسته شده است و در کنار همسر و دخترش زندگی می‌گذراند. افتتاحیه‌ی اثر کاراکتر جدیدی را به مخاطب معرفی می‌کند که «دیمین» نام دارد. پس از ورود دوباره‌ی دیمین به فیلم، مخاطب کل ماجرایی را که قرار است رخ دهد در ذهن مرور می‌کند. آنچه در ادامه‌ی فیلم رخ می‌دهد همان چیزی است که مخاطب پس از ورود دیمین پیش‌بینی کرده بود؛ دیمین باعث ورود دوباره‌ی کرید به بوکس می‌شود.
جردن در روایت خود سعی دارد بیشتر زندگی کرید را مرور کند و برخلاف دیگر درام‌های ورزشی از هیجان‌های کاذب و به‌تصویر کشیدن بیش‌از‌حد صحنه‌ی مسابقات اجتناب کند. اما روایت او آن‌قدر قدرت ندارد که بتواند از ساختار کلیشه‌های رایج جدا شود. به فرمی که جردن در حین برگزاری مسابقات به‌کار گرفته توجه کنید. شاید اگر این سکانس‌ها را بار دیگر مرور کنیم بیشتر تحت تأثیر تکنیک تجهیزات فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه قرار بگیریم. در هر حال نباید فضایی را که جردن در مسابقه‌ی نهایی ایجاد کرده نادیده بگیریم. او با تمام توان سعی دارد مخاطب را به درون انتزاع ذهنی کرید ببرد. جردن قصد دارد ناگفته‌های ذهنی کرید را در باب رخدادهای گذشته‌ بین او و دیمین به‌تصویر بکشد. اما روایت او در پرداخت مناسب این ناگفته‌های ذهنی عقیم است. جردن ابتدا مخاطب را دچار نزدیکی با دیمین می‌کند و سپس در پاره‌ی دومِ پرده‌ی دوم همه‌ی این ساخته‌ها را نقش بر آب می‌کند. در هر حال او نتوانسته رابطه‌ی بین دیمین و کرید را معنادار کند و همین پاشنه‌آشیل کل اثر او می‌شود. جردن هم به سیاق دو کارگردان دیگر پایان اثر را به‌گونه‌ای تصویر می‌کند که مخاطب کم‌و‌بیش منتظر فیلم چهارم هم باشد. درام‌های ورزشی همیشه پتانسیل بالایی در جذب مخاطب دارند و باید دید هالیوود بالاخره قصد دارد در کلیشه‌های این روایت‌ها انقلابی ایجاد کند یا همچنان آثار پرهزینه‌ی خود را بدون کوچک‌ترین ریسکی صرف کلیشه‌های اوج و فرودی می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟