پوستر فیلم آخرین رقص مایک جادویی

ماجراهای سقوط ایده در آثار سودربرگ

آخرین رقص مایک جادویی
Magic Mike's Last Dance
محصول ۲۰۲۳ – ایالات متحده
ژانر درام، رقص، موزیک
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

استیون سودربرگ از آن دست کارگردان‌های سینمای پست‌مدرن و مستقل بود که دهه‌به‌دهه هویتی را که با زحمت به‌دست آورده بود از نظرها پاک کرد. همه سودربرگ را به کارهای عجیب‌و‌غریب و کم‌هزینه در سینمای مستقل می‌شناختند. او گاه با یک دوربین موبایل سعی می‌کرد روایت خلق کند و با استفاده از نام‌اش که دیگر برند شده بود توجه مخاطبان جهانی سینما را به خود جلب می‌کرد. اما فراموش نکنیم که سودربرگ در دوران اوج خودش «یاران اوشن»‌ را روی پرده برد. سودربرگ پس از یاران اوشن نشان داد که حتی کریستوفر نولان هم نیست و توانایی ساخت یک بلاک‌باستر درست را هم ندارد. در هر حال باید به او حق داد که طی سال‌های اخیر به هر دری می‌زند تا همگان دوباره او را سودربرگ بشناسند. او در تازه‌ترین شاهکار خود دوباره «مایک جادویی» را از صندوقچه بیرون آورده و امید دارد بدن دچار اعوجاج مایک برای اغوای زن‌ها، مخاطب سینما را هم برای تماشای اثر سودربرگ اغوا کند.
شاید گر بخواهیم برای پرداخت به این اثر از برخی مفاهیم استفاده کنیم، کمی توهین به آن مفاهیم باشد. اگر بخواهیم از اروتیسم مردانه سخن بگوییم، در نهایت خودمان پس از پایان فیلم خواهیم گفت که چند بدن مردانه زیر باران مصنوعی و کج‌و‌معوج‌شدن‌ها چه ارتباطی با خطوط و انحناهای تن دارد. از سویی دیگر سودربرگ ملتمسانه از یک راوی استفاده می‌کند تا مخاطب را در ساختار رقص نگاه دارد. اما آیا اصلاً در این فیلم با رقص مواجه هستیم؟ آقای سودربرگ داستانی ندارد که بخواهد در آن طراحی رقص داشته باشد. مایک جادویی او دوباره با اعوجاج بدن یک زن مطلقه‌ی ثروتمند را اغوا می‌کند و به لندن می‌رود. سودربرگ با اعتماد‌به‌نفس کامل سعی دارد یک سالن تئاتر کلاسیک را تبدیل به سالن رقص‌های عریان کند. او باید بداند که این کار نشانه‌ای از پست‌مدرنیسم در خود ندارد. سودربرگ با این تقابل هویت اثر خود را زیر سوال می‌برد. لوکیشن او می‌توانست هر جای دیگری باشد.
فیلم جدید سودربرگ حتی به‌اندازه‌ی یک خط روایت هم ندارد. زمانی که این روایت وجود خارجی نداشته باشد، نه کاراکتری باقی می‌ماند و نه موقعیت‌های دراماتیک. مخاطب نیز که با انواع‌و‌اقسام روایت‌های زرد هالیوودی در باب رقص‌های ترکیبی مواجه بوده اجازه می‌دهد آقای سودربرگ روی همین خط کلیشه‌ها اثرش را به پایان برساند. اینکه اثری بسازی که نه در باب رقص باشد، نه موزیک و در انتها نه کاراکتری داشته باشد و نه داستانی، کاری شگفت‌انگیز است که فقط از عهده‌ی سودربرگ بزرگ برمی‌آید.
مایک جادویی آقای سودربرگ دیگر جادو ندارد و بیشتر باعث غرق شدن این کارگردان بی‌ایده شده است. به‌طور حتم زمانی که مجبور می‌شوی به‌سراغ یک اثر بیات‌شده و داستان کلیشه‌ای آن بروی، حتی اگر سودربرگ هم باشی، نشان از این دارد که تمام دریچه‌های ذهن‌ات بسته شده و دیگر توانایی ایده‌پردازی نداری. اینکه سودربرگ بخواهد دوباره همان فیلم‌ساز مستقل دهه‌ی ۱۹۹۰ باشد تقریباً بعید است، اما می‌توان امید داشت که او از طریق همین دالان هالیوود حداقل همچون اسپیلبرگ، نولان یا اسکورسیزی و دیگران آثار سینمایی بسازد. در هر حال نام استیون سودربرگ به‌عنوان کارگردان یک اثر سینمایی دیگر کسی را شگفت‌زده نخواهد کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟