پوستر فیلم توطئه‌ی شیطان

روایتی بی‌بخار از تقابل فرشته‌ها

توطئه‌ی شیطان
The Devil Conspiracy
محصول ۲۰۲۲ – جمهوری چک
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور آثار دلهره‌ای که به تقابل‌های آسمانی می‌پردازند و در قالب سینمای تجاری روی پرده می‌روند، خیلی کم اثر با کیفیتی را شاهد بوده‌ایم. شاید یکی از تقابل‌هایی که مخاطب سینمایی را راضی نگاه داشت فیلم «کنستانتین»‌ بود که در مرورهای قبلی بسیار به آن ارجاع داده‌ایم. آقای «ناتان فرانکوفسکی» در جدیدترین اثر خود سعی دارد خیزی بلند به درون دنیای فرشته‌ی سقوط‌کرده، لوسیفر، بردارد. اما روایت او به‌گونه‌ای پرداخت نشده که بخواهد چنین گام بلندی را بردارد.
در افتتاحیه‌ی فیلم داستان سقوط لوسیفر و به‌بند کشیده‌شدن او توسط میکائیل را شاهد هستیم. شاید برای هر مخاطبی این سکانس به‌لحاظ استفاده از جلوه‌های ویژه تبدیل به یک بازی بی‌کیفیت کامپیوتری می‌شود. نمایه‌هایی که از بازی‌های آنلاین کامپیوتری در تبلیغات یوتوبی می‌بینیم بسیار باکیفیت‌تر و ساختارمندتر از این سکانس هستند. کارگردان بی‌آنکه درکی از کتاب مقدس داشته باشد وارد داستان می‌شود. آقای فرانکوفسکی اساس روایت خود را روی شایعات آنلاین اینترنتی و تئوری‌های توطئه چیده است و قصد دارد از درون همه‌ی این‌ها اثری سینمایی بیرون بکشد.
شاید اگر فرانکوفسکی می‌توانست روی همان تک‌سکانس فرآوری ژنومی مانور دهد و روایت خود را حول آن بچیند، اکنون با اثری قابل تأمل و سرگرم‌کننده رو‌به‌رو بودیم. فرانکوفسکی بی‌آنکه بداند روایت به کدام سو می‌رود با قطعه‌ای از ویوالدی مخاطب را دلگرم می‌کند که شاید پس از آن شروع ضعیف حداقل ادامه‌ای سرگرم‌کننده را پیش رو داشته باشد. اما فرانکوفسکی باز هم مخاطب را ناامید می‌کند. شخصیت‌پردازی بسیار ضعیف او باعث شده با کاراکترهایی رو‌به‌رو شویم که هیچ‌کدام تا پایان داستان پرداخت نمی‌شوند و همچون علف هرز در قاب‌ها وجود دارند؛ از آن دختری که دائم در حال جیغ زدن است تا پیرزنی که در حال مدح و ثنای لوسیفر به کشتن می‌پردازد. در کمال تعجب کاراکترهای غیرواقعی آقای فرانکوفسکی گیرایی بیشتری از کاراکترهای انسانی دارند.
این فیلم نشان داد که کارگردان توانایی ورود به چنین دنیای عریضی را در ژانر دلهره ندارد. شاید داشتن یک استوری‌بورد مشخص در این آثار از نان شب هم واجب‌تر باشد. این فیلم و آنچه در آن شاهد بودیم فاقد استوری‌بورد بود. به‌همین سبب است که لوسیفر آن برای مخاطب ژانر دلهره گیرایی ندارد و بیشتر در حد یک کلاغ زخمی است که تا بال‌های‌اش را می‌گشاید سقوط می‌کند. آقای فرانکوفسکی با این همه ضعف در روایت و این پرداخت و تدوین کودکانه باز هم سعی دارد در پرده‌ی سوم مخاطب را به‌درون رازآلودگی ببرد. او ابتدا باید اطمینان حاصل می‌کرد که مخاطب بتواند تا پایان اثر را مشاهده کند و بعد به‌دنبال این شیرین‌کاری‌ها می‌رفت. او قصد دارد با دمی مسیحایی حلول فرزند تازه‌متولشده را جشن بگیرد و در ادامه با استفاده از جلوه‌های ویژه و دود سیاه‌رنگ شیطانی مخاطب را در شش‌و‌بش نگاه دارد. اما او حتی برای این پلان هم برنامه ندارد و کاراکتر کودک بیشتر شبیه کودکی می‌ماند که به‌همراه پدر و مادر برای عکس گرفتن به آتلیه رفته است. شاید باید آن تک‌نمای حیرت‌انگیز و نگاه کودک در فیلم «طالع نحس» را به‌یاد آورد تا ضعف مطلق این بازی کودکانه‌ی آقای فرانکوفسکی بیشتر نمایان شود. باید به این کارگردان آموخت که ورود به این روایت‌ها هم تسلط کامل روی پرداخت‌های مذهبی می‌خواهد و هم دانش سینمایی می‌طلبد. آقار فرانکوفسکی، حداقل در این اثر، هیچ‌کدام از این بایدها را نشان نداد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟