پوستر فیلم شهربازی

روایتی نخ‌نما در سینمای مهجور پاکستان

شهربازی
Joyland
محصول ۲۰۲۲ – پاکستان
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

پاکستان یکی از آن کشورهایی است که خیلی کم در عرصه‌ی سینما مخاطب را درگیر کرده است. مخاطب سینما به‌ندرت در معرض جامعه‌ی شهری پاکستان از طریق قاب دوربین فیلم‌سازان قرار گرفته است. «صائم صادق» در اولین فیلم بلند داستانی خود سعی دارد این مخاطب را در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر لاهور با درون‌مایه‌ای نخ‌نما به گشت‌وگذار ببرد.
داستان او روی «حیدر» متمرکز است. حیدر جوانی متأهل است که همراه پدر بیمار و خانواده‌ی شلوغ برادرش زندگی می‌کند. او در کارهای خانه به همسر برادر کمک می‌کند و به‌نوعی مردی خانه‌دار است. همسرش، «ممتاز»، در یک آرایشگاه مشغول به کار است. در قاب‌های ابتدایی فیلم رابطه‌ی بسیار صمیمانه‌ی این خانواده را مشاهده می‌کنیم. کارگردان جوان پاکستانی اما سعی دارد روایت را کمی عریض‌تر کند و حیدر را در معرض روابط بیرون از خانواده قرار دهد. در نهایت حیدر به‌عنوان رقاص در یکی از سالن‌های تئاتر اروتیک در لاهور مشغول‌به‌کار می‌شود. اما رقاص اصلی یک فرد تراجنسیتی با نام «بیبا»‌ است. پس از این تقابل دیگر روایت خود را عیان می‌کند؛ حیدر همچون فردی که دچار سردرگمی جنسی می‌شود و بیبا همچون دیگر کاراکترهای دگرباش که سعی دارد خود را به هر طریقی به جامعه ثابت کند.
شاید اگر آقای صادق کمی در آن‌سوی روایت متمرکز می‌شد به داستانی منحصربه‌فرد در دل پاکستان می‌رسیدیم. آن‌سوی دیگر روایت محله‌ی مذهبی‌نشین و سنتی‌ای است که حیدر در آن ساکن است. این بخش از روایت همانی است که باید بسیار به آن پرداخته شود؛ انبوهی از مردمان متحجر که ظاهر را همچون افراد مبادی آداب نگاه می‌دارند، اما در گوشه‌های خلوت محله و زمانی که چشمی نظاره‌گر آن‌ها نیست خودشان را از پس پرده بیرون می‌کشند. در درام آقای صادق این بخش آن‌قدر کم‌رنگ است که همچون گزارشی زودگذر در زیر رابطه‌ی حیدر و بیبا پنهان می‌شود.
درام آقای صادق مجموعه‌ای از اولین‌هاست که باعث شده فستیوال‌نشین‌ها روی خوش به آن نشان دهند. از درون جامعه‌ای که هر چند‌وقت‌یک‌بار مدرسه‌ای را منفجر می‌کنند یا دختری را به آتش می‌کشند، بیرون آمدن چنین درامی باعث جلب‌نظر می‌شود. به‌همین سبب باید به کارگردان جوان و با جسارت پاکستانی تبریک گفت. اما نباید این را هم فراموش کرد که روایت او ناقص است و این نقص از ابتدا همراه فیلم وجود دارد. او در شخصیت‌پردازی کاراکتر ممتاز کمیت‌اش لنگ است. مخاطب تغییر رفتار ممتاز و فروپاشی روانی او را فقط مشاهده می‌کند، چون کارگردان او را می‌کشد. داد‌وبیدادهای همسر برادر حیدر که «شما اونو کشتید، همه‌ی ما قاتلیم» آن چیزی نیست که در پرده‌ی دوم مشاهده می‌کنیم. از خود می‌پرسیم که ممتاز فقط به‌دلیل بی‌توجهی جنسی همسر دچار این فروپاشی شد؟‌ یا اینکه او از سرگردانی جنسی حیدر خبر داشت و به پوچی عاطفی رسید؟‌ کارگردان وظیفه دارد که ما را با دلیل اصلی این ازهم‌گسیختگی روانی رو‌به‌رو کند. اینکه کاراکتر ممتاز با دیدن خودارضایی یک مرد در کوچه دچار برانگیختگی جنسی می‌شود دلیل قانع‌کننده‌ای نیست. روایت آقای صادق کمی در پرداخت به این حفره‌های روایی سردرگم است. به‌همین دلیل است که سعی دارد با اضافه کردن چند نمای فانتزی مانند حسرت حیدر برای لمس دریا یا نماهای نخ‌نمای عکس‌گرفتن با کلاه‌گیس در اتاق گریم ضعف روایت را پوشش دهد. اما فیلم که به انتها می‌رسد، این حفره‌ها همچون پرسش‌هایی بی‌پاسخ ذهن مخاطب را درگیر می‌کنند. در هر حال باید امیدوار بود بیشتر‌‌و‌بیشتر از سینمای مهجوری چون پاکستان مشاهده کنیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟