بیخاصیتترین مارلوی تاریخ سینما
«نیل جردن» ایرلندی طی چهار دهه فعالیت خود در سینما آثاری را خلق کرده که هر کدام از آنها بهنوعی در ذهن مخاطبان سینما حک شدهاند؛ از «ما فرشته نیستیم» تا «مصاحبه با خونآشام» و آثاری چون «پسربچهی قصاب» و «اوندین» یا «بازی گریه». برای این کارگردان ایرلندی سرک کشیدن در هر ژانر فقط نشان از قدرت قصهگوییاش دارد. او در ژانر دلهره همانقدر خوب با کلیشهها بازی میکند که در کمدی. انتخاب زوجهای بازیگری مانند برد پیت و تام کروز در کنار هم یا شان پن و رابرت دنیرو فقط از عهدهی نیل جردن برمیآمد و شاید اعتماد بسیاری از ستارههای سینما به پروژههای او در نتیجهی همین انتخابهای خوب است. نیل جردن در سال جدید با فیلم «مارلو» به سینما بازگشته است که همکاری دوبارهی او با لیام نیسون را شاهد هستیم.
فیلیپ مارلو کاراگاهی خصوصی در شهر لسآنجلس است. نیل جردن قصد دارد این کاراگاه خصوصی و تنها را در روایتی شبهنوآر به بازی فساد و قدرت بکشاند. زنی جوان با نام «کلر کوندیش» برای یافتن معشوقهی مکزیکی خود به مارلو مراجعه میکند. آقای جردن با این سابقهی طولانی در سروکلهزدن با هر روایتی در هر ژانری چرا اثر خود را اینگونه خالی از هر هیجانی به مخاطب ارائه میدهد؟ اثر او کاملاً بر اساس رازآلودگی و یافتن نقاطی سیاه در زندگی هر کدام از کاراکترها بنا شده است. فراموش نکنیم که نام فیلیپ مارلو در سینما قدمتی بیش از هفتاد سال دارد و این کاراکتر داستانی در آثار بسیاری در سینمای کلاسیک بازنمایی شده است. بگذارید برخی از بازیگرانی را که در نقش فیلیپ مارلو نقشآفرینی کردهاند مرور کنیم؛ «همفری بوگارت» در فیلم «خواب ابدی»، «رابرت میچام» در فیلم «بدرود عشق من»، «الیوت گولد» در فیلم «خداحافظی طولانی»، «جورج مونتگومری» در فیلم «برشر دوبلوم» و … آقای نیل جردن با آگاهی از این همه بازنمایی قدرتمند توسط کارگردانهایی مانند هاکس و آلتمن بهسراغ یکی از داستانهای مارلو رفته است.
با آگاهی از همهی آن آثار کلاسیک و نوآر باید گفت که اثر جدید آقای جردن نسبت به آنها هم ضعیف است و هم ناتوان از ارائهی چهرهای است که تا پیش از این از مارلو دیده بودیم. لیام نیسون آن بازیگری نیست که بتواند کاراکتر مارلو را برای مخاطب بازنمایی کند. از سویی دیگر کارکترهای اطراف مارلو نیز نشان از یک اثر محصول ۲۰۲۲ و شیک دارند و نه یک شبهنوآر. نکتهی عجیب در این باب همان بازیگردانی خوب نیل جردن است که در این اثر چیزی از آن نمیبینیم. او در این اثر نه روایت دارد و نه کاراکتری که بتواند درون این بیروایتی خودی نشان دهد. باید گفت که اثر جدید آقای جردن فقط نامی از مارلوی مشهور دارد. شاید بهتر آن بود که این کارگردان ایرلندی بهسراغ این کاراکتر نمیرفت. نیل جردن گویی در این اثر هم سعی دارد کاراکتر کلاسیک مارلو را حفظ کند و هم ترکیبی از نورپردازیها و تقابلهای اکشن مدرن را به اثر وارد کند. شاید فقط خود جردن بداند که این فیلترهای رنگی به چه کار میآیند و چرا مارلوی او بهجای حل معماهای پیچیده در روایت بیشتر دوست دارد در گوشهای پنهان شود و اجازه دهد بقیه این معما را حل کنند. در اثر جدید این کارگردان ایرلندی نه نشانی از قدرت روایتهای گذشتهاش وجود دارد و نه درامی جنایی مقابل مخاطب قرار میگیرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.