کلیشهی نخنما که چشم امیدش به زوج بازیگری بود
طی سال ۲۰۲۲ چندین اثر کمدی میانه را با حضور زوجهای بازیگری مرور کردیم. در تمامی این آثار چیزی که نقص اثر محسوب میشد عدم بروز موقعیتهای کمدی و ناتوانی کارگردانها در استفاده از این زوجها بود. بهطور مثال در فیلم «بلیطی بهسوی بهشت» بیشتر با نوعی سفر تفریحی و تبلیغاتی عوامل فیلم به جنوب شرق آسیا مواجه بودیم و روایت آنقدر توانایی خلق کمدی را نداشت. اما در فیلم «عروسی هولهولکی» پارهی دوم واقعاً مخاطب را درگیر کمدیای میکرد که کاگردان انتظار داشت. حال آقای «جرمی گارلیک» در جدیدترین اثر خود بهسراغ ساخت ادامهای برای فیلم «راز قتل» رفته است.
آدام سندلر و جنیفر آنیستون پس از فیلم «فقط باهاش کنار بیا»، در سال ۲۰۱۹ در فیلم «راز قتل» دوباره در کنار یکدیگر به ایفای نقش پرداختند. در این فیلم «نیک» و «اودری» یک زوج نیویورکی هستند که آرزوی سفر به اروپا را دارند. اودری آرایشگر است و نیک در پلیس نیویورک خدمت میکند. در نهایت سفر آنها به اروپا منجر به آشنایی با یک میلیاردر میشود و در ادامه قتلهای پیدرپی آنها را وارد چالشی جدید در زندگیاشان میکند. در فیلم اول، سندلر و آنیستون خودشان موقعیتهای کمدی را خلق میکردند و باید گفت نبوغ این دو بازیگر بود که فیلم را سر پا نگاه میداشت. حال آقای گارلیک سعی دارد ادامهی فیلم را تبدیل به اثری مفرحتر کند. او افتتاحیه را به مرور فیلم اول اختصاص میدهد تا مخاطبی که اثر اول را ندیده، در چندوچون ماجراهای این زوج نیویورکی قرار بگیرد. در فیلم اول سعی بر این بود که موقعیتهای ابزورد در کنار کمدی فیلم باعث خلق صحنههایی هیجانانگیز و طنزآلود شود. گارلیک هم سعی دارد همین روند را ادامه دهد و اینبار نیک و اودری را به هندوستان روانه میکند.
در کمدیهای میانهی هالیوود زرقوبرق زیادی وجود دارد و مخاطب بیشتر با نمایشگاه مد روبهروست تا یک روایت سینمایی. در این فیلم نیز اوضاع طبق همان کلیشهها پیش میرود. اما تنها امید آقای گارلیک به بازیهای بدن و اکسانگذاریهای سندلر و آنیستون در دیالوگهاست. باید گفت که این زوج او را ناامید نمیکنند و هر از چندگاهی در فیلم شاهد طنازی این دو هستیم. زمانی که کلیت روایت رامینگریم، با قصهای از جنس رازهای جنایی پوآرو، پلنگ صورتی و خانم مارپل روبهرو هستیم. اما کارگردانها در هیچکدام از این دو فیلم این بخش جنایی را شکوفا نمیکنند. هر دو کارگردان سعی دارند تمرکز خود را روی موقعیتهای کمدی و دیالوگهای فیالبداههی سندلر و آنیستون بگذارند. همین مورد باعث بر هم خوردن تعادل روایی فیلم میشود. گارلیک سعی دارد رخدادها را دلیل تبدیل شدن این دو به یک زوج کاراگاه کند. شروع پر از عجلهی فیلم در مرور زندگی روتین این زوج میتوانست با ضربآهنگی ملایمتر مخاطب را در چندوچون زندگی آنها قرار دهد. اما آقای گارلیک این مرور تصویری را از مخاطب میگیرد و بهسرعت وارد بطن روایت میشود. شاید اگر ۱۵ دقیقهی ابتدایی فیلم زندگی روزمرهی این زوج را در خیابانهای نیویورک نشان میداد، موقعیتهای کمدی و ابزورد بیشتری در ادامهی فیلم خلق میشد. اما چنین اتفاقی رخ نداده و فیلم از همان ابتدا با بالاترین ضربآهنگ ممکن و برشهای متوالی باعث سرسام مخاطب میشود. در هر حال باید گفت این فیلم هر چه دارد از تجربهی زوج بازیگری سندلر و آنیستون است و روایت چیزی جز همان کلیشههای نخنما و میانهی هالیوودی نیست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.