بدون منطق روایی، بدون شخصیتپردازی
پدر و مادر آلن به تازگی از هم جدا شدهاند. آلن و پدرش به خانهای جدید اسبابکشی میکنند. آلن در خانهی جدید با همسایهی پیرشان دوست شده و این همسایه از او میخواهد در راه یافتن بیگانگان فضایی به او کمک کند. همسایه آلن را یک آنتن فضایی مینامد که میتواند به کمک او به راحتی با بیگانگان فضایی ارتباط برقرار کند. در همین حین دختری از فضا که به دنبال اطلاعات بیشتر از زمین برای ارائهی درساش است، وارد زمین شده و در برابر آلن قرار میگیرد.
خلق دنیاهای جدید و ارائهی داستانهای جذاب و خلاقانه آن هم برای کودکان امروزی که به راحتی در برابر هر روایتی نمینشینند کار سختی است. به همین دلیل هم خالق این اثرات قبل از هر چیز باید با دنیای کودکان آشنایی داشته باشد و همه چیز را از زاویه دید آنها ببیند تا بتواند داستان خود را هم از همین زاویه و نزدیک به آنها روایت کند. انیمیشن «آلن کوچک» اما برخلاف دیگر ساختههای سازندهاش تنها بخشهای کمی از خود را برای کودکان نوشته است و بیشتر داستان دچار سردرگمی یافتن مخاطب است. این انیمیشن نمیداند قرار است برای نوجوانان روایت شود یا برای کودکان یا حتی بزرگسالان.
«آملی نسبی فیک» در سال ۲۰۱۶ از مدرسهی ملی فیلم کوپنهاک فارغالتحصیل شد و فیلم کوتاه فازغالتحصیلیاش که برای کودکان ساخته بود جوایز بسیاری را نصیب او کرد. آملی در سال ۲۰۱۷ یک انیمیشن بلند کودکانه را ارائه داد که آن هم مورد استقبال قرار گرفت. اما داستان آلن کوچک او در سال ۲۰۲۲ نه آن شادابی و نه آن منطق روایی دیگر آثارش را ندارد. در این انیمیشن سردرگمی شخصیتها با ورود ناگهانی و پرداخت نشدن کاملاً مشخص است. هیچ کدام از شخصیتها تعریف درستی ندارند. نه آن زن رانندهی کامیونی که به ناگاه در برابر این خانواده قرار میگیرد و بعداً معلوم میشود عاشق پدر آلن است برای مخاطب کودک قابل درک است و نه آن مرد قوی هیکلی که یک سگ دارد. مرد کلکسیوندار هم مشخص نیست چرا علاقه به تاکسیدرمی کردن حیوانات دارد و منشیاش چرا با آن همه رفتارهای بد با او همراه است. حتی دلیل بهم خوردن رابطهی پدر و مادر آلن در ابتدای داستان و سپس بازگشت آنها به هم در آخر داستان نیز مشخص نیست. اینکه چرا آلن آنتن انسانی است و ویژگی خاص او چیست که توانسته رابط میان انسانها و بیگانگان فضایی باشد مشخص نمیشود. دختری که از فضا آمده هم به جز رنگ سبزش و داشتن سه پا تفاوتی با یک انسان معمولی ندارد و اصلاً مشخص نمیشود چه طور به زمین آمده و چه طور باز میگردد. سیارهای که از آنجا آمده چگونه جایی بوده و چه تفاوتی با زمین دارد. در واقع آملی نتوانسته است دنیایی که مدنظرش بوده است را به خوبی تصویر کند. همه چیز در این دنیا آشفته و سردرگم است. برقراری ارتباط با این دنیا دقیقاً به همین دلیل کار سختی است. کودک تنها میتواند با تصاویر ساده و شفاف آن و عجیب بودن دختر فضایی کمی ارتباط برقرار کند و بعد از یکبار دیدن به راحتی آن را به دست فراموشی بسپارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.