پوستر فیلم پیغام

فیلمی که می‌توانست سریال شود

پیغام
The Message
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

سوفیا که مادر خود را از دست داده است و پدرش برای کار مجبور است به مکانی دور برود، برای گذران تابستان با دوستش ایپریل به یک کمپ می‌رود و در آنجا با اتفاقاتی روبه‌رو می‌شود. داستان فیلم به سوفیا به‌عنوان دختر نوجوانی نگاه می‌کند که دست به هر کاری بزند آن کار بهترین می‌شود. او می‌تواند به پسر معلولی که از زندگی ناامید است، امید ببخشد. با دختری که زورگوست و همه از او می‌ترسند، دوست شده اخلاق‌اش را تغییر دهد، حتی باعث آشتی او و مادرش شود. بهترین تیرانداز با کمان کمپ شود و با صدای آوازش همه را به وجد بیاورد. تمام محور داستان بر اساس او می‌چرخد و دیگر شخصیت‌های فیلم فقط وجود دارند تا با سوفیا همراه شوند و هیچ پرداخت درستی روی آنها صورت نگرفته است. حتی خود سوفیا نیز پرداخت درستی ندارد و پشت سر هم برای‌اش اتفاقاتی می‌افتد که شاید این را حتی به مخاطب خود القا کند که او در حال دیدن یک سریال چند قسمتی‌ست که با برش‌هایی به هم وصل شده‌اند. برش‌هایی که ناشیانه یک اتفاق را به اتفاق بعدی وصل کرده و مجال تفکر را به بیننده نمی‌دهند. حتی دیالوگ‌گویی بعضی بازیگران فیلم نیز در حد یک بازیگر نیست. فیلم سوالاتی را در ذهن بیننده ایجاد می‌کند؛ نام فیلم چرا پیغام است؟ فیلم برای چه کسانی و چرا ساخته شده است؟ سکانس آخر فیلم که روی یک تپه مشرف به جنگل زیبایی‌ست، ساخته شده است تا سوفیا بنشیند و پیغامی به مادرش بدهد؟ در کجای فیلم ما می‌توانیم ببینیم سوفیا خواهان دادن پیغام به مادر است؟ فیلم می‌خواهد از بحران‌های نوجوانی بگوید یا می‌خواهد نشان دهد با این بحران‌ها چگونه باید برخورد کرد و یا اینکه چگونه در مقابل از دست رفتن یک عزیز عکس‌العمل نشان داد؟ انگار خود کارگردان هم در بحران ندانستن داستان گیر کرده است و همه چیز را در هم کرده تا فیلمی بسازد.
از این دست فیلم‌ها که محور آن‌ها نوجوان‌ها و بحران‌های دوران نوجوانی‌ست در سینما به وفور دیده می‌شوند و فیلمی می‌تواند خود را در این بین نشان دهد که انسجام لازم را در داستان‌گویی و پرداخت شخصیت‌ها داشته باشد. ما در فیلم لیدی برد، دختری را می‌بینیم که آهسته آهسته با شخصیتش آشنا شده و با او همذات‌پنداری می‌کنیم. کارگردان خود را درگیر افراد دیگر نمی‌کند، شخصیت‌های اضافی را وارد فیلم نمی‌کند تا به مدد آن‌ها شخصیت اصلی داستان را به ما بشناساند. ما او را با رفتارها و افکار خودش می‌شناسیم. اتفاقات جداگانه در کنار هم قرار نمی‌گیرند تا در هر حادثه‌ای او را قهرمان بدانیم. کریستین یک نوجوان عادی‌ست که شاید قهرمان داستان خودش هم نباشد. اما سوفیا با اصرار کارگردان باید در همه‌ جای فیلم حضور داشته باشد و در میان آن همه شخصیت اضافی داستان بدرخشد و قهرمان باشد.
«برنادت روسل» شاید اگر این فیلم را نیز به‌عنوان یک مینی‌سریال روانه‌ی تلویزیون می‌کرد می‌توانست به‌مانند سریالی که در سال ۲۰۱۸ ساخته است و نامزد چند فستیوال شده بود، بیشتر پذیرفته و دیده شود.