پوستر فیلم خانه‌ی تاریکی

درون‌مایه‌ای قابل تأمل با مطلعی ساده: یکی‌ بود، یکی ‌نبود…

خانه‌ی تاریکی
House of Darkness
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم‌سازانی که برای به‌ثمر نشستن روایت‌های خود صبورند، همیشه قابل احترام هستند. در مرور فیلم «غیرمنتظره»ی نیل لابوت اشاره کردیم که این کارگردان آمریکایی یکی از سهل‌الوصول‌ترین روزنه‌ها را برای ورود به روایت‌های‌اش انتخاب می‌کند و آن‌ها را آن‌قدر ساده پرداخت می‌کند که مخاطب در طول روایت گویی کل رخدادها را در آغوش می‌گیرد. پس از سرک کشیدن لابوت به دنیای سینمای نوآر، حال او یک‌بار دیگر به ژانر دلهره و رازآلود بازگشته است.
لابوت روایت را با ورود «هپ» و «مینا» به عمارت خانگی مینا آغاز می‌کند. از ابتدای فیلم و نوشتاری که روی صفحه نقش می‌بندد، گویی می‌دانیم که با حکایتی سینمایی رو‌به‌رو هستیم. از دیالوگ طولانی و پر از تعارف هپ و مینا درون ماشین چنین برمی‌آید که کارگردان قصد دارد نقطه‌اتکای خود را روی دیالوگ‌ها بنا کند. یک در ورودی وجود دارد و گویا ورود به آن دیگر خروجی را در پی ندارد. همین اتفاق می‌افتد و هپ به‌درون عمارتی گام برمی‌دارد که گویی شب پرحادثه‌ای درون آن انتظار او را می‌کشد.
لابوت در فیلم جدید خود هیچ عجله‌ای برای ریخت‌و‌پاش ندارد. ضربآهنگ اثر به‌قدری آرام و نرم است که گویی مخاطب در همان پرده‌ی اول نشئه‌ی گفت‌و‌گوها می‌شود و به فضای یکنواختی که تا پایان قرار است او را در بر بگیرد عادت می‌کند. لابوت با انتخاب این تک‌لوکیشن و پرهیز از هر تعلیق اضافه و بازی با سکوت و موسیقی سعی دارد روایت را از درون دیالوگ‌ها پیش ببرد. انتخاب بازیگری چون «جاستین لانگ» در نقش «هپ» باعث می‌شود کارگردان در همان پرده‌ی اول مخاطب را درگیر روایت کند. مخاطب در طول پرده‌ی اول دائم در شش‌و‌بش این است که قرار است چه اتفاقی بیفتد. با نشانه‌هایی که کارگردان در اختیار او قرار می‌دهد و نگاه‌های مرموز مینا و دیالوگ‌های دوپهلوی‌اش می‌توان به این نتیجه رسید که هپ جز یک طعمه‌ی بی‌دست‌و‌پا نیست. اما لابوت همچنان تأمل می‌کند و سعی دارد پرده‌ی دوم روایت را نیز بیش‌از‌پیش روی دیالوگ‌ها استوار کند.
اما آنچه که لابوت برای هویدا کردن در نظر دارد کم‌کم رخ می‌دهد؛ ورود دو خواهر دیگر مینا از پستوهای خانه. تنها تعلیق و به‌نوعی شوکه‌کننده‌ترین نمای فیلم ورود خواهر سوم است که مخاطب و هپ را به‌یک‌باره از جا می‌کند. اما روایت قبل از ورود خواهر سوم و با بازی قصه‌ی روح وارد لایه‌های زیرین خود شده است. کابوسی که هپ در چرت شبانه روی کاناپه واردش می‌شود یکی از نشانه‌هایی است که لابوت دوست دارد مخاطب با دیدن سرنخ‌هایی که در آنجا وجود دارد کم‌کم آماده‌ی رویارویی با درون‌مایه شود. در آن غاری که هپ گرفتار شده تلی از کفش‌های مردانه را می‌بینیم و سپس قصه‌ای که خواهران در حال تعریف آن هستند روایتی تاریخی از تجاوز بی‌رحمانه است. درون‌مایه‌ای که کارگردان به‌دنبال آن است قربانیان مظلوم تجاوزی هستند که در سرتاسر دنیا اسیر چنگال‌های بی‌رحم مردانی مملو از شهوت جنسی می‌شوند. این سه خواهر در داستان آقای لابوت نمادی از مبارزه علیه تجاوز هستند و کارگردان در روایتی ساده و دیالوگ‌محور یکی از همین مردان را تبدیل به طعمه‌‌ی خواهرانی می‌کند که کمر همت بسته‌اند تا همه‌ی متجاوزان را از صفحه‌ی روزگار محو کنند.
روایت جدید آقای لابوت میزانسن ساده‌ای دارد. نور و پالت رنگ و تضادی که بین نور و سایه به‌وجود می‌آید باعث قوام روایت می‌شود. لابوت نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با یک تک‌لوکیشن و بازی دیالوگ روایتی اجتماعی را در ساختار عامه‌پسندی چون ژانر دلهره مقابل مخاطب قرار داد. روایت او نگاه دیگری به سوء‌استفاده‌های جنسی جامعه‌ی مردسالاری‌ست که زن را پکیجی از آسودگی، تن، و لذت‌های جنسی می‌بیند و در ادامه سعی می‌کند روز بعد، بی‌آنکه به رخدادهای گذشته بیندیشد، همراه دوست خود به صرف غذا بپردازد و از خوش‌شانسی و زیرکی‌اش در دل بردن از زنی تنها قصه‌ها تعریف کند.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟