پوستر فیلم غیرمنتظره

نوآر ساده

غیرمنتظره
Out of the Blue
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای نوآر را در زمان اوج‌اش با فرمی اکسپرسیونیستی از سایه‌های روی دیوار و تاریکی‌های شبانه‌‌ای که کاراکتر اصلی از دل آن منتظر دیدن روزنه‌ی امیدی در زندگی‌اش بود به‌یاد می‌آوریم. با آمدن نئونوآر این ساختارها کمی با سینمای پست‌مدرن آمیخته شدند و طی این چند دهه بارها و بارها آزمون‌و‌خطاهای فیلم‌سازان مختلف را در ورود به این ژانر مرموز سینمایی شاهد بوده‌ایم. «نیل لابوت» که نزدیک به سه دهه است در تئاتر و سینما با ژانرهای مختلف سر‌و‌کله می‌زند، این‌بار به‌سراغ درامی از جنس نوآرهای کلاسیک رفته است.
لابوت را به روایت‌های ساده و سرراستی که ارائه می‌دهد می‌شناسیم. این کارگردان، در هر ژانری، از ساده‌ترین مسیر ممکن وارد روایت خود می‌شود و سعی می‌کند در طول روایت به ساختار ژانری آن وفادار بماند؛ چه درامی پست‌مدرن باشد یا درامی رازآلود و دلهره‌آور. او در اثر جدید خود با نام «غیرمنتظره»، کاراکتر «کانر» را به‌طور کاملاً غیرمنتظره در برابر زنی با نام «ماریلین» قرار می‌دهد. حداقل در همین برخورد می‌توان تشخیص داد که بازیگری چون دایان کروگر خیلی بهتر از نقشی که در فیلم «مارلو» داشت مخاطب را تحت تأثیر کاراکتر زن اغواگر قصه قرار می‌دهد. زمانی که ۱۵ دقیقه‌ی ابتدایی فیلم را مشاهده می‌کنیم به همان نکته‌ی ساده‌نگری کارگردان پی می‌بریم. او از همین ابتدا به مخاطب می‌گوید که قرار است در کدام ساختار سینمایی قدم بردارد. از سویی دیگر کاراکتر کانر با بازی فرزند جک نیکلسون، «ری نیکلسون»، نیز همه‌ی ساختارهای کاراکتر اصلی مرد آثار کلاسیک نوآر را دارد؛ مردی که به‌تنهایی در حال گذران زندگی خود است و تنهایی‌اش باعث به‌دام افتادن او در اغوای زن موطلایی قصه می‌شود. لابوت برای کامل کردن شخصیت‌پردازی کانر و هویدا کردن ضعف شخصیتی او برای مخاطب از سوءسابقه در ارتکاب قتل غیرعمد نیز استفاده کرده است. آنچه کارگردان در پرده‌ی اول مقابل ما قرار می‌دهد پکیجی کامل از شخصیت‌پردازی و ساختاربندی نوآر است. گذر زمان با پرده‌های نوشتاری یکی دیگر از نقاط قوت این اثر است. کارگردان از همان ابتدا می‌داند که ممکن است مخاطب در باب زندگی خصوصی کاراکترها دچار نوعی تردید شود که با این پرده‌های زمانی پاسخ مشخصی به این سوال مخاطب می‌دهد. لابوت در این گذر نوشتاری زمان از قیدهای مشخص زمانی استفاده نکرده است و سعی دارد قیدهایی همچون «چند هفته یا بیشتر»، «شاید چند ساعت بعد» و امثال آن‌ها را استفاده کند.
فیلم «غیرمنتظره» به‌طور غیرمنتظره‌ای ساده و قابل درک است. سادگی در ساختار کلی فیلم باعث هضم راحت آن توسط مخاطبان می‌شود. وفادار بودن روایت به نوآر کلاسیک و پرهیز کارگردان از شلوغی بیش‌از‌حد و قاب‌های تمیز و رنگی و مهمتر از همه پالت رنگی متناسب با روایت باعث تبدیل شدن این اثر به یک نوآر ساده و قابل دفاع می‌شوند. کارگردان در پرده‌ی سوم فیلم خود نیز سعی دارد این سادگی را در همه‌ی جوانب ماجرا با کمی ابزوردیسم پنهان دچار تلاقی کند؛ به سکانس شب قتل توجه کنید که این آمیختگی چگونه باعث خلق کمدی-ابزورد موقعیت می‌شود. همان‌طور که بارها و در مرورهای مختلف بیان کرده‌ایم، شاید یکی از مشکل‌ترین ساختارها در سینمای قصه‌گو همین ساختارهای ساده از ژانرهای مختلف باشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟