پوستر فیلم بابت ارواح شیطانی متأسفم

کمدی‌های مفرح در دل ژانر دلهره

بابت ارواح شیطانی متأسفم
Sorry About the Demon
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«امیلی هگینز» جوان در طول یک دهه فعالیت در سینما کمدی‌های لذت‌بخشی را در سینمای مستقل روی پرده برده است. کمدی‌های این کارگردان جوان یا درون یکی از ژانرهای اصلی رخ می‌دهند یا به آن نقطه از دوران بلوغ در نوجوانان می‌پردازند که فرد نوجوان دچار آشفتگی جنسی و عشقی شده است. کمدی‌های هگینز یک خصوصیت بارز دارند و آن هم چیزی جز راحت‌الحلقوم بودن نیست. به‌طور مثال در فیلم «عاشقانه‌ی مزخرف نوجوانی من»، هگینز به‌درون دنیای خون‌آشام‌ها می‌رود و سعی دارد از طریق چند نوجوان کمی در این وادی سیر کند. موقعیت‌های کمدی در آثار او مخاطب را گاه از عمق وجود به خنده وا می‌دارند و همین باعث روانی کمدی‌های او در ذهن مخاطب می‌شود.
هگینز در جدیدترین کمدی خود دوباره به دنیای دلهره‌ سر زده است. این‌بار او از دلهره‌های شهری استفاده می‌کند که در آن‌ها خانه‌ای در میان شهر تسخیر شده است و ساکن جدید به‌یک‌باره در میان ارواح شیطانی گرفتار می‌آید. هگینز فیلم را با افتتاحیه‌ای در باب همین خانه آغاز می‌کند. روح شیطانی خانه به‌درون عضو کوچک خانواده‌ای چهار نفره می‌رود و با آن‌ها معامله‌ای می‌کند؛ آن‌ها باید یک قربانی انسانی تقدیم او کنند. در همین افتتاحیه و نحوه‌ی مواجهه‌ی اعضای خانواده با این روح شیطانی که اتفاقاً نام هم دارد، «دیامنس»، به‌یاد «وحشت‌آوران» پیتر جکسون می‌افتیم. هگینز پس از این افتتاحیه به‌درون زندگی کاراکتر اصلی خود، «ویل»، می‌رود. ویل همان جوان همه‌کاره و هیچ‌کاره‌ای است که در نهایت دوست‌دخترش او را رها می‌کند و مجبور به یافتن خانه‌ای برای زندگی در انزوا می‌شود.
پرده‌ی دوم فیلم به تقابل ویل با دیامنس و در نهایت شوخی با تمام کلیشه‌های دلهره‌های شهری می‌پردازد. در این پرده همه‌ی ارکان روایت در خدمت ایجاد موقعیت‌های کمدی هستند و همین باعث می‌شود مخاطب لحظاتی مفرح را در دل موقعیت‌هایی که به‌ظاهر دلهره‌آور هستند بگذراند. البته خانم هگینز از سکون و تعلیق و جامپ‌اسکرهایی که در این میان مخاطب را گاهی شوکه می‌کنند نیز استفاده کرده است که به‌خوبی تعادل بین دلهره و کمدی ایجاد می‌شود. یکی از نقاط قوت اثر خانم هگینز در این است که دکوپاژ خوب او باعث می‌شود مخاطب با پلان کلی این خانه‌ی تسخیرشده آشنا شود. رفت‌و‌برگشت‌های ویل به زیرزمین و در نهایت کاراکترهایی که هر کدام در بخشی از فیلم در گوشه‌ای از خانه اسیر این روح شیطانی می‌شوند باعث شکل‌گرفتن تقارنی خوب در قاب فیلم شده است. مخاطب در این اثر گم نمی‌شود و همین باعث تمرکز بیشتر او روی روایت می‌شود. پالت رنگی فیلم نیز در خدمت جلوه‌های ویژه‌ی کم، اما اقتصادی و خوب، و چهره‌پردازی‌های ساده‌ی آن است.
کمدی‌های دلهره همان‌طور که از نام‌اشان برمی‌آید با بخشی از کلیشه‌های سینمای دلهره شوخی می‌کنند. اما هر ورودی به این دنیا لزوماً باعث جذب مخاطب نمی‌شود. امیلی هگینز جوان در تجربه‌های قبلی خود نشان داده که هم دلهره را می‌شناسد و هم کمدی را و در تلفیق این دو با هم آثاری را روی پرده می‌برد که مخاطب کمدی و دلهره، هر دو، از آن‌ها لذت ببرند. تعداد آثار کمدی-دلهره بسیار کم است و همین باعث می‌شود آثار خوبی مانند فیلم جدید امیلی هگینز در خاطر مخاطب باقی بمانند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟